[su_label]کانورسیشن/ علیرضا یونسپور[/su_label]
[su_label]ترجمه: معصومه عرفانی[/su_label]
کابل پایتخت افغانستان، روز چهارشنبه شاهد یک اعتراض تاریخی بود. دهها هزار نفر از مردم به سوی ارگ ریاستجمهوری راهپیمایی کردند. این بزرگترین تظاهرات در تاریخ افغانستان مدرن بهحساب میآید. تظاهرکنندگان تابوت و عکسهای هفت انسان بیگناه –از جمله دو زن و یک دختر نه ساله- را با خود داشتند که اجساد آنها روز شنبه پیدا شده بود.
ظاهراً مقامات افغان گفتهاند که دولت اسلامی (داعش) این افراد را که از قوم هزاره هستند، چند ماه قبل ربوده و آنها را در ولسوالی ارغنداب ولایت زابل نگهداری میکرد. درحالیکه هنوز سوالاتی جدی در رابطه با شرایط این آدمربایی وجود داشت، اسیران چند روز پیش بهطرزی وحشیانه سر بریده شدند. بدن آنها را به خانوادههایشان در ولسوالی جاغوری ولایت غزنی فرستادند.
نیروهای امنیت ملی، به نشانهی احترام، به معترضان اجازه دادند تا آزادانه در اطرف میدانی که در مقابل ارگ قرار داشت حرکت کنند. این تظاهرات، بهجز زمانی که نگهبانان بر معترضانی که تلاش میکردند از دروازهی ارگ عبور کنند آتش گشودند، عمدتا مسالمتآمیز بود. یکی از سخنگویان ریاستجمهوری گفت که ده معترض زخمی شدند.
این اعتراض برای مدتی طولانی ادامه داشت. در یک سطح، این حرکت نشانی از همبستگی ملی در برابر خشونت و تروریسم بود. تظاهرکنندگان، درمیان اعتراض به افزایش ناامنیها که با سقوط مرکز ولایت قندوز توسط طالبان برجسته شد، در حمایت از نظام سیاسی لرزان افغانستان نیز شعار میدادند.
درعینحال، معترضان با انعکاس خشم و ناامیدیشان از عملکرد ضعیف و تبعیضآمیز دولت وحدت ملی، از جامعهی بینالمللی درخواست کردند تا به حمایت از مبارزهی مردم افغانستان در برابر خشونتها ادامه بدهند.
هدف، سرنگونی نظام نیست
تظاهرات و قیامهای خیابانی برای مردم افغانستان جدید نیستند. در دهههای 1960 و 1970، دانشجویان دانشگاه کابل قیام کرده و پادشاه را سرنگون نمودند. آنها به بیش از دو قرن حکومت سلطنتی پایان دادند. در دههی 1980، شورش خشونتآمیز مجاهدین منجر به سقوط دولت تحت حمایت شوروی شد که یک جنگ خونین داخلی را در دههی 1990 در کابل بهدنبال داشت.
علیرغم تفاوت در شکل و زمانبندی، تظاهرات و شورشهای قبلی دو ویژگی مهم مشترک داشتند.
اول: گامهای اول برای اصلاحات سیاسی در تطابق با تمایل مردم برای تغییر شکست خورد و در نتیجه باعث هرجومرج و بینظمی شد. ساموئل هانتینگتون، یکی از دانشمندان علوم سیاسی گفته است:
[اختلال اجتماعی] محصول تغییرات سریع اجتماعی و بسیج سریع گروههای جدید به سیاست همراه با توسعهی آهستهی نهادهای سیاسی است.
دوم، هدف این تظاهراتها و شورشها، نظامی سیاسی آن زمان بودند.
بااین وجود، در روز چهارشنبه، تظاهرکنندگان در حمایت نظام سیاسی نوپا شعار میدادند که علامتی از مشروعیت قوی این نظام در میان اکثریت مردم افغانستان است.
تحول قابل توجه دیگر این است که معترضان از تمام اقشار جامعه بوده و شامل زنان و مردانی از گروههای قومی متفاوت کشور میشدند: پشتونها، تاجیکها، ازبکها و دیگر گروههای اقلیت. آنها بر اولویت همبستگی ملی نسبت به تفاوتهای قومی و فرقهای خود تاکید کردند.
یکی از نمایندگان این تظاهرات، ذکی دریابی، در گفتوگو با تلویزیون داخلی طلوع گفت:
خواستهی آنها فراتر از تأمین امنیت هزارهها است و آنها خواهان عدالت برای تمام افغانها بدون در نظر گرفتن قومیت، مذهب و منطقه هستند.
در همان روز، مردم ولایت زابل که عمدتا از گروههای قومی پشتون هستند، تظاهراتی جداگانه در حمایت از خانوادههای قربانیان و تظاهرات کابل برگزار کردند.
این تحولات انعکاسدهندهی تغییرات قابلملاحظهی اجتماعی و سیاسی افغانستان در دههی گذشته هستند. در میان تمام مسایل دیگر، افغانستان دارای قانون اساسی و نیروی امنیت ملی است که بهطور گسترده مقبولیت دارند.
در سال 2014، با تفاوتی گسترده نسبت به سطح پایین ثبتنام در مدارس در سال 2001، حدود هشت میلیون دانشآموز در مدارس حضور داشتند و در حدود 250000 دانشجو، که 20 درصد آن زنان بودند، در 144 موسسهی تحصیلات عالی ثبت نام کرده بودند.
امروز، اینترنت، موبایل و دیگر رسانهها، بیش از هر زمان دیگری مردم افغانستان را به جهان خارج متصل میکنند. کاربران فیسبوک نقش اساسی و پیشرو در سازماندهی و پوشش تظاهرات روز چهارشنبه ایفا کردند. برخی از ایستگاههای تلویزیونی داخلی تظاهرات را با پخش زنده پوشش دادند.
بیدارباشی به رهبران
رهبران دولتی باید این تظاهرات را بهعنوان زنگ خطری ببینند و تلاش بیشتری برای تأمین امنیت مردم بهعمل بیاورند. برای انجام این کار، آنها باید اختلافات شخصی و سیاسی خود را کنار بگذارند. اولین گام این است که اکنون، بیش از یک سال پس از آغاز به کار دولت وحدت ملی، آنها باید برای مقررساختن وزیر دفاع با یکدیگر همکاری کنند.
رییسجمهور اشرف غنی و متحدان سیاسی او، که وعدهی تأمین عدالت دادهاند، نیاز دارند تا سیاستهای امنیتی خود در طول سال گذشته را بررسی کرده و ارادهی سیاسی بیشتری را برای مبارزه با طالبان و دیگر گروههای شورشی نشان بدهند. پس از سقوط قندوز و قتلهای قبلی در ولایت جلریز، غور و بدخشان، که شبیه به مورد اخیر سربریدنها بودند، پشتیبانی نظامی از کابل یا خیلی دیر رسیدند یا هرگز.
ساختار لوجستیک ضعیف و فساد گسترده، بدون شک نقشی عمده داشتهاند. بااینحال، نگرانیهایی روبهرشد در رابطه با نیت واقعی و ارادهی سیاسی غنی و مشاوران امنیتیاش در مبارزه با طالبان وجود دارد؛ چراکه تمام آنها متعلق به یک گروه قومی هستند.
درنهایت، این تظاهرات درخواستی برای ادامهی حمایت کشورهای دیگر از جمله استرالیا بود. جنرال جان کمپبیل، فرماندهی نیروهای تحت رهبری ناتو در افغانستان، روز چهارشنبه مردم را به وحدت ملی فرا خواند و بر تعهدات ایالات متحده و دیگر دولتهای عضو ناتو به «روند صلح» با طالبان تاکید کرد.
درواقع، «روند صلح» در حالتی برزخی قرار دارد. این مسئله بهدلیل اختلافات میان جناحهای طالبان و اختلافات سیاسی میان افغانستان و کشور همسایهاش پاکستان است که در گذشته حامی طالبان بوده است.
به این ترتیب، مردم افغانستان خواستار سیاست واضحتری توسط دولت خود و جامعهی جهانی نسبت به طالبان و دیگر گروههای شورشی هستند که همچنان به کشتار غیرنظامیان ادامه میدهند. بهطور خاص، استرالیا باید جناح طالبان را به لیست سازمانهای تروریستی این کشور اضافه کند.
در غیر این صورت، ناامنی، فقر شدید و حکومتداری ضعیف، تهدیدی برای نابودی مشروعیت این نظام سیاسی لرزان، و درنتیجه، آیندهی افغانستان بهعنوان یک کشور مستقل است.