فروپاشی اقتصاد افغانستان؛ بیش از یک میلیون نفر از کشور فرار کرده‌اند

شریفه عرفانی
nytimes

نویسندگان: کریستینا گلدبام و یعقوب اکبری

مترجم: شریفه عرفانی

هر روز هزاران افغان در تلاشند تا مخفیانه وارد ایران و پاکستان شوند، زیرا در این کشور دیگر منبع درآمدی نیست و گرسنگی هر روز جان افراد بسیار را تهدید می‌کند.

مسافران قاچاقی از مخفیگاه‌شان در دره‌ی تنگِ کویر فقط می‌توانستند نور چراغ‌های مرز ایران را که بر فراز افق تابیده می‌شد، ببینند.

هوا سرد و نفسشان سنگین بود. بسیاری از آن‌ها ته‌مانده‌ی پس‌انداز خود را هفته‌ها قبل برای سیر کردن شکم خود صرف کرده و به امید نجات از سقوط اقتصادی افغانستان، از خویشاوندان خود پول قرض گرفته بودند. حالا، با دیدن مرز، گویی راه نجات پیش چشمشان ظاهر شده باشد: کار، پول، غذا برای خوردن.

نجف اخلاقی، ۲۶ ساله، به قاچاق‌چیانی خیره شده که زیر نور مهتاب مراقب گشت‌های طالبان هستند. او گفت: «انتخاب دیگری ندارم، نمی‌توانم به عقب برگردم.» سپس زمانی که فرمان دویدن از سوی قاچاق‌چیان صادر شد، از جای خود تکان خورد و روی پا ایستاد.

از زمانی که ایالات متحده نیروهایش را خارج کرد و طالبان قدرت را به دست گرفتند، افغانستان گرفتار بحران اقتصادی شده و همین امر میلیون‌ها نفر که پیش از این‌ هم با فقر دست‌وپنجه نرم می‌کردند به سوی نیستی سوق داده است. درآمد نیست، گرسنگی زندگی‌های بسیاری را تهدید می‌کند و کمک‌های به شدت مورد نیاز به خاطر تحریم‌های غرب علیه مقامات طالبان متوقف شده است.

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، ماه گذشته گفت که بیش از نیمی از جمعیت با «سطوح شدید» گرسنگی روبه‌رو هستند. او افزود: «برای افغان‌ها، زندگی روزمره به جهنمی یخی تبدیل شده است.»

اکنون در فقدان امید به کمک‌های فوری، صدها هزار نفر به کشورهای همسایه گریخته‌اند.

به گفته محققان مهاجرت، از اکتبر تا پایان جنوری، بیش از یک میلیون افغان تنها در جنوب غربی افغانستان یکی از دو مسیر اصلی مهاجرت به ایران را در پیش گرفته‌اند. سازمان‌های امدادی تخمین می‌زنند که روزانه حدود ۴ تا ۵ هزار نفر وارد ایران می‌شوند.

اگرچه بسیاری به دلیل بحران اقتصادی فورا گزینه‌ی ترک کشور را انتخاب می‌کنند، چشم‌انداز زندگی تحت حکومت طالبان، از جمله محدودیت برای زنان و ترس از مجازات، بر فوریت این مهاجرت افزوده است.

دیوید منسفیلد، محققی که مهاجرت افغان‌ها را دنبال می‌کند، گفت: «تعداد افرادی که از این مسیر افغانستان را ترک می‌کنند، به‌ویژه با توجه چالش‌های فراوان این سفر در ماه‌های زمستان، افزایش چشم‌گیری داشته است. بر اساس تخمین‌های اوافغان‌هایی که از افغانستان به پاکستان و سپس به ایران مهاجرت می‌کنند، در مقایسه با زمان مشابه در سال گذشته روزانه چهار برابر افزایش یافته است.

این مهاجرت در سراسر منطقه و اروپا زنگ‌های هشدار را به صدا درآورده است. سیاست‌مداران در این کشورها از تکرار بحران مهاجران در سال ۲۰۱۵ بیم دارند، زمانی که بیش از یک میلیون نفر، عمدتا سوری، در اروپا درخواست پناهندگی کردند؛‌ واقعه‌ای که واکنش‌های پوپولیستی را برانگیخت. بسیاری از این بیم دارند که در بهار امسال با گرم شدن هوا و آسان‌تر شدن گذر از مسیرهایی که اکنون پوشیده از برف است، سیل افغان‌ها به مرزهای اتحادیه اروپا برسد.

ترمینال اتوبوس در شهر زرنج که اکثر مهاجران به امید ورود غیرقانونی به ایران به آن مراجعه می‌کنند.

اتحادیه اروپا که مصمم به مهار مهاجران در منطقه است، پاییز گذشته متعهد شد بیش از یک میلیارد دالر کمک بشردوستانه به افغانستان و کشورهای همسایه میزبان افغان‌های آواره بدهد.

یوناس گهر استور، نخست‌وزیر ناروی، در بیانیه‌ای در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد افغانستان در ماه گذشته گفت: «ما به توافقات و تعهدات جدیدی نیاز داریم تا بتوانیم به یک جمعیت مدنی بسیار آسیب‌پذیر کمک کرده و به آن‌ها یاری برسانیم. ما باید هر کاری که می‌توانیم انجام دهیم تا از یک بحران مهاجرتی دیگر و منبعی دیگر برای ایجاد بی‌ثباتی در منطقه و فراتر از آن جلوگیری کنیم.»

اما تمویل‌کنندگان غربی هنوز با پرسش‌های پیچیده‌ای مواجه‌اند مبنی بر این‌که چگونه می‌توانند تعهدات بشردوستانه خود را در قبال مردم عادی افغانستان بدون حمایت از دولت جدید طالبان انجام دهند.

در ماه‌های اخیر، مقامات طالبان از مقامات غربی درخواست کرده‌اند که دستشان را از گلوگاه اقتصاد این کشور بردارند، و درباره حق آموزش دختران و سایر شرایط تعیین شده از سوی جامعه بین‌المللی در قبال کمک، وعده‌هایی داده‌اند. با بدتر شدن وضعیت بحران انسانی، ایالات متحده نیز معافیت‌هایی برای تحریم‌ها صادر کرد و ماه گذشته ۳۰۸ میلیون دالر کمک کرد که مجموع کمک‌های ایالات متحده به این کشور را از اکتبر سال گذشته به ۷۸۲ میلیون دالر رساند.

اما به گفته‌ی کارشناسان، کمک‌ها در کشوری که با فروپاشی اقتصادی مواجه است تنها تا حدی می‌تواند کارساز باشد. اگر تمویل‌کنندگان غربی سریع‌تر برای رهایی از فشار بر اقتصاد و احیای سیستم مالی حرکتی نکنند، افغان‌های ناامید از کار احتمالا در صدد خروج از کشور بر خواهند آمد.

آقای اخلاقی که در بیابان همراه با مهاجران دیگر در حالت نیم‌خیز انتظار می‌کشید، خود را برای حرکت نومیدانه‌ی پیش‌رو آماده کرده بود: یک و نیم کیلومتر تقلا برای پیش رفتن در گودال‌هایی پوشیده از شن لغزنده، دیوار مرزی به ارتفاع ۴ و نیم متر که بالای آن سیم خاردار قرار گرفته و گستره وسیعی از تپه‌ها که تحت نظارت نیروهای امنیتی ایران بود. او گفت که در یک ماه گذشته ۱۹ بار از مرز عبور کرده، اما هر بار دستگیر و رد مرز شده است.

گاراج قدیر و برادران یکی از معدود مراکزی است که مهاجران برای یافتن لاری‌هایی که آن‌ها را به نزدیکی مرز پاکستان منتقل می‌کنند، به آن مراجعه می‌کنند.

آقای اخلاقی، افسر پولیس در حکومت سابق، از ترس انتقام‌جویی طالبان در خانه‌ی بستگان خود مخفی شده بود. او پس از پایان یافتن اندک پس‌انداز خانواده‌اش، از شهری به شهر دیگر به دنبال کار جدید رفت. اما کار نبود. بنابراین در اوایل نوامبر، مصمم شد به ایران برود و با قاچاق‌بران در ولایت نیمروز تماس گرفت.

او گفت: «من از مرزبانان ایرانی می‌ترسم. با این حال، نمی‌توانم این‌جا بمانم.»

حتا قبل از تسلط طالبان، پس از سوری‌ها، افغان‌ها دومین ملیتی بودند که بیشترین تعداد درخواست‌ پناهندگی را در اروپا داشتند و یکی از بزرگ‌ترین جمعیت آوارگان و پناه‌جویان را در جهان تشکیل می‌دادند. حدود ۳ میلیون نفر، که بیشتر آن‌ها در ایران و پاکستان زندگی می‌کنند.

بسیاری از آن‌ها از طریق نیمروز گریختند، گوشه‌ای دورافتاده از جنوب غربی افغانستان که بین مرزهای ایران و پاکستان قرار گرفته و ده‌ها سال است پناهگاه قاچاق‌بران است. در زرنج، پایتخت آن، افغان‌ها از سراسر کشور در هوتل‌های قاچاق‌بران که در مسیر جاده اصلی قرار دارند جمع می‌شوند و در اطراف دکه‌های کباب فروشی روی سرک جمع می‌شوند و درباره سفر طاقت‌فرسای پیش رو برای هم قصه می‌کنند.

در پارکینگی در مرکز شهر که به «ترمینال» معروف است، مردان در پشت موترهای باری که مقصدشان پاکستان است، جمع می‌شوند؛ پسربچه‌ها سعی دارند به مردم عینک‌های محافظ و بوتل‌های آب بفروشند.  صدای فروشندگان که داد می‌زنند: «کی آب می خواهد؟» – تقریبا در هیاهوی صدای بوق موترها و فریادهای مردان خشمگین معامله‌گر که اسکناس‌های پاره پاره‌ی افغانی را با تومان ایرانی تعویض می‌کنند، گم می‌شود.

عبدالله ۲۵ ساله که در صف ایستاده بود تا به پشت یک پیکاپ برود، یک روز قبل از قندوز آمده است. وقتی صدای راکت‌پرانی شهر را فرا گرفت، کاروبار او متوقف شد. پس از تصرف قندوز، دکانش خالی از مشتری شد، زیرا مردم اندک پول خود را برای ضروریات اولیه مانند غذا و دارو پس‌انداز کردند.

پس از گذشت ماه‌ها به همین منوال، عبدالله برای سیر کردن خانواده‌اش پول قرض کرد و بیشتر و بیشتر در بدهی غوطه‌ور شد. سرانجام به این نتیجه رسید که تنها راهش رفتن به ایران است.

عبدالله، که از روزنامه تایمز خواست تنها نام کوچک او را بنویسند، گفت: «من نمی‌خواهم کشورم را ترک کنم، اما چاره دیگری ندارم. اگر وضعیت اقتصادی به همین منوال پیش برود، آینده‌ای در این‌جا وجود نخواهد داشت.»

۳۰ نفر برای سفری سه ساعته تا آن سوی مرز پاکستان سوار  موتر باری می‌شوند، مردان مجرد در عقب و خانواده‌ها و اطفال در جلو.

با بدتر شدن بحران اقتصادی، مقامات محلی طالبان تلاش دارند تا خود را با تجارت پرسود قاچاق هماهنگ کرده و از آن منفعتی ببرند. در ترمینال، یکی از مقامات طالبان که در یک موتر کوچک نقره‌ای نشسته، از هر موتری که به پاکستان می‌رود، مالیاتی جدید می‌گیرد؛ هزار افغانی یا حدود ۱۰ دالر.

در ابتدا، مقامات طالبان از دیگر مسیر اصلی مهاجران نیز مالیات گرفتند، مسیری که قاچاق‌بران از طریق آن مهاجران را از بیابان و دیوار مرزی عبور داده و مستقیما وارد ایران می‌کنند. اما پس از اتهامات در ماه سپتامبر مبنی بر تجاوز یک قاچاقچی به یک دختر، طالبان مسیر خود را تغییر داده و این مسیر بیابانی را تحت نظر گرفتند.

با این حال، چنین تلاش‌هایی چندان جلوی قاچاق‌بران را نگرفته است.

حوالی نیمه شب با سرعت از طریق یک جاده بیابانی، یک قاچاقچی به نام «سین»، که ترجیح داد به دلیل ماهیت غیرقانونی کارش، تنها حرف اول اسمش استفاده شود، موسیقی پاپ عربی را از استریوی خود پخش کرد. موزیک ویدیویی از زنی که با لباس مشکی تنگ تاب می‌خورد روی صفحه نمایش موترش پخش شد. با نزدیک شدن به پناه‌گاهش، چراغ‌های عقب را خاموش کرد تا کسی نتواند تعقیبش کند.

جابه‌جایی شبانه‌ی مردم مستلزم فرایندی پیچیده است: اول، او با یک مرزبان ایرانی رده پایین معامله می‌کند تا به تعداد معینی از مهاجران اجازه عبور داده شود. سپس به قاچاق‌بران دیگر می‌گوید که مهاجران را از هتلشان به پناه‌گاهی در بیابان بیاورند و با شریک خود هماهنگ می‌کند تا گروه را در آن سوی مرز تحویل بگیرد. هنگامی که خورشید غروب می‌کند، او و دیگران ساعت‌ها رانندگی می‌کنند و گشت‌زنی طالبان در منطقه را زیر نظر می‌گیرند. پس از اطمینان از امن بودن مسیر، مهاجران را از پناهگاه به مرز می‌برند.

تقریبا ۱۳۵ افغان که بیشترشان مرد مجرد هستند، در انتظار برای عبور از مرز در طویله‌ای نشسته‌اند که به عنوان پناهگاه موقت از آن استفاده می‌شود.

سین در حالی‌که صدای خنده‌اش بلند شده بود، گفت: «ما خانه نداریم، خانه‌ی ما موتر ماست، تمام شب را نزدیک مرز می‌چرخیم، یک روز زنم مرا از خانه می‌کشد.»

عبور از مرز تازه اولین مانعی است که افغان‌ها باید بر آن غلبه کنند. از زمان تسلط بر این کشور، هم پاکستان و هم ایران بر شدت اخراج‌ها افزوده و هشدار داده‌اند که اقتصاد شکننده‌شان نمی‌تواند با هجوم مهاجران و پناهندگان مقابله کند.

به گفته سازمان بین‌المللی مهاجرت سازمان ملل متحد، در پنج ماه آخر سال ۲۰۲۱، بیش از ۵۰۰ هزار نفری که به طور غیرقانونی به این کشورها وارد شده‌اند،‌ سرنوشت‌شان یا اخراج بوده یا بازگشت دواطلبانه به افغانستان.

نگار ۳۵ ساله، روی فرش آبی رنگ کهنه یکی از هوتل‌ها نشسته بود. او دو شب با شش فرزندش از دیوار مرزی بالا رفته بود تا وارد ایران شود. او ماه‌ها با پس‌انداز ناچیز خانواده‌اش سر کرده و فقط نان و هیزم خریده بود تا زنده بمانند. وقتی آن پول تمام شد، تنها بز خود را فروخت تا به ایران سفر کند.

اما به محض رسیدن به خاک ایران، دسته‌ای از مرزبانان گروه مهاجران را محاصره کرده و در تاریکی پیش از سحر به سمت‌شان تیراندازی کردند. نگار که روی زمین دراز کشیده بود، فرزندانش را صدا زد و متوجه موضوع وحشتناکی شد: دو پسر کوچکش گم شده بودند.

پس از دو روز دردناک، قاچاق‌بران در ایران پسرانش را پیدا کردند و به زرنج نزد او فرستادند. اما گم شدن بچه‌ها، او را متزلزل کرده است؛ حالا مطمئن نیست که می‌خواهد دوباره شانس خود را امتحان کند یا نه.

او گفت: «من نگران هستم. اگر هرگز نتوانم به ایران بروم چه؟»

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه