طالبان باز هم در کابل دست به یک جنایت انسانی زدند؛ حملهی انفجاری مرگبار که عموم قربانیان آن مردم هستند. در این فاجعه دستکم 16 تن کشته و نزدیک به 120 تن دیگر زخمی شدند. خانههای مسکونی مردم بهشدت آسیب دیده و خسارات هنگفت مالی و جانی به مردم وارد شده است. طالبان مسئولیت این حمله را پذیرفته اند. طالبان مدعیاند که به خارجیها تلفات وارد کردهاند، اما بیشتر قربانیان این رویداد غیرنظامیان هستند. مردم محل میگویند تا کیلومترها خانههایشان تحریب شده و بهشدت آسیب دیدهاند. گزارشهای تکاندهنده از پیامد و بزرگی این حمله وجود دارد. از اینرو، این کار طالبان هیچ توجیهی ندارد.
خلیلزاد در فرجام نهمین گفتوگوهای خود گفت با طالبان به توافق رسیده و این توافق خشونتها را کاهش خواهد داد. در شبی که آقای خلیلزاد برای شریککردن معلومات توافقنامهی واشنگتن و طالبان مهمان کابل بود، طالبان دست به یکی از بزرگترین حملات انفجاری زدند. برخلاف گفتههای آقای خلیلزاد، طالبان آتش خشونتها را شعلهورتر کرده است. روزهای که آقای خلیلزاد با طالبان به توافق رسیده و دو طرف آمادهی امضای موافقتنامهاند، ماشین جنگی طالبان فعالتر شده است. به عبارت دیگر، همزمان با مذاکرات آمریکا و طالبان در دوحه خشونتها در حال افزایش بوده است. بهعنوان مثال، نظامیان طالب دوشنبهشب تلاش کردند شهر قندوز در شمال را بگیرند. طالبان از چهار جهت بر این شهر حمله کردند و در میان خانههای مسکونی مردم موضع گرفتند. عملا شهر قندوز برای حدود دو روز فلج شد و تا کنون زندگی در این شهر به حالت عادی برنگشته است. همزمان طالبان در قندوز دست بهحملهی انتحاری نیز زدند. در این چرخهی خشونتآفرینی طالبان مردم ملکی هم تلفات جانی و هم زیانهای بزرگ مالی دیدند. مردم قندوز از ترس حملهی دوبارهی طالبان مجبور شدند کشتهشدگان را شبانه به خاک بسپارند. طالبان پس از شکست از قندوز به شهر پلخمری حمله کردند. از اینرو دیده میشود خشونتطلبی طالبان در روزهای اخیر شدت گرفته است.
خلیلزاد گفته است بهطور اصولی با طالبان به توافق رسیده است. اما معنای توافق اصولی افزایش خشونت نیست. اولین پیششرط یک توافق اصولی و خوب، کاهش خشونت و توقف چرخهی مرگآفرین طالبان است. با ادامهی این وضعیت واقعا کمکم افکار عمومی در افغانستان به این نتیجه میرسد که طالبان قصد صلح را ندارد و تنها در تلاش بیرونکردن امریکا از افغانستان است. اصرار طالبان بر خشونتورزی، ممکن است به این معنا نیز باشد که این گروه با فریبدادن امریکا، زیادهخواهی و کوتاهنیامدن، بهجای درک دیپلماسی بهعنوان راهی برای حل منازعه، تلاش امریکاییها برای مذاکره را نشان ضعف و بیچارگی آنان بپندارد. انتظار ما این است که امریکا باید این باریکی را در نظر داشته باشد. در واکنش به خشونتآفرینی طالبان در روزهای اخیر، امریکا باید از طالبان بخواهد که معنای این رفتار دوگانه چیست؟ بنابراین، امریکا و متحدان افغانستان نباید این رفتار دوگانه و مردمستیز را نادیده بگیرند.
دیروز مردم و ساکنان محل انفجار دست به تظاهرات زدند. این تظاهرات به خشونت هم کشیده شد. حرف اصلی مردم این است که بهرغم درخواست مکرر آنان، حکومت کمپ «گرین ولیج» محل استقرار مؤسسات و نهادهای بینالمللی در شرق کابل را بهجای بیرون از محل سکونت مردم انتقال نداده است. پیش از این هم این منظقه بهدلیل حضور خارجیها هدف حملات مخالفان مسلح قرار گرفته بود. حق با مردم است. در شرایطی که از یکسو حکومت توان تأمین امنیت مردم را ندارد و از طرف دیگر، به کمترین خواست مردم که مصئونیت است، توجه نمیکند، به معنای کوتاهی جدی حکومت است. پس از شب انفجار برخی چهرههای نزدیک به حکومت در واکنشهای خود، تمام تقصیر را گردن توافق امریکا با طالبان انداخت؛ اما این نوع برخورد فرافکنی است. حکومت نمیتواند ناکامی و کوتاهی خود را در تأمین امنیت نادیده بگیرد. درست است که باید اولین پیامد توافق واشنگتن با طالبان کاهش خشونتها درافغانستان باشد؛ اما حکومت و دستگاه امنیتی نیز باید به مسئولیتهای خود رسیدگی کند.
بنابراین، طالبان بر افزایش خشونتها بیمهابا اصرار دارند. این گروه ظاهرا خود را برنده جنگ با ایالات متحده امریکا میداند. در قدم اول امریکا باید روند صلح را بر کاهش خشونتها از سوی طالبان مشروط کند. اگر واقعا چنین نشود، گامهای بعدی صلح دشوارتر و پیچیده خواهد شد. اگر واقعا واشنگتن در صدد توافق اصولی و خوب با طالبان است، آنگونه آقای خلیلزاد میگوید، کاهش خشونت از سوی طالبان، یک ضرورت فوری است.