دور دوم مذاکرات صلح افغانستان و نقش تغییر ساختار قدرت در امریکا

دور دوم مذاکرات صلح افغانستان و نقش تغییر ساختار قدرت در امریکا

لطیف آرش

دور اول مذاکرات بین‌الافغانی بعد از نهایی‌شدن کارشیوه، مذاکرات به پایان رسید و دو طرف جهت مشوره با رهبران خویش به وقفه‌ی ۲۱ روزه رفتند. هیأت مذاکره‌کننده دولت افغانستان بعد از برگشت از دوحه با رییس شورای عالی مصالحه، رهبری شورای عالی مصالحه و رییس‌جمهوری افغانستان نشست‌های جداگانه‌‌ای داشتند.

هیأت مذاکراتی گروه طالبان هم به رهبری ملا عبدالغنی برادر به پاکستان رفت و با مقامات سیاسی این کشور دیدار کرد. در این سفر ملا برادر در یک اقدام نادر به دیدن مجروحین این گروه به شهر کراچی رفت و در میان آن‌ها به سخنرانی پرداخت، اقدامی که با واکنش منفی رهبری دولت جمهوری اسلامی افغانستان روبه‌رو شد.

هیأت مذاکره‌کننده دولت افغانستان با یک‌ روز تأخیر «به‌دلیل نامساعدبودن آب و هوا» وارد دوحه شدند و هیأت طالبان نیز از پاکستان وارد این شهر شدند، اما تعدادی از اعضای هیأت‌های دو طرف به‌‌شمول مولوی شیخ عبدالحکیم حقانی، رییس هیأت، و ملابرادر با چند روز تأخیر وارد قطر شدند. با وجود رسیدن هیأت‌های دو طرف، مذاکرات دور دوم میان طرفین آغاز نشده است.

سوالی که نزد مردم افغانستان ایجاد شده این است که چرا مذاکرات دور دوم میان هیأت‌های دو طرف آغاز نمی‌شود؟

ظاهرا تفاوت در اولویت‌های اجندای دو طرف باعث شده است که این مذاکرات آغاز نشود. براساس گزارش‌های تأییدنشده در صدر اجندای هیأت دولت افغانستان آتش‌بس و اولویت اجندای طالبان رهایی هفت‌هزار زندانی این گروه، و همین‌طور بحث روی عوامل جنگ افغانستان و نوعیت نظام آینده افغانستان است. براساس همین گزارش‌ها برای هیأت دولت افغانستان حفظ جمهوریت خط قرمز است و همچنان برای هیأت گروه طالبان دولت جدید اسلامی از خطوط سرخ به‌حساب می‌آید. در پهلوی این مسائل متضاد، مسأله تغییر ساختار قدرت در امریکا نیز باعث شده تا این مذاکرات به گونه‌ی جدی آغاز نشود.

دولت ترمپ سال قبل با گروه طالبان به توافق رسید که در مقابل تعهد گروه طالبان مبنی بر قطع روابط با گروه‌های تروریستی (سازمان القاعده) و عدم تهدیدشدن خاک امریکا و متحدانش از افغانستان در ظرف ۱۴ ماه تمامی نیروهای نظامی خویش را از افغانستان بیرون خواهد کرد. اما دولت جدید امریکا خواهان بررسی توافق‌نامه دوحه است. آنتونی بلینکن، نامزد احتمالی برای وزارت خارجه دولت جو بایدن به رسانه‌ها گفته است که وی این توافق را بررسی خواهد کرد و اضافه کرده است که به‌‌دلیل خطر بازگشت تروریسم، یک بخش از ظرفیت‌های خویش را در آن‌جا حفظ خواهد کرد.

انتخابات امریکا بر تمام کشورهای جهان تأثیر مستقیم و غیرمستقیم دارد. تأثیر آن بر افغانستان تعیین‌کننده است. بایدن که میراث ترمپ جمهوری‌خواه را به ارث می‌برد، در سطح نظام بین‌الملل با چالش‌هایی گوناگون روبه‌رو خواهد بود. از ترمیم روابط سیاسی، اقتصادی، نظامی با اتحادیه اروپا گرفته تا عادی‌سازی روابط با چین و از مدیریت بحران در خاورمیانه گرفته تا کاهش تنش در امریکای لاتین، در پهلوی مسائل فوق سرنوشت صلح و جنگ افغانستان یکی دیگر از چالش‌های فراروی جو بایدن خواهد بود. جو بایدن با پرونده جنگ و صلح افغانستان چگونه برخورد خواهد کرد؟ در ادامه به این پرسش می‌پردازیم.

حمله ایالات متحده امریکا به افغانستان

در تاریخ یازدهم سپتامبر مرکز تجارتی، وزارت دفاع و کاخ سفید امریکا هدف حمله قرار گرفت و هزاران تن از شهروندان امریکایی در آن جان باختند و هزاران تن دیگر مجروح شدند. دولت امریکا، سازمان القاعده به رهبری اسامه بن‌لادن را مقصر این حمله دانست، اما اسامه دست‌داشتنش را در این حمله رد کرد. دولت امریکا از طالبان خواستند که اسامه و اعضای این گروه را به امریکا تحویل دهند، اما طالبان خواستار ارائه سند مبنی بر دست‌داشتن سازمان القاعده در این حمله شدند و همین مسأله باعث حمله امریکا به افغانستان گردید که در نتیجه‌ی آن حکومت طالبان سرنگون شد و ساختار جدید دولت‌داری در شهر بن آلمان تحت اشراف امریکا شکل گرفت. رهبری طالبان طی یک نامه‌ی رسمی از حامد کرزی خواست که برای آنان اجازه زندگی صلح‌آمیز در افغانستان بدهند، اما مقامات امریکایی با این خواست طالبان توافق نکرد و سلسله دست‌گیری اعضای طالبان که به زندگی صلح‌آمیز رو آورده بودند، آغاز شد و صدها فرمانده نظامی و مقامات سیاسی طالبان دست‌گیر و به زندان گوانتامو فرستاده شد. این مسأله باعث شد تا طالبان که دست از جنگ کشیده بودند دوباره به میدان جنگ برگردند.

فرسایشی‌شدن جنگ و آغاز تلاش‌ها برای گفت‌وگوها

در سال ۲۰۰۲ رهبری طالبان که در دو طرف خط دیورند مستقر شده بودند، تشکیلات‌شان را آهسته‌آهسته منظم کردند و علیه نیروهای خارجی به رهبری امریکا و دولت افغانستان دست به مبارزه مسلحانه زدند. در میانه سال ۲۰۰۲ برای اولین‌بار نیروهای امریکایی و طالبان در منطقه شاهی‌کوت ولسوالی ولایت پکتیا به مصاف هم رفتند. در دره شاهی‌کوت ملا سیف‌الرحمن منصور یک مرکز مستحکم نظامی راه‌اندازی کرده بود. ارتش امریکا به کمک جاسوسان محلی‌شان این مرکز را کشف و علیه آن عملیات بزرگ نظامی به راه انداختند که در نتیجه آن تلفات سنگین به دو طرف وارد گردید. دراین حمله فرمانده منصور از بین رفت و مرکز نظامی هم با خاک یکسان شد.

در سال ۲۰۰۳ ملا محمدعمر در یک نوار صوتی تشکیلات جدید طالبان را اعلام کرد. ملا عمر در این نوار صوتی، ملا عبدالغنی برادر را معاون اول و ملا عبیدالله آخوند را به‌عنوان معاون دوم خویش گماشت. همچنین وی یک شورای ده‌نفری را نیز برای انسجام نیروهای طالبان تعیین کرده بود. بعد از سال ۲۰۰۵ دامنه جنگ آهسته‌آهسته از جنوب به شرق و سپس غرب کشور گسترش یافت. با گسترش جبهه جنگ تلفات نیروهای خارجی، افغان و طالبان به‌شدت افزایش یافت. در اوایل سال ۲۰۰۹ نظامیان امریکایی به قصر سفید گزارش دادند که امکان پیروزی در جنگ افغانستان بسیار است. از همین رو قصر سفید به رهبری اوباما تلاش کرد که با میانجی‌گری کشورهای آلمان و ناروی با طالبان وارد گفت‌و‌گو گردند. از طرف طالبان شخصی به‌نام طیب آغا «رییس دفتر ملا محمدعمر مجاهد» با کسب اجازه از رهبری این گروه با امریکاییان وارد گفت‌وگو شد. طالبان برای این‌که روند گفت‌و‌گوها به گونه‌ای جدی به پیش برود خواهان به میان آمدن دفتر سیاسی شدند و برای این‌که دفتر باید در کدام کشور ایجاد شود، چهار شرط گذاشتند: اول، کشور میزبان باید اسلامی باشد. دوم، این کشور باید پیشینه دشمنی با طالبان را نداشته باشد. سوم، این کشور باید از جمله کشورهای همسایه افغانستان نباشد. چهارم، کشور یادشده باید بعد از حادثه یازدهم سپتامبر با ائتلاف نظامی به رهبری امریکا در جنگ افغانستان شریک نباشد.

با در نظرداشت شروط فوق، طالبان و دولت امریکا روی کشور قطر توافق کردند و به این صورت دفتر سیاسی طالبان در قطر گشایش یافت. ولی به‌دلیل برافراشته‌شدن بیرق طالبان و نصب لوحه تحت عنوان «امارت اسلامی افغانستان» با مخالفت دولت سابق افغانستان روبه‌رو شد. حامد کرزی و تیمش این کار را به مثابه تجزیه جغرافیای واحد افغانستان تحت نام جمهوری اسلامی افغانستان و امارت اسلامی افغانستان تلقی کردند. از همین‌رو دفتر طالبان بعد از گشایش دوباره بسته شد. گروه طالبان بعد از هشت ‌ماه گفت‌وگو با دولت امریکا را به حالت تعلیق درآورد و جنگ علیه نیروهای خارجی و دولت افغانستان را شدت بخشید.

دوره ترمپ و تلاش دوباره برای آغاز گفت‌وگو

زمانی که دونالد ترمپ به قدرت رسید، برای سرکوب طالبان سه‌هزار نیروی تازه‌نفس فرستاد و استراتژی جنگی را برای جنوب آسیا اعلام کرد. در جریان سال های ۲۰۱۶، ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ عملیات نظامی علیه گروه طالبان افزایش یافت و بعد از ۱۶ ‌سال ‌بار دیگر در جنگ افغانستان از موشک‌های کروز و هواپیما های b52 استفاده شد. در میانه سال ۲۰۱۸ ترمپ از پیروزی نظامی در میدان جنگ افغانستان مأیوس شد و به دستگاه دیپلماسی امریکا هدایت داد که با طالبان مستقیما وارد گفت‌و‌گو شوند. ازهمین‌رو دکتر زلمی خلیل‌زاد را به‌عنوان نماینده خاص رییس‌جمهور در امور صلح افغانستان گماشت.

زلمی خلیل‌زاد در ۱۸ ماه و ۱۱ مرحله با طالبان به توافق رسید که در نتیجه‌ی آن موافقت‌نامه‌ی تاریخی دوحه به امضا رسید. براساس این توافق‌نامه دولت امریکا تعهد کرده است که در ظرف ۱۴ ماه تمامی نیروهایش را از افغانستان بیرون می‌کند و در مقابل طالبان هم متعهد شده‌اند که از خاک افغانستان علیه امریکا و متحدان امریکا استفاده نخواهد شد.

زلمی خلیل‌زاد بعد از توافق با طالبان، تلاش کرد که گفت‌وگوهای بین‌الافغانی میان طالبان و دولت افغانستان آغاز شود. تعیین هیأت جمهوری اسلامی افغانستان و گروه طالبان زمان‌گیر بود و بعد از ماه‌ها چانه‌زنی شکل گرفت. این هیأت بعد از کش‌وقوس‌های فراوان در دوحه باهم دیدار کردند. آغاز مذاکرات بین‌الافغانی همزمان شد با انتخابات در امریکا. ترمپ انتخابات ماه نوامبر سال ۲۰۲۰ را باخت و قدرت به بایدن رسید.

دیدگاه جو بایدن در باره صلح و جنگ افغانستان

دولت ترمپ در توافق با طالبان پذیرفته است که در خلال ۱۴ ماه تمامی نیروهای نظامی امریکا را از افغانستان بیرون خواهد کرد، اما دیدگاه جو بایدن و دموکرات‌ها در مورد افغانستان متفاوت‌تر از ترمپ و جمهوری‌خواهان است. اگرچه دموکرات‌ها هم خواهان خروج نیروهای امریکایی از افغانستان‌اند، اما جو بایدن و دموکرات‌ها خواهان حفظ تعداد اندک از نیروهای امریکا در قالب یک واحد عملیاتی کوچک‌اند و این واحد عملیاتی وظیفه سرکوب نیروهای القاعده و داعش را به عهده خواهد داشت. در صورتی که آقای بایدن به این تصمیم خویش پافشاری کند و شماری از نیروهای امریکایی را در افغانستان حفظ کند، این تصمیم دولت آینده امریکا گروه طالبان را بر سر دو راهی قرار خواهد داد. و در صورتی که طالبان با نیروهای نظامی امریکا – ولو در قالب یک واحد عملیاتی کوچک – موافقت کند، ممکن در میان گروه طالبان انشعاب به میان آید و بخشی از رهبری طالبان با این تصمیم مخالفت کند. اگر طالبان با این تصمیم امریکا مخالفت کند، ممکن است توافق‌نامه صلح میان طالبان و دولت امریکا لغو شود.