دکتر ملک ستیز
یک
در این روزها اثری از دو نویسندهی جوان و فرهیخته به بازار کتاب ارایه شده است که تبریک ما باشد. رامین گمانگر و شهیر سیرت نویسندگان کتاب «خیابان؛ اعتراض و قدرت» هستند که با صحافت و ویراستاری خوشایندی بهدست نشر رفته است. رامین کمانگر را از یکسال به اینسو میشناسم. او جوان فهیم و پرکاری است. همین چندروز پیش در کابل، در یک کارگاه آموزشی-تجربی شرکت داشتم که کمانگر یکی از سازندهگانش بود. وی که انسان فروتن و صمیمی است کتابش را با مهر به من هدیه نمود و مرا به همایش رونمایی آن دعوت کرد. برنامههایم در کابل از قبل طوری تنظیم شده بود که نتوانستم در آن همایش شرکت کنم. میل داشتم بیایم و از کارهای جوانان آگاه سرزمینم استقبال کنم. وقتی دریافتم که دکتر موسوی آنجا میآید دلم بیشتر ذوقزده شد تا آن یار قدیم را ببینم و بشنوم. اما بخت با من یار نبود.
در برگشت به اروپا باید دو کتاب را میخواندم و نیمنگاهی بر آنها مینوشتم. یکی کتاب تازهی دکتر میرویس بلخی بود که چشمانداز آسیای غربی را بر افغانستان تحلیل کرده و دیگرش همین کتاب آقایان کمانگر و سیرت که باید نگاهم را پیرامون آن مینگاشتم. برکتاب دکتر بلخی نقدی تهیه کردم و آن را در همایش بازگشایی آن پیشکش نمودم. سپس با دلبستگی زیاد به کتاب «خیابان، اعتراض و قدرت» پرداختم که نتیجه آن در پی میآید.
دو
این کتاب از دو مقالهی نسبتا کلان تشکیل شده است. مقالهی نخست را رامین کمانگر به نام «قدرت و قربانی؛ اعتراضی که نداریم» نگاشته است. مقدمه این بخش حرف جالبی برای توجیهی مفاهیم مقاله پیشکش کرده است و آن اینکه درسهای جهان از انقلابهای اجتماعی به ما میآموزد که اعتراض مدنی راه را برای رهایی از استبداد باز میکند. آنگاه نوینسده به ارایه اطلاعات در باب اعتراض و مفاهیم پیرامونی آن پرداخته است. او تلاش کرده که اعتراض را در عرصههای کلی و فردی دستهبندی کند و منظورش را در این اثر که اعتراض کلی است برجسته سازد. سپس نویسنده با استفاده از منابع معتبر این مفاهیم را باز و مبرهن گردانیده است که کار نیک و ارزشمندی است. آنگاه به مفهوم تظاهرات پرداخته و نتیجه گرفته است که تظاهرات ابزاری مهمی برای اعتراض، انسجام و «نه گفتن» جمعی است. در نتیجه بیان جالب این است که تظاهرات بزرگترین و کاملترین شکل اعتراض است. سپس نویسنده اجندای اعتراضها را به کنکاش گرفته است و آن را به موضوعات ملی و بینالمللی دستهبندی کرده است. اینجا نمونهای از اعتراضات ضد ترمپ را که زنان مبتکر آن بودند آورده است. اعتراضاتی که جهانی شد و از افریقا، امریکای لاتین و نیمقارهی هند سر درآورد. سپس این رویکردها مرتبط با وضعیت افغانستان بحث شده و چالشهای آن به نقد گرفته شده است. در ادامه نویسنده به معرفی قدرت پرداخته است. فکر میکنم نویسنده میخواهد بگوید برای اینکه بر قدرت اثر بگذارید، باید آنرا بشناسید. وی برای روشنسازی مفهوم قدرت از «جوزف نای» سود جسته که قدرت را «توانایی تأثیر بر رفتار دیگران برای رسیدن به نتایج دلخواه» تعریف میکند. به باور من این انتخاب درایت نویسنده را نشان میدهد که چگونه قدرت را با دادخواهی و اثرات آن در روشهای سیاسی بیان میکند. به باور نویسنده هر دو اعتراضگران و مخاطبین در پی قدرت هستند. نخست در پی انسانیساختن قدرت با اعتراضگروهی و دومی در پی حفظ قدرت بنا بر میل خود است. این پارادوکس جدال اصلی فکری، سیاسی و مدنی مقاله را برتابیده است. به باور من اینکار اهمیتی زیادی بر کتاب افزوده است.
عنوان بعدی «اعتراض و قدرت؛ نظریه بازی» است. در این قسمت نویسنده در تلاش است تا هوشمندی بازی و مانور را در قدرت به شاخصهای اثر گذاری بر ذهنیت اجتماعی روشن سازد. نویسنده این جدال و فضای سیاسی را با کنش و واکنشها در بازی شطرنج قیاس میکند و تصویر جالبی از بازیگران و اعتراضکنندگان بهدست میدهد. سپس این کنش و واکنشها را در یک حرکت اعتراضی به سه مرحله تقسیمبندی میکند. مرحله نخست واکنش قدرت سیاسی در برابر کنش اعتراضی است که به خیابان آمده است. در این مرحله قدرت سیاسی میخواهد اعتراض را نادیده بگیرد. مرحلهی دوم بر ایستادگی اعتراض و به رسمیت شناسی «پیام مخالفت» استوار است و مرحلهسوم تعاملات میان اعتراض و قدرت را به بررسی میگیرد. به باور نویسنده اگر اعتراضگران با این حلقههای سازمانی به درستی عمل کنند، رهگشایی برای اعتراضات مدنی فراهم میاید و بهروزی در چشمانداز ظاهر میگردد.
نویسنده در پی این مباحث خوب به یک سلسله ارزشها و هنجارهایی میپردازد که اعتراض با آن پیوند اجتنابناپذیری دارد.
مبحث قربانی را با تعهد، تفکر، زمان، منابع مالی و خطر مرگ میگشاید و تلاش میکند بهترین نمونههای اعتراضات مدنی را از جهان با خود همراه سازد و خواننده را به مرور آن فرا میخواند. مثالهای کوریای جنوبی و هانگکانک از بهترینهای این کتاب است. نویسنده از خواستها، افکار و حامیان این اعتراضهای جهانی فراوان آموخته است و آنرا در خور خواننده گذاشته است.
در فرجام این مقاله نویسنده از کار خود نتیجهگیریای بهدست میدهد که خلاصهی آن چنین است: قدرت در برابر هر اعتراضی مقاومت میکند و تلاش دارد تا اعتراض را بیاهمیت و یا کماهمیت جلوه دهد. اما مهمترین عنصر در اعتراض، مقاومت، پایداری، تفکر، تعهد و شکیباییاست.
مقالهی دوم را شهیر سیرت نوشته است. از آغاز این مقاله در مییابید که سیرت نویسندهی خوشکلام، هنجارمند و جذابی است. این مقاله که «اعتراض و اعتراض ما نام دارد» تلاش دارد تا نگاهی به مفاهیم و غایت اعتراض بیندازد. هرچند این نگاه بسیار کوتاه اما پرمغز است. وی از «آدم» که در برابر حکم خدا بیفرمانی کرد میآغازد و برونرفتن او از بهشت را پاسخ اعتراض و کنجکاوی وی میداند. آنگاه سیری دارد بر تاریخ بشریت که همه از نافرمانیها، تضادها و درگیریهای اعتراضی در مقابل قدرت مشحون است. سیرت به ادامهی بحث کمانگر به قدرت و گذار به اقتدار میپردازد. نویسنده از اریک فروم روانکاو و جامعهشناس معروف امریکایی-آلمانیتبار سود میجوید که اقتدار را به دو گونهی عقلانی و غیرعقلانی تقسیم میکند. از این منظر اقتدار عقلانی نوعی تمرین قدرتمحورانه است که در جهت امر ارزشی و زیست بهتر شکل میگیرد. در حالی که اقتدار ناعقلانی ارزشگریز است و در این نوع اقتدار ارزشهای انسانی به سان کرامت زیر پا میشود. نویسنده به این ترتیب گفتمان اعتراض را به اقتدار و رابطهی ارزشها میکشاند. بحث فلسفیای که ادامهی این گفتمان را جذابتر می سازد، مکتب شکاکان را بر ماهیت اقتدار نمایان میسازد. در گوشهی این بحث میخوانیم: «در سطح فلسفی، اعتراض نوعی «شناخت» مختار و نافرمان را برای انسان فراهم میکند. این شناخت معترض و نافرمانیبنیاد است که اساس دگرگونی سیاسی-اجتماعی را شکل میدهد . این شناخت به هر پدیدهای آگاهانه شک میکند، آنرا مورد پرسش قرار میدهد و نسبت به آن اعتراض میکند. این شناخت فلسفی که پایگاه مستدل دارد، انسان را بیشتر دگراندیش و نقاد بار میآورد. از این جهت تاریخ تکامل، تاریخ تکامل اعتراضهایی است که انسان امروزی را شکل داده است.» من با این برداشت نویسنده همباور هستم. اینجا به خوبی میتوان ادعا کرد که متن با محتوا و ماهیت با وجود قدرت گره خورده و نویسنده در این کار دشوار دست بالایی دارد. نویسنده از نگاه سیاسی نیز به اعتراض پرداخته است که شباهت با بحث نویسنده مقالهی نخست دارد. در عنوان «چرا مردم اعتراض میکنند؟» نویسنده چنین مینویسد: «اعتراض از منظر غایتشناسی در پی تأمین عدالت اجتماعی و رفع نابرابری است.» نویسنده در متنهای کوتاه تلاش کرده است تا انگیزههای اعتراضها را بر شمرد. وی از انگیزههای ایدئولوژیک و دینی، هویتی، رفاهی، حقوقبشری، ملیگرایانه، شخصیتی، ابزاری، محیطزیستی و انگیزههای آمیخته نام برده و به توضیح آنها پرداخته است. در عنوان بعدی زیر نام «چه کسانی اعتراض میکنند؟»، گروههای اعتراضکننده را نظر به ماهیت، تشکلات مدنی، هماهنگی و همبستگی و مشارکت در حوزههای سیاسی دستهبندی کرده است. بعد عنوان «اعتراض چگونه شکل میگیرد؟»، نویسنده تلاش کرده است تا راهبرد اعتراض را از کادربندی، سازماندهی تا عمل شرح دهد. در ادامه عنوان «دوام و فراروندگی اعتراض» آمده است و در آن به فناوری و نقش آن در اعتراضها مکث کرده است. در پایان این مقالهی کلان بر اعتراضهای دو دههی اخیر پرداخته شده و گپهای بومی و جالبی به زبان آمده و ارقام و نمایههای اعتراضات بیستسال اخیر مقاله را به پایان رسانیده است.
سه
در پایان باید بگویم که منظور من از این نوشته نقد این اثر خوب نیست. این اثر باید بسیار گسترده و کلان میبود تا نقدی را برمیتابید. منظور نخست نوشته، معرفی اثری است که بهدست نویسندگان نسل جوان ما عرضه شده است. به باور من این اثر در زمانی به نشر رفته است که ما باید پس از تمرین دو دهه آزادی مدنی و سیاسی، به حقوق مدنی و سیاسی خود دست یابیم. بهترین تعریف حقوق بشر «ظرفیتسازی شهروندان برای ادعای حقوق از دست رفته» است. اعتراض و مانور تظاهرات بهترین نمونهی احقاق آزادی است که این کتاب به آن پرداخته است. چنانکه نویسندگان این اثر در مقدمه گفتهاند کتاب موجود تلاشی است برای بازکردن یک گفتمان پویا روی مفهوم اعتراضات شهروندی که نیاز به کار فراوان دارد. اما بدون شک این کتاب خوب زمینهی این گفتوشنود پویا را فراهم میسازد.
منظور دوم از این نوشته حمایت از نسل جوان و گویای ماست. کمانگر و سیرت نمایندگان خوب این نسل هستند. ادبیات این نسل بُران و نترس است. به نقد باور دارد و با قلم، رویکرد محافظهکارانه ندارد. این نسل، امید مرا نسبت به آینده رونق میدهد. سال پار در هماهنگی مجلهی فانوس با گروه هفتاد نفری جوانان آگاه از ۱۸ ولایت روی شگردهای مقالهنویسی کار کردم. اعتراف میکنم که کار با آن جوانان پویا برایم خیلی آموزنده بود.
مراد سوم و پایانی این است که همه باید این آغاز پرمیمنت را در زندگی خود جاری سازند و فرهنگ نهگفتن فردی و گروهی را تمرین کنند. وضعیت سیاسی به گونهی پیش میرود که ما با قدرتهای سروکار خواهیم داشت که اعتراض را دوست ندارند. من نام این نوشته را «رهنمودی برای اعتراض» گذاشتم. چه خوب است که این اثر خوب را مروری کنیم و از آموزه های جالب آن فراوان بهره گیریم.