حمایت از رسانه‌های مستقل، کمک به ایجاد صلح

حمایت از رسانه‌های مستقل، کمک به ایجاد صلح

با توجه به نقش مخرب رسانه‌ها در درگیری‌های مسلحانه، به‌صورت مشخص در رواندا و یوگوسلاویای سابق، سازمان‌های بین‌المللی و  غیردولتی به این نتیجه رسیده‌اند که رسانه‌های آزاد و مستقل نقش حیاتی در تقویت دموکراسی و صلح دارند و علاقه به نقش رسانه‌ها و تأثیر آن در ایجاد صلح در حال افزایش است. در این زمینه، دولت‌های زیادی کار می‌کنند تا مشخص کنند که رسانه‌ها چگونه می‌توانند به یک موضوع اصلی در تلاش‌های خود برای ایجاد صلح تبدیل شوند.

جنایات بالکان و آفریقا در دهه ۱۹۹۰ اجماع فزاینده‌ای را تشویق کرده است که جلوگیری از سخنان نفرت‌انگیز، پاک‌سازی قومی و اقدامات نسل‌کشی توجیهی برای مداخله خارجی است. با این حال پرسش‌های حقوقی پیرامون مداخله بشردوستانه بین‌المللی با قدرت اجباری همچنان یک موضوع پیچیده و بسیار بحث‌شده است.

در مقابل، برای مداخله رسانه‌ای توجیه معمولا پذیرفته‌شده «تحقق ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر» است. در این ماده آمده است: «هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده‌ای بدون نگرانی از مداخله و مزاحمت، و حق جست‌وجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه‌ای بدون ملاحظات مرزی است.» اگرچه این ماده عمدتا به‌عنوان حقوق روزنامه‌نگاران یا سردبیران در کشورهای شناخته می‌شود که آزادی آن‌ها محدود شده است، با این حال، به‌عنوان حق «دریافت‌کنندگان اطلاعات» نیز خوانده می‌شود.

حق دریافت‌کنندگان اطلاعات تنها در مورد بحران‌های بشردوستانه اعمال نمی‌شود، همان‌قدر که برای جمعیت آسیب‌دیده به غذا، آب یا سرپناه ضرورت احساس می‌شود، در بعضی جوامع به اطلاعات مربوط به محیط و زیرساخت‌های رسانه‌ای نیز ضرورت احساس می‌شود.

به همین منوال، کمک‌های رسانه‌ای در همکاری‌های توسعه براساس قراردادهای بین دولتی است. بسیاری از تمویل‌کنندگان «رسانه‌های آزاد و کثرت‌گرا» را پیش‌شرط مهم دموکراسی و حکومت‌داری خوب می‌دانند. بنابراین به‌عنوان شرط همکاری و به‌عنوان بخشی از همکاری‌های توسعه‌ای گنجانده شده است.

موسسه سویس پیس (Swisspeace) یکی از سازمان‌‌های غیردولتی است که نقش رسانه‌ها در ایجاد صلح را زیر عنوان «رسانه‌ها و صلح‌سازی؛ مفاهیم، بازیگران و چالش‌ها» بررسی کرده و نتیجه‌گیری می‌کند که رسانه‌‌های غیردولتی و مستقل برای این‌که بتوانند به ایفای نقش سازنده در ایجاد صلح در کشورهای درگیر جنگ‌های مسلحانه بازی کنند، نیاز دارند به‌صورت پیوسته از سوی تمویل‌کنندگان مورد حمایت قرار بگیرند. چنانچه که در گزارش این پژوهش آمده است، حمایت از رسانه‌ها که در کشورها و مناطق درگیر جنگ‌های مسلحانه بیشتر الزامی‌است، باید دارای مکانیزم زیر باشد:

کمک رسانه‌ها در مناطق درگیر جنگ

رسانه‌های فعال در مناطق درگیر جنگ توجه تمویل‌کنندگان و سازمان‌های غیردولتی را به خود جلب كرده‌اند، زیرا در بعضی موارد با نشر سخنان نفرت‌انگیز و گزارش‌های جانب‌دارانه مورد استفاده قرار گرفته‌اند تا باعث دامن‌زدن به درگیری‌ها شوند. اما به‌طور کلی، نقش رسانه‌ها برای ایجاد صلح دوبرابر ایجاد جنگ بوده است و رسانه‌های حرفه‌ای صرفا به‌دلیل وجودشان می‌توانند تأثیر مثبتی در ایجاد صلح داشته باشند، از طریق ارائه اخبار و گزارش‌های بی‌طرف، اطلاع‌رسانی درباره نظرات و دیدگاه‌های مختلف و ایجاد نظر آگاهانه و بی‌طرفانه، پرداختن به موضوعات محوری مربوط به صلح و درگیری، بهبود دانش افراد در صلح و درگیری با موضوعات مرتبط مانند انتخابات، علل درگیری، درک بین قومی، تبعیض، کمیسیون‌های حقیقت و جنایات جنگی، ایجاد انگیزه برای تغییر رفتار یا نگرش و مقابله با تصاویر یا تبلیغات دروغین از جانب رسانه‌های مغرض جوامع را قادر می‌سازد تا با گذشته کنار بیایند و آینده مشترکی بسازند.

کمک رسانه مطابق چشم‌انداز زمانی

از آنجا که زمینه‌ی معمول رسانه‌ها در صلح و درگیری، کشور یا جامعه‌ای است که درگیری‌های خشونت‌آمیز دارد، رسانه‌ها می‌توانند در دو بازه زمانی (چشم‌انداز کوتاه‌مدت و میان‌مدت و چشم‌انداز بلندمدت) کار کند. مورد اول به ابتکاراتی از چند هفته تا سه سال اشاره دارد، درحالی‌که مورد دوم برای پروژه‌های بخش توسعه که معمولا بیش از دو یا سه سال طول می‌کشد، اعمال می‌شود. با این حال، هیچ مرز دقیق و منطقه‌ای بین این چشم‌اندازهای زمانی وجود ندارد.

‌از منظر کوتاه‌مدت و میان‌مدت، نقش رسانه‌های حرفه‌ای عمدتا تهیه اخبار بی‌طرف، گزارش و تحلیل زمینه‌های درگیری و عوامل زمینه‌ای آن، جمع‌آوری دیدگاه‌ها و نظرات مختلف، تمرکز بر موضوعات تخصصی صلح و درگیری و زمینه‌ای توسعه رسانه در بلندمدت است.

از منظر بلندمدت، نقش عمومی رسانه‌ها در ایجاد، ترویج و تطبیق دموکراسی‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد. این کار برای ایجاد بخشی است که گردش آزاد اطلاعات را تضمین می‌کند، طوری‌که شهروندان این فرصت را دارند تا با آگاهی آگاهانه درباره آینده خود انتخاب کنند و همچنین زمینه عملکرد نظارتی را فراهم کنند.

رویکردهای کوتاه‌مدت و میان‌مدت

رویکرد کوتاه‌‌مدت و میان‌مدت در سه مرحله درگیری اعمال می‌شود: قبل از درگیری، در جریان درگیری و پس از درگیری.

قبل از درگیری (نهفته)

در شرایط قبل از درگیری -که با تنش بین جناح‌های رقیب، ناآرامی، ضعف دولت و سانسور مطبوعات مشخص می‌شود- اکثر بازیگران توافق دارند که ضرورت دسترسی بیشتر به اطلاعات بی‌طرف و اطلاعات حقوق بشر بسیار مهم است. بعضي از بازيگران معتقدند كه بالا بردن آگاهي در مورد حل تعارض و سازوكارهاي تحول مانند فرآيندهاي گفت‌وگو بين دولت و مردم و يا برقراري مجدد ارتباط بين جناح‌هاي رقیب از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. اگر این نیازها برآورده شود – ممکن است فعالیت‌ها به‌دلیل وضعیت درگیری بسیار محدود شوند – رسانه‌ها به کاهش شدت درگیری کمک کرده و از بروز خشونت جلوگیری کند.

در جریان درگیری

در وضعیتی که درگیری جریان دارد، نیازها و مداخلات با توجه به شدت خشونت و سطح درگیری متفاوت است. در مراحل حاد (خشونت آشکار، مهاجرت اجباری، تخریب‌ خانه‌ها، کمبود مواد غذایی، وخیم‌ترشدن وضعیت و وضع مقررات رسانه‌ای بالا)، نیاز به اطلاعات بشردوستانه برای گروه‌های آسیب‌پذیر (پناهندگان، بیجاشدگان داخلی) بالاترین اولویت است مانند اطلاعات مربوط به مکان و نحوه برای دسترسی به پناهگاه، غذا، آب، اردوگاه و دوا. در نتیجه، امنیت کانال‌های اطلاعاتی با تهیه رادیو و سرمایه‌گذاری فرستنده‌ها بسیار مهم است. نیاز به گزارش متعادل، یعنی اخبار بی‌طرفانه و دقیق از اهمیت بالایی برخوردار است.

پس از درگیری (یا مرحله گذار)

در شرایط پس از درگیری، با اجرای توافق‌نامه‌های صلح، بازسازی، گسترش زیرساخت‌ها و جامعه مدنی، تنظیم آرامش بخش از رسانه‌ها همان نیاز کلی است که در مرحله جریان درگیری وجود دارد. با این وجود می‌توان فعالیت‌ها را به‌شدت تشدید و متمرکز کرد. از آنجا که خشونت آشکار متوقف شده است، فرصت‌های بیشتری نیز وجود دارد، به‌عنوان مثال: ایجاد نظام‌مند ظرفیت رسانه‌های محلی، تأکید بیشتر بر آموزش در مناطق جنگی، پشتیبانی برای تقویت کار رسانه و ایجاد هر دو کثرت رسانه‌ای و چارچوب نظارتی.

کمک طولانی‌مدت

چشم‌انداز بلندمدت کمک رسانه‌ای در مورد وضعیت توسعه که مدتی پس از مرحله پسا جنگی آغاز می‌شود، هنگامی‌که شدت درگیری به سطحی کاهش می‌یابد که امکان بازسازی و توسعه مداوم را دارد، اعمال می‌شود. از آنجا که حمایت از تقویت دموکراسی‌ها به فعالیت اصلی تقریبا همه تلاش‌های «توسعه» تبدیل شده است، ۱۴ مورد مشخص زیر عنوان اهداف درازمدت برای کمک به رسانه‌ها تعریف شده که به شرح زیر اند:

– جریان آزاد اطلاعات این اطمینان را می‌دهد که شهروندان به‌جای اقدام نادرست. ناآگاهانه، انتخاب‌های مسئولانه و آگاهانه انجام می‌دهند؛

– اطلاعات با اطمینان از این‌که نمایندگان منتخب کار خود را مطابق با قوانین دموکراتیک انجام می‌دهند، در خدمت «بازرسی یا نظارت» است.

در این دیدگاه ایده‌آل، رسانه‌های آزاد، متکثر و مستقل برآیند میان‌مدت هستند که در خدمت هدف نهایی ایجاد یک دموکراسی کاملا کارا و نوپا با یک جامعه مدنی فعال سیاسی قرار دارند. بنابراین رسانه‌های که توسط دولت‌ها هدایت و یا به‌طور آشکار کنترل می‌شوند، باید به یک بخش متنوع و باز تبدیل شوند که دیدگاه‌های مختلفی را ارائه می‌دهند و دارای درجه‌ای از استقلال تحریریه و تأمین‌کننده‌ی منافع عمومی‌اند.

این رویکرد طولانی‌مدت می‌تواند به‌عنوان ادامه کمک‌های رسانه‌ای در مرحله‌ی پس از جنگ و یا به‌عنوان کمک رسانه‌ای در همکاری‌های توسعه در کشورهایی که قبلا درگیری خشونت‌آمیز رخ نداده است، اعمال شود.

انسجام بین کمک رسانه‌ای کوتاه‌‌مدت و میان‌مدت با بلندمدت

کمک به رسانه‌ در مرحله کوتاه‌‌مدت و میان‌مدت، به‌ویژه در مرحله پس از جنگ، ارتباط مستقیمی با کمک درازمدت رسانه دارد، که به‌طور معمول تحت «حکومت‌داری خوب» یا «تقویت دموکراسی» اجرا می‌شود. بنابراین فعالیت‌های کمک کوتاه‌‌مدت رسانه‌ای برای صلح‌سازی باید با اهداف بلندمدت منسجم باشد زیرا مرحله پس از درگیری زمینه را برای یک سیستم رسانه‌ای کارآمد آماده می‌کند. به‌عنوان مثال، تصمیم‌های کوتاه‌‌مدت در پرسش‌های حقوقی (قانون و مقررات رسانه) باید هدف بلندمدت تکثر رسانه‌ای و همچنین یک بخش اقتصادی مناسب را در ذهن داشته باشد.

تأثیرات کمک رسانه‌ای در سازش صلح

در حال حاضر یک مدل محرک رسانه‌ای مانند پیام یا خبر باعث اثر مستقیم فوری نفرت و خشونت می‌شود. با این حال، دانش عمومی تحقیقات رسانه‌ای این است که این مدل محرک، پاسخ ساده به اندازه کافی برای پیش‌بینی نتایج کارزارها پیام‌ها یا توضیح اثرات مصرف روزانه رسانه‌ها کارا نیست. با در نظر گرفتن واکنش‌ها و انتخاب‌های فردی مصرف‌کنندگان، در حال حاضر از مدل‌های پیچیده‌تری برای تعمیق دانش درباره تأثیر رسانه‌ها استفاده می‌شود. با این حال، آن‌ها تا کنون به ندرت در زمینه صلح و درگیری در زمینه رسانه‌ها استفاده می‌شوند، که ممکن است با وجود تنظیمات و ارزش‌های مختلف فرهنگی، دشوارتر باشد. فقط برخی از برنامه‌ها که توسط تحقیقات اجتماعی پشتیبانی می‌شوند، به‌عنوان مثال اپراهای رادیویی با مدل پیچیده‌تری کار می‌کنند اما الگوهای مختلف مثبتی را برای مخاطب ایجاد می‌کنند.

با این حال پروژه‌های رسانه‌ای غالبا فقط براساس فرض «معکوس» طراحی می‌شود: تصور می‌شود برعکس آنچه که برای تحریک نفرت و درگیری موثر بوده است – فقط با طراحی تأثیر مخالف/ مثبت – می‌توان برای ایجاد آشتی یا صلح کار کرد. این روش اما پرسش‌برانگیز است، چون به‌نظر می‌رسد که دستیابی به تغییرات نگرش و رفتار -مانند حرکت به سمت تحمل بیشتر یا همدیگرپذیری قومی- دشوارتر از انتشار پیام‌های حاوی نفرت است که در یک موقعیت خاص ممکن است بلافاصله اقدامات خشونت‌آمیز را تحریک کند.

تأثیرات محدود و نامطلوب

آگاهی از تأثیرات محدود رسانه ضروری است. در تنظیمات قبل یا بعد از جنگ، رسانه‌ها قادر به تغییر علل اصلی درگیری نیستند، اما با نشر خبر و گزارش‌های درگیری می‌توانند اثرات نامطلوبی ایجاد کنند. گزارش شدید می‌تواند انتقام یا تحریک خشونت جدید را تحریک کند. این نیاز به بررسی دقیق توسط ویراستاران، ناشران و تمویل‌کنندگان دارد. بنابراین حمایت از رسانه‌ها باید در یک استراتژی منسجم سازندگی صلح ادغام شود.

سویس پیس (Swisspeace) که مقر آن در شهر برن، سوئیس است، یک موسسه تحقیقی است که تمام فعالیت‌هایش متمرکز به صلح است. هدف از فعالیت‌های این موسسه جلوگیری از بروز درگیری‌های خشونت‌آمیز و امکان ایجاد تحول پایدار است.

دیدگاه‌های شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *