گدایان خوشبخت کابلی

اطلاعات روز

عارفه سحر


هر دو وقتی در کوچه‌های شلوغ پایتخت قدم می‌زنند و به گذشته‌ی‌شان فکر می‌کنند، خود را خوشبخت‌تر از هم‌روستایان‌ قدیمی‌شان احساس می‌کنند. از تمام دار و ندار دنیا، به نگاه کردن به نور چراغ‌های رنگ‌رنگ، به استشمام عطر آدم‌های که از کنارشان می‌گذرند، به دیدن آدم‌های پول‌دار، فروشگاه‌های بزرگ و موترهای آخرین مدل، قانع‌ اند.

کمتر از هر کسی، دغدغه‌ی فکری دارند و با داشته‌های اندکی‌‌شان راضی‌ اند. وقتی از آنان راجع به مسایل امنیتی و اوضاع و احوال روزگار می‌پرسم، با کمال تعجب می‌بینم، یگانه آدم‌هایی در افغانستان هستند که از هیچ‌چیزی شکایت ندارند؛ نه اوضاع بد امنیتی، نه اقتصادی و نه سیاسی و اجتماعی. انگار زندگی بر وفق مراد است و دنیا آرام و به‌کام. خدیجه‌ی 64 ساله و رحمان 70 ساله (نام‌ها مستعارند)، تمام دنیای‌شان خلاصه می‌شود به پس‌کوچه‌های پایتخت. در دنیای آن‌ها، نه رادیویی خش‌خش می‌کند، نه تلویزیونی برفک می‌اندازد و نه روزنامه‌یی تیتر درشت و داغی می‌زند.

به‌دنبال آنان به تپه‌ی «شهر‌آرا» می‌روم؛ جایی که زوج کهن‌سال، کلبه‌ی فقیرانه‌یی دارد. سه نفره که وارد خانه می‌شویم، احساس می‌کنم آنقدر تنگ و تاریک است که نمی‌شود همزمان سه نفر در آن بنشیند. خدیجه و رحمان بابت نشستن در این خانه، ماهانه دو هزار افغانی می‌پردازند. ظرفی از آب سرد با یک پیاله‌ و چند تکه‌نان خشک داخل پلاستیک در گوشه‌ی اتاق می‌بینم. در کنجی دیگراتاق دو جوره پتو و دو بالشت افتاده؛ این تمام اسباب و لوازم زندگی ‌یک زوج پیر در پایتخت افغانستان است.

خدیجه با یک پیاله آب سرد از من پذیرایی می‌کند و با لبخند می‌گوید: «راه ما دور است، خسته شدی و حالا آب سرد بنوش.»

رحمان، پشت به متکا زده و رو به من می‌گوید: «من از زندگی در کابل خیلی خوش‌حالم. این‌جا زندگی ساده و راحت‌تر است. کابل همه چیز دارد؛ فروشگاه‌های کلان، جاده‌های آسفالت و آدم‌های پول‌دار. هر کس به قدر توانش به ما کمک می‌کند؛ روغن، نان خشک، پول نقد… مجبور نیستیم روی زمین‌ها کار کنیم، قلبه و خویشاوه کنیم و یا کارهای سخت کشاورزی انجام بدهیم.»

ده سال است که از کله‌ی صبح تا بوق سگ، هر دو یک‌به‌یک کوچه‌های شهرنو را می‌گردند، زباله‌ها را جمع می‌کنند و می‌فروشند و با پول آن، زندگی را سر می‌کنند. این کاریست که دیگر به آن عادت کرده و هنگام گذر از خیابان‌ها و کوچه‌ها، ناخوداگانه چشم‌شان قوطی‌های خالی را می‌پالد.

رحمان و خدیجه، چهار دختر و یک پسر دارند. پانزده سال قبل از ولایت نورستان به کابل آمدند. حالا دختران همه ازدواج کرده و یگانه پسرشان نیز به گونه‌ی مستقل زندگی می‌کند.

رنگ و رخ و پراهن نخودی و چادرمچاله‌شده‌ی سیاه خدیجه را چرک وغبار و دود پوشانده است. از او می‌پرسم که لباس دیگری ندارد. شوهرش پیش قدم می‌شود و رشته‌ی کلام را به دست می‌گیرد. شاید نگران است که همسرش چیزی بگوید که غرور مردانه‌ی او را له کند: «بارها به خانمم گفته‌ام که لباس‌های جدیدترش را بپوشد اما نمی‌پوشد. لباس زیاد دارد اما همه را بغچه کرده.» نوبت که به خدیجه می‌رسد، می‌گوید: «نمی‌توانم لباس‌هایم را زود‌به‌زود بشویم، هم به‌خاطر کم‌آبی و هم به‌خاطر که توانایی‌اش را ندارم. تمام روز در بیرون هستیم وقتی خانه بر می‌گردم، خیلی خسته‌ام.»

خدیجه و رحمان سواد خواندن و نوشتن ندارند و چیزی هم از اوضاع و احوال کشور نمی‌دانند. آنان در دنیای کوچک و خلوتی زندگی می‌کنند که در آن خبری از انفجار و انتحار نیست. فکر می‌کنند که کابل آرام‌ترین جای زمین است و از این که در این شهر زندگی می‌کنند، خیلی خوش‌حالند.

در پایان روز وقتی هردو به‌ سمت خانه بر می‌گردند، در کنار زباله و قوطی‌های خالی، مقداری خستگی هم با خود می‌برند اما از این‌که هر دو سالم و کنار هم، سفر زندگی را طی می‌کنند، خوش‌حالند و خود را خوشبخت‌تر از هم‌روستایان‌ قدیمی‌شان احساس می‌کنند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه