مجیبالرحمان انصاری، خطیب مسجد جامع گازرگاه هرات آدم پرحاشیه و پرجنجالی است. تحصیلات دینیاش را در عربستان فراگرفته و سالهاست که به نشر و بسط اندیشههایش در ولایت هرات مشغول است. او که از جایگاه عالم دین و امر قدسی در سایه نظام دموکراسی و آزادی بیانِ حکومت سخن میگوید، خود منتقد سرسخت نظام دموکراسی و ارزشهای حقوق بشری است. او منتقد سیاستهای جامعه و دولت در زمینه آزادیهای اجتماعی زنان است. در سالهای اخیر بیش از آنکه محتوای سخنان و رهنمودهایش، صورت انتقادی و خیرخواهانه داشته باشد از کلامش بوی افراطگرایی، نفرت، خشونت، دامنزدن به مسائل مذهبی، ستیزهجویی با زنان و تهدید نظم اجتماعی به مشام میرسد.
کارنامه ترویج خشونت مجیبالرحمان انصاری
مجیبالرحمان انصاری در تازهترین اظهاراتش مدعی شده است «کسانی که بهعنوان مأمورین ملکی، نظامی و یا کسی که با قلم خود، پول خود از نظام فعلی حمایت میکند، مرتکب گناه کبیره شده است. بنابراین عسکر و مأموری که در این دولت ایفای وظیفه میکند، شریک جرم جنایت این دولت و نظام است. همچنین از منظر او، علمای دینی که نظام کنونی را تأیید میکنند از جمله علمای یهود و نصارا هستند.»
سید عبدالوحید قتالی، والی هرات در واکنش به اظهارات مولوی مجیبالرحمان انصاری گفت که اجازه نمیدهد داعش به هرات بیاید و آقای انصاری باید خوشخدمتی به این گروهها را رها کند.
حمدالله محب، مشاور شورای امنیت ملی در واکنش به این سخنان مجیبالرحمان انصاری گفت هر کسی که علیه نظام و نیروهای امنیتی دست به تبلیغ بزند، گناهکار است و باید مورد بازخواست قرار گیرد. آقای محب افزود: «اگر کسی بر ضد نظام مردم را تحریک میکند ما او را بهحیث باغی میدانیم و باید اجراأت در موردش صورت بگیرد. همچنین عبدالخالق حقانی، رییس اداره حج اوقاف هرات گفت که علما حق ندارند از منبر مساجد مردم را به جنگ و آشوب علیه نظام تشویق کنند.
به باور بسیاری از مردم هرات، مجیبالرحمان انصاری در منطقه شمال این شهر برای خود حکومت و نظام قضایی موازی ایجاد کرده است. در اقدامی او از هوادارانش خواست تا برای اجرای احکام اسلامی منتظر عمل حکومت نباشند و خودشان احکام اسلامی را جاری کنند. به باور او با وجود همزیستی گرگ و بره در افغانستان، امنیت بهوجود نمیآید. اشارهی او به حضور حداقلی مردم اهل تشیع در ساختار حکومت و مجلس افغانستان است. فهم او از تأمین امنیت در جامعه به این خلاصه میشود که شیعهها در ساختار دولت مانع بهوجودآمدن امنیت در کشور است.
همهگیری ویروس کرونا تمام عرصههای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی بشر را در سرتاسر جهان فلج کرد. جهان تمام منابع خود را برای مبارزه با کرونا بسیج کرد. بر این اساس، وزارت صحت و عامه به تبعیت از برنامههای جهانی بهشدت به دنبال سیاستهای قرنطینه، رعایت فاصله اجتماعی و فیزیکی برای مبارزه با بیماری کرونا در هنگام شیوع آن در ولایت هرات اقدام کرد. در عین زمان، مولوی مجیبالرحمان در سخنرانیهای آتشین خود گفت که ویروس کرونا عذابی است از جانب خداوند که برای کفار نازل شده است و این ویروس برای مسلمانان رحمت شایسته است. همچنین او در این زمینه بر این باور بود اگر مسلمانی بهدلیل ابتلا به این ویروس بمیرد، شهید تلقی میشود. از منظر او ویروس کرونا توان تشخیص بین کافر و مسلمان را داشت.
فهم غلط او از ابعاد ناشناخته ویروس کرونا و سخنرانیهای احساسی او در این رابطه، موجب شکست برنامههای وزارت صحت و عامه و سیاستهای وضع محدودیت در ولایت هرات و در نهایت گسترش این بیماری به سایر ولایات شد. او مسئول مرگ بسیاری از مردم عادی در ولایت هرات است که متأثر از سخنان او، مشتاقانه بدون رعایت موازین بهداشتی در اوج همهگیری کرونا به صف نماز جمعه و جماعت او پیوستند.
گشودن آغوش گرم به گروههای افراطگرا
سخنان اخیر و خشونت کلامی عریان مجیبالرحمان علیه حکومت و نظام فعلی افغانستان بیش از آنکه انتقادی و خیرخواهانه باشد و مخاطبش دولت و نظام فعلی باشد، مخاطبانش گروههای رادیکال دینی و بنیادگرای درون افغانستان و منطقه است. در نتیجه پیامی که او روز جمعه از تریبون نماز جمعه صادر کرد در یک محتوا و قالب بزرگتر، قابل بررسی است.
اعلام خروج نیروهای امریکا از افغانستان، توافق دوحه میان امریکا و طالبان، گفتوگوهای صلح بینالاافغانی و این باور که گروه بنیادگرای طالبان بخش اساسی از نظام و حاکمیت آینده محسوب میشوند، نهتنها به گروه بنیادگرای طالبان فرصت و جان تازه بخشید، بلکه بسیاری از کشورهای منطقه و گروههای رادیکال دینی و افراطگرا در درون و برون از افغانستان را نیز واداشت تا زمینههای حضور دوباره خود را در افغانستان جستوجو کنند. بنابراین مجیبالرحمان انصاری به خوبی میداند که هدف سخنانش چه کسانی و چه گروههایی است. او با حملهی گسترده به حکومت و نظام موجود در واقع چراغ سبز و آغوش گرم خود را به گروههای بنیادگرا و کشورهای حامی آنان نشان داد. گروههایی که برای خروج امریکا از افغانستان لحظهشماری میکنند و معتقدند که این دولت و حکومت نیز نفسهای آخرش را میکشد.
بر هیچکس پوشیده نیست که نظام سیاسی فعلی افغانستان پر از کاستیهای فراوان و سیاستگذاریهای غلط در عرصههای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی است. اما نباید فراموش کرد که این ساختار از دل یک بنبست و رکود اجتماعی، سیاسی و تاریخی در طول چند دههی گذشته بهوجود آمده است. بنابراین بهجرأت میتوان گفت که نظام کنونی، نقطه عطفی بود برای پایانیافتن صورتبندیهای اقتدارگرایی در قالبهای قومی، سیاسی و دینی. نقطهعطفی برای پایانبخشیدن به چندین دهه رنج آوارگی و دریچهی تازه برای صلح و گفتوگو.
از این منظر، این نظام با همه کاستیهایش قابل ارزش و قابلدفاع است. البته که این نظام مترادف با دولت اشرفغنی و همفکران او در ارگ نیست. تجربه تاریخی بسیاری کشورها از فرایند دموکراتیزهشدن و دولتسازی نیز نشان میدهد که آنها برای تعمیق ارزشهای دموکراسی و حکومتداری خوب با چالشهای فراوانی مواجه بودند. انباشت فکری، فرهنگی و تاریخی آنها و ممارست و ترمیم چالشهای حکومتداری در طول دههها موجب شد که آنها حالا به دموکراسیها و دولتهایشان به دیده احترام بنگرند. بنابراین ما نیاز به زمان و انباشت تجربه، به تمرین دموکراسی و حکومتداری نیازمندیم؛ نیازی که با وجود صداهایی همچون مجیبالرحمان، تحقق آن به رویا تبدیل خواهد شد.
اجرای عدالت
مجیبالرحمان انصاری از این منظر که بهصورت آشکار در جامعه تولید خشونت میکند و نظم اجتماعی را بههم میزند، قابل محاکمه و مجازات است. همچنین او مانعی است برای تعمیق ارزشهای مردمسالارانه و نظام دموکراسی. او مانعی است برای ایجاد انباشت تجربه دولتداری و حکومتداری. بنابراین باید با او برخورد شود. چرا که جامعهی ما امروز بیش از هر زمانی نیازمند صلح، گفتوگو و مدارا است. تفکر انصاری ما را به گذشتهای تلخ و خونبار خواهد برد. گذشتهای که حتا اندیشیدن به آن وحشتآور است.
نفرتپراکنی، خشونت کلامی، زنستیزی، افراطگرایی و دامنزدن به مسائل قومی و مذهبی در اندیشه و کلام مجیبالرحمان انصاری، تهدید جدی برای تحقق صلح اجتماعی و ارزشهای صلحآمیز جامعه است. بنابراین جایگاه و موقعیت دینی او نباید مانع از اجرای عدالت شود. چرا که او بهصورت آشکار، صلح و نظم اجتماعی جامعه را تهدید میکند.