به یاد میآورد که برای رفتن به مکتب و درس خواندن بارها کُتَک خورده است به حدی که حتا دو قبرغهاش نیز بر اثر ضربوشتم شکسته است. او آن زمان کودک ده ساله بوده است. میگوید که حتا روزها دست به اعتصاب غذایی زده بود تا موفق شد که خانوادهاش را راضی کند و اجازه رفتن به مکتب را بگیرد.
اکنون نزدیک به دو دهه از این تلاشها میگذرد، اما دردها و رنجهایش تازه و ملتهبتر از گذشته شده است. سیما آن زمان که این دردها را تحمل میکرد، یک دختر بچهای بود که میخواست مانند پسران محلهاش مکتب برود و درس بخواند.
اکنون که او در دهه سوم زندگیاش قرار دارد و مادر یک دختر است. مصممتر از گذشته، برای حق تعلیم و تحصیل قدم برمیدارد و میگوید که نباید نسل بعد به اندازهی او برای حقوقشان رنج بکشند و پیشرفت بیست ساله زنان قربانی بازیهای سیاسی شود: «اگر مادران ما در آن زمان برای تحصیل و تعلیمشان مقاومت میکردند، قطعا جامعه امروزی افغانستان این شرایط را نداشت.»
سیما یکی از دهها زن معترض در برابر سیاست طالبان در قبال زنان و اوضاع زندگی مردم در حاکمیت طالبان است و میگوید که تا زمانی در برابر طالبان اعتراض میکند که حقوق انسانی زنان را به رسمیت بشناسند، از افراطگرایی دست بردارند و برای رسیدن به جامعه مرفه اجازه کار و فعالیت را به همه بدهند.
او از طالبان میخواهد که به انتقامجویی و مرگهای مرموز مردم در کشور خاتمه دهند: «باید زنان بتوانند تحصیل کنند و حق کار داشته باشند تا از فقر و بدبختی نجات یابند و جامعه پیشرفت کند.»
ثنا کریمی یکی دیگر از زنان معترض میگوید: «سالها زحمت کشیدم تا زندگی آبرومندانه داشته باشم و به مردمم خدمت کنم، نه این که سنگینی فقر و بدبختی را تحمل کنم.»

عکس از رسانههای اجتماعی؛ صف زنان نیازمند در کابل برای دریافت نان صلواتی.
محروم شدن از زندگی با عزت
ثنا کریمی اضافه میکند که طالبان با شرایط و قواعدشان، زنان را از داشتن زندگی محترمانه محروم میکنند. بهگفتهی او، اگر زنان نتوانند آزادانه و آبرومندانه در اجتماع کار کنند، برای امرار معیشیتشان به شیوههایی رو خواهند آورد که خلاف کرامت انسانیشان باشند.
این درحالی است که روز شنبه (یازدهم جدی) خانمی در اعتراض به اعمال محدودیتهای طالبان در برابر زنان، برای تأمین مخارج زندگیاش لباس مردانه به تن کرده و به بازار رفته بود. اما او تنها نیست.
سالها جنگ و ناامنی در افغانستان شماری از زنان این کشور را واداشته که برای ادامهی زندگی خود و خانوادههایشان به هویتشان نه بگویند و با پوشیدن لباس مردانه در محیط مردانه و جامعه مرد سالار افغانستان کار و خانوادههایشان را سرپرستی کنند.
طاهره (اسم مستعار) یکی از همین زنان است. او از ۱۳۶۵ خورشیدی، زمانی که تنها ۱۵ سال سن داشت برای کار در بیرون و سرپرستی ازخانوادهاش لباس مردانه به تن کرد تا با تغییر هویتش بتواند در جامعهی مردسالار و خشن افغانستان دوام بیاورد.
هرچند نظامهای سیاسی در افغانستان یکی پس از دیگری تغییر کرد، اما تحت فشار نظامهای حاکم تغییر در رفتار زنستیزانهای مردم نیامد و به قدرت رسیدن طالبان نیز به آن شدت بیشتر بخشید. از همین رو طاهره مجبور شد همچنین با تغییر پوشش بهعنوان یک مرد در اجتماع به کارش ادامه بدهد.
طاهره به خاطر میآورد که در دوران اول طالبان در ۱۳۷۶ خورشیدی او نامش را از طاهره به طاهر تغییر داد تا بتواند کار و سرپرستی از خانوادهاش را بهعنوان یک مرد ادامه دهد. به مرور زمان این تغییر پوشش از روی ناگزیری از او نهتنها هویتش را بهعنوان یک زن گرفت، بلکه او را از ازدواج و حق تشکیل خانواده نیز محروم کرد. حسرت این محرومیت را میشود در چشمان او دید و از رفتارش درک کرد.
این زن پنجاه سالهی افغانستان بعد از ۳۵ سال، کارش را درحالی ترک کرده است که از حاکم شدن طالبان و فاش شدن هویتش در هراس بود و در هراس است. این زن پنجاه سالهی افغانستان که میبایست ثمرهی یک عمر خدمتش را میگرفت، اکنون مانند بسیاری از مردم افغانستان بهگونه مخفی زندگی میکند تا مبادا مورد قضاوت و شکنجهی طالبان قرار بگیرد.

عکس از رسانههای اجتماعی
چالش حکومتداری طالبان
از زمان حاکمشدن دوباره طالبان (۲۴ اسد سال ۱۴۰۰) چهارونیم ماه میگذرد. هرچند این آنان تا کنون به گونهی رسمی زنان افغانستان را از کار در بیرون از خانه منع نکرده و وعده دادهاند که محیط را برای حضور آنها مهیا میکنند، اما قواعدی را وضع کردهاند که با نقض آزادیهای فردی، حضور زنان در اجتماع را محدود میکند.
این موضوع خشم زنان را برانیگخته و سبب اعتراض آنان شده است. زنان میگویند که قواعد طالبان آزادی همه افراد در جامعه را محدود و شرایط زندگی را برای زنان، بهویژه برای زنان شاغل و بیسرپرست دشوار و ناممکن میکند.
رویداد انتحاری دوم اسد ۱۳۹۵ از روبینا محرم و از فرزندانش پدر را گرفت. بعد از این رویداد روبینا ماند و سرپرستی از پنج فرزند قد و نیم قدش. او تا پیش از این در یکی از ادارههای دولتی در کابل کار میکرد و فرزندانش را حمایت؛ اما بهتازگی اداره مربوطهی طالبان به او و سایر همکاران همجنسش گفته است که دیگر به حضور آنان نیاز نیست؛ زیرا تشکیل اداره منحل شده است.
این مادر میگوید که اکنون او و فرزندانش بهدلیل نداشتن محرم و قواعد طالبان از تمام حقوق انسانیشان در افغانستان محروم شدهاند. از طرفی، طبق محدودیتهای تازه حق سفر به بیرون از افغانستان را نیز ندارند. میگوید طالبان جز انتظار و لحظهشماری برای مرگ بر اثر گرسنگی، دیگر چاره نگذاشتهاند.
اما شماری از زنان به جای لحظهشماری مرگ، برای تأمین حقوق همه، بهویژه زنان دادخواهی میکنند. مسئولان حرکت خودجوش زنان که تا کنون بیش از ده بار برای اعادهی حقوق زنان دادهخواهی کردهاند، میگویند که سالها جنگ و کشمکشهای سیاسی، قومی و سمتی هزاران زن را بیوه و هزاران کودک را یتیم کرده است. بهگفتهی آنها، قواعد طالبان زندگی را برای همه با دشواری مواجه کرده و برای خانوادههای بیسرپرست حتا ناممکن میسازد. آنها تأکید میکنند که بهعنوان بخشی از جامعه نمیتوانند در مقابل این سیاستها سکوت کنند.
افزون به حرکت خودجوش زنان، شبکه مشارکت سیاسی زنان و زنان عدالتخواه نیز برای حل این مشکلات و رفع محدودیت بدون حمایت مردان دادخواهی میکنند. زنان معترض خواهان به رسمیت نشناختن طالبان و توجه به وضعیت حقوق بشری در افغانستان از سوی جامعه بینالملی هستند. این زنان همچنین از مردم میخواهند که سکوت را بشکنند و در برابر وضع موجود اعتراض کنند.
برای انسانیتر شدن شرایط زندگی همراه شوید
این درخواست زنان درحالی مطرح میشود که طالبان و حامیان طالبان زنان معترض را به پروندهسازی و شهرتطلبی متهم میکنند و مدعی اند که زنان برای بدنام کردن طالبان از نام حقوق زنان سوءاستفاده کرده، دست به اعتراض میزنند.
اما زنان معترض این گفتهها را رد میکنند و از همه میخواهند که برای انسانیتر شدن شرایط زندگی در حاکمیت طالبان سکوت نکنند.
فاطمه هاشمی، باشنده شهر کابل میگوید: «زنان زیادی در طول بیست سال گذشته پدر، برادر، شوهر و فرزندشان را از دست دادهاند، اکنون منتظر هستید که آنان بمیرند؟»
به باور او، سکوت در مقابل محدودیتهای طالبان در مورد زنان به معنای لحظهشماری برای مرگ شماری زیادی خانوادههای بدون سرپرست است: «مثلا در مسیر شهرک [شهرک حاجی نبی] طالبان نمیگذارند زنان در ست [چوکی] پیش روی موترها بنشینند. زن مجبور است که در صندلی عقب بشیند. برای او در این مرحله مردم بهدلیل محدودیتهای طالبان چهار گزینه را میگذارد که هر کدام به خودی خود زنان را به تنگنا و ناگزیری قرار میدهد.»

عکس از رسانههای اجتماعی
به گفتهی خانم هاشمی، بهدلیل محدودیتهای اعمالشده از سوی طالبان، زنان باید یکی از این گزینهها را انتخاب کند.
- کرایه سه نفر را پرداخت کند؛
- سه مسافر زن برای همراهی پیدا کند تا کرایه راننده پرداخت شود؛
- ۳- پیاده به مقصد برود؛
- اصلا از خانه بیرون نشود.
خانم هاشمی اضافه میکند که این سیاست طالبان به همین سادگی زنان را خانهنشین میکند و این خانهنشینی لحظهشماری برای مرگ خانوادههای بیسرپرست است.»
هاشمی همچنین میگوید که محدودیتهای طالبان به همین سادگی زنان را به انزوا و مرگ میکشاند. به باور او، نیاز است تا همه مردم در کنار زنان باشند.
هاشمی تأکید میکند که نباید در مقابل چنین وضع و شرایط زندگی سکوت کرد. از ۳۲.۲ میلیون نفوس افغانستان، ۱۵.۸ میلیون نفر را زنان تشکیل میدهند. با حاکمیت دوبارهی طالبان به افغانستان اکثریت زنان شاغل شغلشان را از دست دادهاند و در فقر زندگی میکنند. شماری از خانوادهها حتا توان تأمین غذای یک وعده را نیز ندارند.
داکتر زهرا محمدی، یکی از زنان معترض میگوید: «شرایط زندگی امروزی نیازمند حضور و مشارکت زنان در تمام عرصهها است. از همین رو ما از مردم میخواهیم که زنان را برای دادخواهی حقوقشان تنها نگذارند و برای انسانیتر شدن شرایط زندگی تلاش کنند.»
محمدی تأکید میکند که هیچ پروژه و برنامه برای یک فرد به اندازهی جانش با ارزش نیست تا خودش را در مقابل تیر قرار دهد: «ما از مردم میخواهیم که خاموش نباشند.»
این درحالی است که در تازهترین مورد طالبان در تاریخ هفتم جدی با خشونت مانع اعتراض شماری از زنان در کابل شدند. آنان برای پراکندن معترضان تیراندازی کردند که در نتیجهی آن یک معترض زخمی شد.
راضیه برومند، عضو شبکه مشارکت سیاسی زنان میگوید که از زمان برگشت دوبارهی طالبان به قدرت، همه، بهویژه زنان از همه حقوقشان محروم شدهاند و در حسرت خوردن یک وعده غذای کافی در خانه بهسر میبرند. برای رفع این وضع نیاز است که همه متحد باشند و تلاش کنند: «بسیاری از زنان حتا نانی برای خوردن ندارند و به این دلیل ما دادخواهی میکنیم و انتظار داریم که مردم نیز با ما همراه شوند، ما را تنها نگذارند و از هر طریقی که میتوانند دادخواهی کنند.»
او اضافه میکند که مردم باید به گونهی متحد عمل کنند و یکجا با طالبان در مورد قوانینشان برای زنان صحبت کنند.
ثنا کریمی، یکی دیگر از زنان معترض میگوید که برای داشتن آیندهی بهتر مردم باید در کنار هم باشند و برای انسانی کردن شرایط طالبان تلاش کنند: «مردم باید زحمت بکشند و خطر را بپذیرند تا فرزندانشان آیندهی بهتر داشته باشند. باید در مقابل قوانین بیجای طالبان صدا بلند کنند و نگذارند که مانند رمه گوسفند فرض شود و از گرسنگی بمیرند.»
با تسلط دوبارهی طالبان در افغانستان، تمام مشاغل با رکود مواجه شد و اکثریت مردم کارشان را از دست دادند. افزایش بیکاری فقر را نیز بهصورت بیپیشینهای در افغانستان افزایش داد. طبق آخرین گزارش برنامه غذای سازمان ملل، از مجموع ۳۲.۲ میلیون نفر نفوس افغانستان، هماکنون ۹۸ درصد مردم به غذای کافی دسترسی ندارند و این درحالی است که بهتازگی یک آموزگار بهدلیل گرسنگی شدید جانش را از دست داده است. افزون به این با تسلط دوبارهی طالبان آمار خودکشی افراد بهدلیل فقر نیز افزایش یافته است.
زنان معترض از همهی مردم میخواهند که برای خاتمه به این وضعیت، دادخواهی کنند.

عکس از رسانههای اجتماعی