- عیسا قلندر
خبرنگار ما آقای قدیر برای گفتوگو با سفیر کبیر افغانستان در واشنگتن رفته و بعد از گفتوگو، متن زیر را به ما ارسال کرده است. ما این متن را قبل از اینکه خانم رویا رحمانی رد کند با شما شریک میکنیم.
قدیر: جناب سفیر صاحب سلام. امیدوارم خسته نباشید.
سفیر: علیکم. تشکر.
قدیر: میرویم روی اصل مطلب، از اینکه نمیپرسم دیگه چطور هستی، مرا ببخش. چرا هزینه ترمیم دیوار سفارت این قدر بالاست؟
سفیر: ببینید قدیر جان، هزینه بالا نیست. اینجا چنداول کابل نیست که با بیست هزار افغانی، دو صد متر دیوار بلند کنی. اینجا واشنگتن است، هر استندردش یک میلیارد مرتبه بیشتر از استندردهای ما بالاست. به همین خاطر سلام مرا به هموطنانمان برسان و بگو که تشویش نکنند.
قدیر: شما گفتهاید که این دیوار یک دیوار معمولی نیست. فرقش با دیوارهای معمولی در چیست؟
سفیر: من هیچ وقت نگفتهام که این دیوار یک دیوار معمولی نیست، من گفتهام که این دیوار یک دیوار معمولی نمیباشد. شما خبرنگاران متأسفانه خیلی زود حرفهای آدم را تحریف میکنید. این کارتان بد است. بلی! این دیوار فرق دارد. چرا که این یک دیوار نیست، سه دیوار است و دیگر اینکه سفارت افغانستان یک همسایه دارد که ۹۵ کیلو وزن خالص دارد. ترس ما از این بود که وقتی تهداب دیوار را حفر میکنیم، این همسایه در خانهاش پشتک بزند و استحکام خانهاش از بین برود و خانهاش سر ما چپه شود و ما شهید شویم و آن وقت دهها میلیون دالر خسارت ببینیم. برای همین، این دیوار یک دیوار معمولی نمیباشد، چرا که استحکام خانههای همسایههای افغانستان در واشنگتن روی همین دیوار است. اگر باورتان نمیشود، بروید از شاروالی واشنگتن بپرسید.
قدیر: خواهش میکنم سفیر صاحب. شنیدیم شهرداری واشنگتن به شما اخطار داده، اخطاریهشان چه رقم بود؟
سفیر: اولا که واشنگتن شهرداری ندارد، شاروالی دارد. دوما، بلی آمدند اخطار دادند و گفتند یا این دیوار را میسازید، یا آمده کلتان را همراه بلدوزر ورداشته به خلیج مکسیکو سیتی میاندازیم.
قدیر: شما با وزارت خارجه امریکا تماس نگرفتید و از شهرداری واشنگتن شکایت نکردید؟ قرار معلومات، سفارت افغانستان در واشنگتن جز خاک افغانستان محسوب میشود.
سفیر: شما نمیفهمید. اینجا امریکا است، افغانستان نیست که مقامات زیر پای هم را چقر کنند. دوما، شاروالی واشنگتن، شاروالی کابل نیست که کارش دزدیدن هشت صد میلیون افغانی از پول نان خشک طبقه فقیر باشد. طرفشان چپ سیل کنی، با کِرن و بلدوزر و تِرک میرسند و پچاقای تانه میوردارند و وزیر خارجهاش هم گیلاس خود را بالا میبرد. دوما، ما به وزارت خارجه امریکا هم تماس گرفتیم و موضوع را در میان گذاشتیم. آنها به من گفتند که رضایت همسایه و شهرداری را باید بگیرم، در غیر آن یک مسیج به کابل میکنند و مرا تبدیل خواهند کرد. دیدم که سنگ را ورداشته نمیتوانم، ماچ کرده در جایش ماندم.
قدیر: از نظر شما، هیچ امکان نداشت که این دیوارها با کمتر از ۱.۸ میلیون دالر آباد شود؟
سفیر: راستش من از این کارها چیزی نمیدانم. فقط همینقدر گفته میتوانم که یک وکیل از ما بود، یک وکیل از همسایه، یکی هم از شرکت ساختمانی. این سه نفر نشستند و بین خود به همین قیمت جور آمدند. ماهم مجبور شدیم بپذیریم، چون اگر نمیپذیرفتیم هر لحظه امکان داشت همسایه ما در خانهاش پشتک بزند و خانهاش سر ما چپه شود.
قدیر: در افغانستان بسیاری از مردم بر این باورند که شما در این قرارداد فساد کردهاید، برای آنها چه گفتنی دارید؟
سفیر: من به مردم عزیزم کمتر از برگ گل نمیگویم. یک سفیر نماینده دولتش است، فرق نمیکند در امریکا باشد یا کدام کشور دیگر. وظیفه من این است که از دولت افغانستان بهصورت شایسته نمایندگی کنم. در افغانستان یک رول کاغذ تشناب را به ۱۱۵ افغانی میخرد و یک پایه جنراتور را به قیمت دو برابر بیشتر از قیمت یک پایه جدید آن ترمیم میکند، یک ترموز چای به پنج هزار افغانی خریده میشود. این کار در دولت ما و شما یک رسم است. من هم مجبورم همین رسم و رواج را مراعات کنم. چرا که من نماینده دولت افغانستان هستم و دستورات مافوقم را اجرا میکنم. اگر متوجه شده باشید، سفیر ما در پاکستان هم همین کار را کرده.
قدیر: دیگر چه کسانی در این قرارداد نقش داشتند؟
سفیر: خوشبختانه در وقت فروریختن دیوار، همایون قیومی همینجا بود. او آن زمان گفت که وزارت مالیه در خدمت است. سپس مشاور رییسجمهور که دو سند دکترا در چیزسازی دارد، مسئولیت نظارت از تطبیق این پروژه را گرفت. بعدا خبر شدیم که دامادش در کابل بیکار گرزی گرزی میشود، او را هم آوردیم. اما من خودم دخالتی نداشتم و با افتخار گفته میتوانم که در این قرارداد هیچ نقشی نداشتم.
قدیر: وظیفه اصلی شما در امریکا چیست؟
سفیر: مردم فکر میکنند که وظیفه من خدمت به همسایههای سفارت افغانستان در واشنگتن است، هههههه. اما صادقانه میگویم که من چیزی در این مورد نمیدانم.
قدیر: دوست دارید بعد از ختم مأموریتتان در سفارت، چه مسئولیتی تازهی را بگیرید؟
سفیر: نظر به تجربهای که کسب کردم، دوست دارم وزیر شهرسازی افغانستان شوم. آنجا بهنظرم دیوارسازی زیاد است.
قدیر: تشکر جناب سفیر کبیر، خبیر، دبیر و صبیر افغانستان. سفیر: چای مینوشیدی خوب بود، خو خیر باشه. خدا حافظ.