محمدهادی ابراهیمی
جرگه بهعنوان نماد ملی مشروعیت سیاسی در حکومتهای افغانستان شناخته میشود، گرچند جرگه بیشتر با عرف پشتونوالی نسبت داشته و در میان اقوام دیگر، جایگاهی ندارد. اما در مسیر تاریخ افغانستان، بهعنوان نمادی ملی و فراقومی شناسانده شده است. چنانچه در قانون اساسی افغانستان نیز، برای آن تعریف و جایگاهی حقوقی تعیین شده است.
تاریخ افغانستان از تأسیس دولت درانی با جرگه نسبتی تنگاتنگ دارد، طوری که به قدرت رسیدن احمدشاه ابدالی و تأسیس دولت درانی، با جرگهی مشورتی در قندهار شکل گرفته است. اما جرگه، در بیشتر موارد به سود طبقهی حاکم و به عبارتی بهتر، ابزاری برای طبقهی حاکم بوده است، تا اینکه بیانکنندهی منافع شهروندان جامعه باشد، جرگه در اغلب موارد ابزاری بوده است برای مشروعیتسازی و مشروعیتبخشی به اقدامات و اهداف حاکمان. جرگه یا تأییدی بوده است بر پادشاهی یک فرد، مانند جرگهای که در تأسیس دولت درانی تشکیل شد و در آن احمدشاه ابدالی بهعنوان پادشاه دولت درانی انتخاب شد، و یا تأییدی بوده است بر یکی از رفتارهای پادشاه که بهصورت ضمنی، مشروعیت شخص شاه را نیز تأیید میکرده است، مانند لویهجرگهی سال ۱۳۰۹ که مهر تاییدی بود، بر قدرت نوپای نادرخان.
از ابتدای اعلام تدویر لویهجرگه بهنظر میرسید که سومین لویهجرگهی مشورتی صلح نیز محکوم به قانون جرگههای پیشین بوده و در راستای اهداف سیاسی دولت است. گرچند اشرف غنی در بیانیهای که در پایان روزهای عید قربان نشر شد، هدف از جرگه را مشورت بر سر آزادسازی چهارصد زندانی باقیمانده خوانده بود، اما با توجه به رفتارهای غیرقانونیای که در سالهای اخیر از رییسجمهور دیده شده، چندان نمیتوان به این بیانیه و هدفی که در آن ذکر شده است، امیدوار بود. رفتارهای غیرقانونی و غیردموکراتیک غنی احتمال این را که هدف از جرگه، مشورت با مردم باشد کاهش میدهد. برعلاوه، در لویهجرگهای که در بهار ۱۳۹۸ برگزار شده بود، این صلاحیت به رییسجمهور داده شد تا در راستای برآوردهشدن صلح و حفظ جمهوریت اقدامات لازم و قانونی را انجام دهد، و دیگر نیازی به برگزاری مجدد جرگه برای آزادسازی چهارصد زندانی باقیمانده نبود. به همین سان تدویر لویهجرگه برای امور کلانی همچون اعلام جنگ و صلح و یا امور مربوط به استقلال و تمامیت ارضی است، و عفو مجرمان حقالبعدی، از دایرهی کارویژههای جرگه بیرون است. با توجه به این نکات، میتوان چنین نتیجهگیری کرد که هدف رییسجمهور، هدفی غیر از مشورت با مردم و رایزنی با آنان بوده است.
گرچند احتمال اینکه رییسجمهور از برگزاری لویهجرگه چندین هدف موازی داشته باشد بعید نبود، اما بهنظر میرسید مهمترین کارویژهی جرگه در شرایط فعلی، مشروعیتسازی برای رییسجمهور است. اشرف غنی میخواهد با این عمل، خود را شخصیتی دموکراتیک معرفی کرده و با پنهانشدن پشت لویهجرگه که بهعنوان نماد مشروعیت ملی شناخته میشود، امتیازات بیشتری در مذاکرات صلح طلب کند و در مذاکرات دست بالایی داشته باشد. هدف رییسجمهور از تدویر لویهجرگه، تضعیف بحران مشروعیتی است که دولت کنونی به آن دچار است و لویهجرگه میتواند با مشروعیتسازی برای دولت اشرف غنی، جایگاه بالاتری در مذاکرات صلح برای دولت کنونی بخرد.
در اینکه دولت اشرف غنی با بحران مشروعیت مواجه است، شکی نیست. از سویی بیشتر شهروندان افغانستان دولت کنونی را دولتی برآمده از تقلب توصیف کرده و برای آن مشروعیت سیاسی قایل نیستند. همینطور ناکارآمدی دولت وحدت ملی که با ریاست اشرف غنی شکل گرفته بود و به همین سان ناکارآمدی دولتی که از انتخابات پارسال سرِ کارآمده است، باعث ایجاد بحران مشروعیت شده و دولت را با مشکلات فراوانی دست به گریبان کرده است. ناکارآمدی دولت در تأمین امنیت، توسعه و حکومتداری خوب، به ایجاد و افزایش بحران مشروعیت انجامیده است، و این روند سیری صعودی را طی میکند. بحران مشروعیت، نهتنها که دولت را در اعمال قانون در جامعه با مشکل مواجه کرده، بلکه باعث ایجاد بحرانهای دیگری همچون بحران نفوذ، بحران مشارکت و چه بسا تشدید بحران هویت شده و در درازمدت، کل سیستم سیاسی را با فروپاشی مواجه میکند.
برعلاوهی این که بحران مشروعیت اقتدار دولت را هدف میگیرد و دولت را با بحرانهای متعدد دیگری مواجه میکند، باعث میشود که دولت افغانستان در مذاکرات صلحِ پیش رو نتواند با اقتدار کافی وارد شود. دولتی که با بحران مشروعیت مواجه است و از سوی شهروندان جامعه مقبولیت کافی ندارد، نمیتواند از اقتداری مطلوب برخوردار باشد. به همین دلیل، طرفِ مذاکرات، دولت افغانستان را دولتی نامشروع، دستنشانده و برخاسته از تقلب دانسته و خود را ملزم به دادن امتیاز به دولت نمیداند. پس میبینیم که دولت افغانستان، دست پایینتری در مذاکرات صلح دارد و در مقابل آزاد کردن یک هزار زندانی از سوی طالبان، پنج هزار زندانی را آزاد میکند. بحران مشروعیت باعث شده است که طالبان، خود را بالادست در مذاکرات بدانند و امتیازات بیشتری را بهعنوان پیششرط مذاکرات از دولت افغانستان طلب کنند، به همین جهت میتوان نتیجه گرفت که بحران مشروعیت، باعث تنزّل جایگاه دولت، در مذاکرات صلح خواهد شد.
به باور نگارنده، رییسجمهور با توجه به جایگاه پایین خود در مذاکرات صلح و با توجه به اینکه دولتش با بحران مشروعیت دست و پنجه نرم میکند، در پی آن بوده است که با برگزاری لویهجرگههای متعدد و چه بسا صوری، برای خود مشروعیت خریداری کند. رای اعضای لویهجرگه هرچه باشد، باز هم بهطور ضمنی تأیید نمایندگی دولت فعلی در مذاکرات صلح است. رییسجمهور میتواند با تأیید اعضای لویهجرگه، بهعنوان نمایندهی مشروع افغانستان امتیازات بیشتری را در مذاکرات صلح طلب کند. اکنون که بهنظر میرسد حامیان خارجی دولت اشرف غنی نیز متمایل به سمت طالبان شدهاند، بهترین گزینه برای اشرف غنی، تدویر جرگههای متعدد و تأیید مشروعیت خود بهعنوان نمایندهی جمهوری افغانستان است. این مشروعیتسازی میتواند بهترین ابزار برای اشرف غنی در مذاکرات صلح باشد.
بهنظر میرسد که رییسجمهور غنی، با برگزاری سومین لویهجرگهی عنعنوی به این هدف خود رسیده است. نطق پیروزمندانهی رییسجمهور در پایان لویهجرگه، نشاندهندهی خوشحالی درونی اشرف غنی از این موفقیت بود. رییسجمهور در جایی اشاره کرد که تدویر لویهجرگه باعث به لرزهآمدن دستانِ متحدانِ بینالمللی دولتِ افغانستان است، این سخن رییسجمهور اشاره به این مسأله دارد که لویهجرگه، جایگاه دولت و رییسجمهور را در میان متحدان جامعهی جهانی بالا میبرد، و این برتری جایگاه، ابزاری میشود برای امتیازگیری بیشتر در مذاکرات پیش رو، مذاکراتی که تحت نظر متحدان بینالمللی افغانستان، یعنی امریکا پیش میرود. باری، این جرگه هم بسان جرگههای پیشین، ابزاری سیاسی برای گروهی خاص بود.