اخیرا بانوی اول کشور در سخنانی که به مناسبت ارزش مردمسالاری بیان کرد، به ما اطلاع داد که نمایندگان پارلمان کار خود را بلد نیستند. منظور ایشان این نبود که هر کسی را که رییسجمهور نامزد وزارت میکند، پارلمان حتما باید تأیید کند. نه، این نبود. تنها منظوری که ایشان داشت این بود که پارلمان زنِ کیست و از چه وقت به این سو در امور تأیید نامزدوزیران دخالت میکند. البته ایشان نگفت پارلمان زن کیست؛ چون اگر میگفت، واقعا به زنان توهین میشد. اما منظورش کمابیش همان بود. بعد که سخنان ایشان به گوش پارلمانیان رسید، پارلمانیان گفتند که کی به لبنانیان این حق را داده که در امور مملکت ما دخالت کنند. این است که مسأله، به قول استاد اجمل احمدی، خیلی همگان را جدی گرفت.
حکومت که دید بانوی اول قضیه را بیجا کاویده (از آن کاویدنهای مملو از گاف) و گاف بزرگی مرتکب شده، فورا پناه برد به همان دوایی که داروی همهی دردهای ماست: سوء تفاهم. گفتند سوء تفاهم شده. گفتند منظور بانوی اول این بود که در لبنان هر وقت که میخواهند نمایندگان پارلمان را ناز بدهند، به آنان میگویند «خاک بر سرتان، کارتان را بلد نیستید.» آگاهان گفتند خانهیتان خراب شود الهی. در این مملکت به خاطر تفاهم نیم مردم را سیل میبرد؛ این وقت سوء تفاهم است؟ این وقت ناز دادن است؟
البته فقط سوء تفاهم نیست. خیلی سوءهای دیگر هم داریم. مثلا:
سوء تصادم: سوء تصادم به موردی گفته میشود که حکومت یکی از مأموران خود را دوباره مأمور میکند که علیه حکومت مواضع تند بگیرد. یعنی مواضعش با مواضع حکومت تصادم کند. البته تصادم کنترلشده است. یک وقت میبینید که این تصادم زرگری واقعا باعث اختلاف شده و کار به دشنامهای رکیک خواهر-مادری رسیده. به این سوء تصادم میگویند. البته سوء تصادم راه حل هم دارد. طرفین مینشینند و لنگیهای کته به سر خود میزنند و طرف آزرده موردِ پسرش سفیر کبیر باید گردد قرار میگیرد.
سوء تراکم: بیشتر از اصطلاحات مربوط به کد ۹۱ است. رییسجمهور میلیونها دالر را در این کد میگذارد و هرچه رفقایش صبر میکنند چیزی برایشان حاصل نمیشود. میدانند فلان مقدار میلیون دالر در کد ۹۱ تراکم کرده، اما هنوز کاسهی صبرشان لبریز نشده. اگر لبریز هم شده، هنوز دچار سوء لبریز نشده. بعد از مدتی زمزمههایی بالا میگیرد مبنی بر این که پول بیتالمال در دست یک نفر دچار سوء تراکم شده. خلاصه زمزمه که به غالمغال تبدیل شد، رییسجمهور میبینید که آری والله سوء تراکم صورت گرفته. میخندد و میگوید خوب بیایید ببرید. شصت میلیون به این و صد میلیون به آن و دوصد میلیون به آن دیگری میدهد و سوء تراکم رفع میشود.
سوء تخارم: در ملک ما حکومت داری خوب یعنی این که تو پشت مرا بخار، من پشت ترا میخارم. این خاراندن دو طرفه در لغت قدیم به نام تخارُم یاد میشد. تخارم هم همیشه بیجنجال نیست. گاهی شما به خاطر عشقی که به میهن دارید، پشت حریف خود را خوب، یعنی مسئولانه، میخارانید. اما حریف چون فکر میکند وزیر خارجهی امریکا پشتیبانش است، یک نگاهی به شما میاندازد و تشکر میکند و به نظر خودش مسئولیت خود را ادا کرده. شما متوجه میشوید که این غیرعادلانه است و توافق سیاسی از اساس معنایش این نیست. این است که شروع میکنید به تهدید و این که اگر تکه تکه شوید هم تخارم یک طرفه را نمیپذیرید. طرف میبیند که سوء تخارم ایجاد شده و به شما دو صد و نود و هشت میلیون و چهار صد هزار و سه صد و بیست و شش افغانی میدهد. سوء تخارم این قسمی رفع میشود.
بقیهی موارد را خودتان حدس بزنید.
قسمیکه دیده میشود در تمام این سوء ها یک کس صدمه می بیند و آن مردم بیچاره استندد که به سوء اشتها گرفتار شده اند و به هر چیزی دل می بندند در آن سوء تناظر رخ میدهد و ظاهر و باظنش سوء تشاکل میداشته باشند و بیچاره مردم رو بروز به سوء تفکر گرفتار شده اند و راه را گم کرده اند