وطن های درجه سه

سخیداد هاتف

کسانی که تجربه‌ی جنگ در افغانستان را دارند، می‌دانند که یکی از تاکتیک‌های تکرارشده در جنگ‌ها همان پراکنده‌کردن منابع تهاجمی و دفاعی طرف مقابل است. صورت ساده‌اش این است که شما برای این توان متمرکز خصم در یک جبهه را تضعیف کنید، علیه او جبهه‌ها و میدان‌های جدید باز می‌کنید. طالبان همیشه از این روش استفاده می‌کنند و در این زمینه بسیار کامیاب هم بوده‌اند.

چرا این تاکتیک برای طالبان خیلی ثمربخش بوده؟

به دو دلیل عمده:

یک- حکومت افغانستان کار نمی‌کند. به همین سادگی. ممکن است در این حکومت افرادی باشند که هر روز، هر هفته، هر ماه و هر فصل اهدافی برای سازمان یا اداره‌ی خود تعریف کنند و با سخت‌کوشی تمام برای دست‌یابی به آن اهداف کار کنند. یعنی برای هدفی بیندیشند، برای آن هدف برنامه بریزند، برای تحقق آن هدف گام بردارند، ابزارهای لازم برای رسیدن به هدف را فعال کنند و پیوسته به ارزیابی انتقادی عملکرد خود بپردازند. اما این گونه افراد قطعا در این حکومت انگشت‌شمارند. بقیه کار نمی‌کنند. اگر اکثر کارگزاران این حکومت درست کار می‌کردند، بازده کارشان را در صورت شهر، نظم اداری، رعایت قانون، سهولت زندگی عمومی و آبادی و توسعه‌ی کشور می‌دیدیم. وقتی که سال‌ها می‌گذرند و هیچ پاره‌ای از زندگی عمومی یا ماشین دولتی درست عمل نمی‌کند، با اطمینان می‌توان گفت که کسی در درون حکومت برای اصلاح و تغییرشان گامی برنمی‌دارد و دستی نمی‌جنباند. گزارش‌های غیررسمی از درون حکومت هم نشان می‌دهند که اکثر کارمندان و مدیران حکومتی به جز دایرکردن جلسات میان‌تهی و سفرهای بی‌حاصل کار مفید چندانی نمی‌کنند. یکی از کارمندان یکی از وزارت‌ها می‌گفت که رییس‌شان ساعت ده‌ونیم صبح به دفتر می‌آید، چایی می‌نوشد و خنده و مزاحی می‌فرماید و ساعت دو یا دوونیم بعدازظهر از وزارت می‌رود.

در چنین وضعی، طبیعی است که طالبان (با آن همه تلاش پیگیرانه‌ای که به خرج می دهند) دست بالاتری نسبت به حریفان بیکاره‌ی حکومتی خود پیدا می‌کنند. اگر شما ساکت نشسته باشید و حریف بی‌رحم‌تان شب و روز برای به زمین‌زدن شما برنامه بریزد، تقریبا مسلم است که آن کس که به زمین خواهد خورد، شمایید. طالبان امکانات مالی و نظامی کمتری دارند و با محدودیت‌های داخلی و بین‌المللی بیشتری مواجهند؛ اما چون بی‌وقفه کار می‌کنند، برنامه می‌ریزند و برنامه‌های خود را با قدرت و دقت عملی می‌سازند، نسبت به حکومت در رسیدن به اهداف خود کامیاب‌تر هستند.

دو- حکومت افغانستان مناطق و ولایات مختلف افغانستان را درجه‌بندی سیاسی کرده است و یا حداقل به طبقه‌بندی سیاسی میراث‌مانده از گذشته وفادار است. براساس این درجه‌بندی، بعضی از مناطق کشور در حالت جنگ و صلح برای حکومت ارزش اندکی دارند. در حالت صلح، این مناطق منابع کمتری برای توسعه‌ی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دریافت می‌کنند. در حالت جنگ، ناامن‌شدن این مناطق به دست طالبان نگرانی چندانی برای حکومت ایجاد نمی‌کند. به بیانی دیگر، ما در افغانستان یک وطن نداریم؛ وطن‌ها داریم. وطن‌های درجه یک، درجه دو و درجه سه. وطن های درجه سه در چشم این حکومت ارزش و اهمیت کمتری دارند. وگرنه عقل سلیم حکم می‌کند که حکومت برای مقابله با طالبان مناطقی را که پایگاه‌های مطمئن ضدطالب و پشتوانه‌های استوار حمایت از حکومت مرکزی شمرده می‌شوند، از نظر امنیتی به خوبی تجهیز و تحکیم کند. اگر حکومت واقعا نمی‌خواهد طالبان بر افغانستان فرمانروا شوند، منطقا باید حوزه‌های ضد طالب را قوی‌تر بسازد و از این طریق به تقویت پایگاه اجتماعی و مردمی خود بپردازد. اما گره کار در این‌جاست: آن مناطقی که حوزه‌ی ضدطالب به‌حساب می‌آیند و امنیت بهتری دارند، در عین حال از جمله‌ی وطن‌های درجه سه هم هستند. در طبقه‌بندی سیاسی و قومی حکومت، این مناطق همزمان هم پایگاه‌های امن حمایت از حکومت هستند و هم از نظر قومی و سیاسی در چشم حکومت خطر بالقوه برای هژمونی قبیله‌ای حکومت تلقی می‌شوند. این است که حکومت در چنگ یک تضادِ دشوار گرفتار است. همین نمونه‌ی بامیان را در نظر بگیرید:

حکومت اگر بخواهد به مردم افغانستان و حامیان بین‌المللی خود نمونه‌ی خوبی از مناطق تحت کنترل و مدیریت خود را نشان بدهد، می‌تواند با افتخار بامیان را به‌عنوان یک منطقه‌ی امن و در حال توسعه و کامیاب نشان بدهد. به نفع حکومت است که تعداد بیشتری از این گونه مناطق را به‌عنوان پشتوانه‌ی خود داشته باشد. اما از آن سو، مناطقی چون بامیان در قالب درجه‌بندی های سیاسی و قومی حکومت نباید به پای مناطق و ولایات درجه یک کشور برسند. به همین خاطر، رویکرد حکومت نسبت به این مناطق خوب درجه سه این است: دوستت دارم، اما افتاده و سرکوفته و عقب‌مانده‌ات می‌خواهم!

ناامن‌شدن بامیان از نظر مردم عادی دردناک است؛ اما در قالب درجه‌بندی‌های حکومت چیز عجیب-غریبی نیست.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه