آنجلینا جولی: جهان نباید به‌روی زنان افغانستان چشم ببندد

شریفه عرفانی
Photo: Vincent Fandos / Flickr

نویسنده: آنجلینا جولی

من اخیرا در رُم با یک پناه‌جوی جوان افغانستانی ملاقات کردم که تنها چند ماه پیش‌ از سقوط افغانستان بدست طالبان در ۱۵ آگست، به‌کار طبابت مشغول شده بود. خواهر کلانش در دانشگاه در رشته دندان‌پزشکی تحصیل می‌کرد. دو خواهر خُرد‌تر او در مکتب نمرات درخشانی داشتند. یک‌شبه، آن‌ها و ۱۴ میلیون زن و دختر افغانستانی دیگر حق رفتن به لیسه یا دانشگاه، حق کار و آزادی رفت‌وآمد خود را از دست دادند. در حین صحبت، او پدرش را که ده‌ها سال به‌عنوان کارشناس توسعه روستایی در افغانستان کار کرده بود، در آغوش گرفت. وقتی با خانواده‌اش فرار کرد، مجبور شد همه‌چیز را رها کند. در حالی که اشک‌هایش جاری بود، به من گفت که برای خودش ناراحت نیست بلکه برای همه‌ی زنان کشورش ناراحت است.

مدت‌ها پیش از ۱۱ سپتامبر، سنگسار و شلاق زدن زنان افغانستان و محرومیت آن‌ها از تحصیل، خشم جهان را برانگیخت. رهبران امریکایی و دیگر کشورهای غربی احیای حقوق اولیه زنان افغانستان و حذف طالبان را توجیهی برای تهاجم ناتو به افغانستان خواندند. دیدن زنان افغانستان که در بیست سال گذشته با تلاش‌ -و با حمایت بسیاری از مردان افغانستان- خود را به درجات بالا رساندند، در طول سال‌ها خشونت و رنج مداوم چراغ روشنی برای مردم افغانستان بود. یک سال پیش، زنان افغانستان به‌عنوان داکتر، معلم، هنرمند، افسر پولیس، روزنامه‌نگار، قاضی، وکیل و سیاست‌مدار منتخب کار می‌کردند. کودکان افغانستان با وجود حملات انتحاری مکرر به مکاتب‌شان با شجاعت به درس ادامه می‌دادند. تصویر برای زنان روستایی بسیار متفاوت بود، به‌ویژه در مناطقی که هنوز تحت کنترل طالبان بود، اما حس کلی پیشرفت انکارناپذیر بود. همه‌ی این‌ها با سرعتی غیرقابل تصور وارونه شد.

دختران افغانستان به‌خاطر قدرت، انعطاف‌پذیری و تدبیرشان، انسان‌هایی فوق‌العاده‌اند. من با زنان افغانستانی آشنا شده‌ام که در دوران قبل از طالبان در کودکی مجبور بودند لباس پسرانه بپوشند تا بتوانند مخفیانه به مکتب بروند. آن‌ها سپس روزنامه‌نگار و وکیل شدند و تلاش کردند در ساختن آینده‌ای بهتر برای کشورشان نقش داشته باشند و به تعهد رهبران خود و جامعه بین‌المللی مبنی بر داشتن جایگاهی در جامعه افغانستان، باور داشتند.

آن وعده‌ها زیرپا گذاشته شد و فکر کردن به خیانتی بزرگ‌تر سخت است. زنان دوباره در خیابان‌ها مورد ضرب‌وشتم قرار می‌گیرند یا شب‌ها از خانه‌های‌شان بیرون کشیده و شکنجه می‌شوند و زندان‌های کشور پر از زندانیان سیاسی زن اند. مواردی از ربوده‌شدن دختران برای ازدواج اجباری با رهبران طالبان گزارش شده است. به‌عنوان یک زن و مادر، حتا تصور این‌که خانواده‌های افغانستانی -به‌ویژه آن‌هایی که در دوران طالبان در دهه ۱۹۹۰ زندگی کرده‌اند- از این‌همه احساس ناامیدی چه حالی دارند، عذابم می‌دهد.

با این حال، با وجود خطرات، بیشترین مقاومت برای بازگرداندن حقوق زنان در افغانستان از سوی قدرت‌های خارجی صورت نگرفت، بلکه با وجود تمام خطرات، خود زنان افغانستان به خیابان‌ها آمدند.

این‌که تلاش‌ها برای بازگرداندن زنان افغان به خانه‌ها در درازمدت با شکست مواجه خواهند شد، امری بدیهی است. بسیار بدیهی است که زنان افغانستان منبعی باورنکردنی برای کشور و جایگاه آن در جهان هستند و اقتصاد -و جامعه به‌طور کلی- بدون مشارکت کامل آن‌ها کارایی نخواهد داشت.

صلحی که بر پایه ستم بر زنان بنا شده اصلا صلح نیست، بلکه جامعه‌ای است که دایما با خودش در جنگ است. این اوج بیهودگی -اگر نگوییم بزدلی- است که مقامات یک کشور زنانی را که تنها جرم‌شان کمک به موفقیت و سلامتی و ثبات و آموزش مردم‌شان بوده، زندانی و شکنجه ‌کنند. و در قرن بیست‌ویکم هرگونه بحثی در مورد میزان تحصیلات «مناسب» برای یک زن بی‌معنا است، در غیر این صورت، دلیل آشکار آن ترس از قدرت یک زن آزاداندیش و مستقل است.

امیدوارم رهبران طالبان بتوانند درک کنند که با محروم کردن زنان افغان از فضای آزادانه و در عین حال محروم کردن خود از دستیابی به پتانسیل آن‌ها، چه چیزی از دست داده‌اند. اما من از واقعیتی که ممکن است به زنان افغان تحمیل شود و این‌که این نظام‌های سرکوبگر تا چه زمانی ممکن است قدرت را در اختیار داشته باشند، پر از احساس ترسم.

برای امریکا و سایر کشورهایی که با آن‌ها متحد هستیم، بدترین گام ممکن عقب‌نشینی از افغانستان خواهد بود، به‌دلیل این‌که دودهه [جنگ] اخیر ما را خسته کرده و از شکست خود شرمنده‌ایم. اما باید دلایلی که در وهله اول ما را درگیر افغانستان کرد به‌خاطر بیاوریم: هیچ‌یک از آن عوامل از بین نرفته‌اند.

ما حق داشتیم که از بدرفتاری با زنان در افغانستان در دهه ۱۹۹۰ خشمگین شویم و امروز هم باید خشمگین باشیم. در چند سال گذشته، آمریکا مکررا وعده‌های خود به زنان افغانستان را زیر پا گذاشت، از جمله تصمیم به مذاکره با طالبان بدون هیچ پیش‌شرطی در مورد حقوق زنان یا مشارکت زنان و جامعه مدنی افغانستان. ما نباید هیچ امتیاز دیپلماتیک بیشتری به قیمت (از دست رفتن حقوق) زنان بدهیم و در عوض باید به‌دنبال راه‌هایی برای حمایت از آن‌ها باشیم.

دخترانی هستند که از مکتب بازمانده‌اند و تشنه‌ی یادگیری هستند و برای ادامه تحصیل در مکاتب آنلاین یا زیرزمینی به حمایت نیاز دارند. مدافعان حقوق بشر که در خفا زندگی می‌کنند، باید بدانند که فراموش نشده‌اند و مقامات (طالبان) به‌خاطر نحوه برخورد با آن‌ها مورد بازخواست قرار خواهند گرفت. زنانی در زندان هستند که باید آزاد شوند. افغانستانی‌هایی در کشور و در تبعید به سر می‌برند که برای زنده نگه‌داشتن ایده‌ی حقوق زنان در کشور به کمک نیاز دارند؛ همانند سازمان‌هایی چون «رخشانه مدیا» که همچنان در مورد سرنوشت زنان در افغانستان گزارش می‌دهد.

بیش از شش میلیون پناهنده افغانستانی و آوارگان داخلی برای زنده‌ماندن تقلا می‌کنند که وضعیت آن‌ها در نتیجه جنگ در اوکراین و کمبود کمک‌های بین‌المللی بدتر می‌شود و نباید فراموش شوند. این موضوع به همان اندازه که یک اصل است، منفعت شخصی نیز محسوب می‌شود. اگر ثبوتی لازم بود که نشان دهد بین نظام‌های سرکوب‌گر زنان و تهدیدهای امنیت بین‌المللی ارتباط مستقیمی وجود دارد، این است که رهبران القاعده بار دیگر خود را برای بازگشت به افغانستان آزاد احساس می‌کنند.

و به دوستان افغانستانی‌ام، من به شما و مقاومت و قدرت شما ایمان دارم. من آرزو دارم با دخترانم به آن‌جا بیایم، دوستانی پیدا کنم، در کشور زیبای شما سفر کنم و شما را ببینم که آزادانه سرنوشت‌تان را تعیین می‌کنید. در تاریخ افغانستان فصول مختلف و لحظات تاریک بسیاری وجود داشته است. این بدون شک یکی از آن‌هاست. اما من مطمئن هستم که این فصل پایانی نیست. رویای افغانستان کثرت‌گرا و باز که براساس تلاش‌های برابر و صدای آزاد همه‌ی مردم آن بنا شده، شاید امیدی دور به نظر برسد و در واقعیت هم چنین باشد. اما می‌دانم که ممکن است. داستان به این‌جا ختم نمی‌شود.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه