حتما شما هم شنیدهاید که طالبان پاکستانی بر یک مکتب در پشاور حمله کردند و بیش از 130 نفر را کشتند و بیش از 120 نفر دیگر را هم زخمی کردند. این حمله به قدری خونین بود که حالا هیچ رهبر و رییس جمهوری نمانده که به مقامهای پاکستانی تیلفون کرده و آن را تقبیح نکرده باشد. از اوباما گرفته تا نخستوزیر هند و حضرت امام ایران! بعضیها میگویند که جناب اشرف غنی هم تماس گرفته و غمشریکی خویش را از طریق تیلفون و از راه گوش نخستوزیر پاکستان، وارد قلب و ذهن آنها کرده؛ اما یک عدهی دیگر میگویند که جناب اشرف غنی بارها تلاش کرد که با مقامهای پاکستانی تماس بگیرد و این حادثهی المناک را تقبیح کند و برای دولت پاکستان صبر عظیم بخواهد؛ اما متأسفانه هربار که زنگ میزد، از آن طرف یک دخترخانم به زبان اردو میگفت که «اپکهی میلاهوا نمبر ایس حال مصروف هی». بعد جناب داکتر صاحب مانده شد و تصمیم گرفت که دیگر زنگ نزند. مقامهای پاکستانی که هرچه منتظر تماس تیلفونی سرداران افغانستان نشستند، کسی زنگ نزد. فقط داکتر صاحب ذبیحالله مجاهد به نمایندگی از طالبان افغانستان زنگ زده و این درد عظیم را به ملت پاکستان تسلیت گفته و از خداوند سبحان خواسته که دیگر در پاکستان انتحار نشود. گفتم که مقامهای پاکستانی هرچه نشستند، سرداران ما زنگ نزدند. آنها فکر کردند که ممکن است این سرداران افغانستان از این غم بزرگ شادمان شده باشند. فوراً یک هیأت بلندپایهی کوتاهمایه را به رهبری جنرال راحل شریف، روانهی کابل کردند تا از ما بپرسند که چرا با آنها غمشریکی نمیکنیم. بلاناغه رفتند سراغ رییس جمهور! خوشبختانه رییس جمهور این حمله را با شدیدترین الفاظ تقبیح کرد. وی با زبان غرا و کلمات اعلی به سمع حضرت راحل شریفِ آمده از آن کشور کثیف رساند که حالا وقت مبارزهی مشترک صادقانه و مؤثر علیه تروریزم رسیده (ما فکر میکنیم هنوز وقت مبارزه علیه تروریزم نرسیده، بگذارید یک چند سال دیگر هم هر روز انتحار و انفجار کنند. تازه چندین سال از انتحار و انفجار میگذرد. بناءً خواهش ما از آقای اشرف غنی این است که این حرفش را پس بگیرد و رسماً اعلام کند که نه! هنوز وقت مبارزه علیه تروریزم نرسیده و دولت افغانستان حاضر است چندین سال دیگر نیز در برابر انتحار و انفجار همچنان بیمیل و بیخار باشد و از دولت پاکستان هم تقاضا میکند که زیاد غصهی این حمله را نداشته باشد، چند روز بعد وضع عادی میشود) و دولت افغانستان آمادهی هرنوع مبارزه علیه تروریزم میباشد. رییس جمهور ما نام خدا که یک دفعه نوبت سخن گفتن برایش رسید، زیاد حرفها میزند. وی، منظورم از وی رییس جمهور است، گفت، حملهی اخیر در پشاور، حمله بر تمام ملت افغانستان، مردم مسلمان و تمام بشریت بود. سپس قبل از آنکه نوبت به راحل شریف برسد، رییس جمهور ما اضافه کرد، دولت ما آماده است که بهصورت مستقل و یکجا با پاکستان علیه تروریزم و افراطیت مبارزه کند و صلح را به افغانستان بیاورد. همین را نگو بلا بگو! اشک از چشمان آن جنرال صاحب بال، جاری شد. آن جنرال در حالیکه فکر میکرد انتحاریهای پشاور هم جزء همان کسانی بوده که از زندانهای افغانستان بهخاطر مصالحه آزاد شده بودهاند، یک دستمال اتمی از جیبش بیرون کشید و اشکهایش را پاک کرد و گفت، ما دنبال عاملان این حمله هستیم. نخستوزیر ما قسم خورده که انتقام قطره قطره خون ریخته شدهی فرزندان پاکستان در این حمله را از عاملان و دشمنان پاکستان بگیرد. سپس وی از داکتر ما خواست که از نخستوزیر آنها یاد بگیرد. گفته میشود که راحل شریف گفته که وطن شما هر روز انتحاری میشود، هر روز فرزندان افغانستان کشته میشوند، شما چرا در صدد گرفتن انتقام خون آنها نیستید؟ خوشبختانه در همین وقت نوبت یکبار دیگر به آقای غنی رسید و وی گفت که حملهکنندگان روز گذشته در پشاور، همانند تروریستانی اند که در پکتیکا و لیسهی استقلال شهر کابل حمله کرده بودند. تازه گرماگرم این گفتوگو را شاهد بودیم که هردو نفر تأکیدات خویش را بیرون کشیده و بهروی هم مالیدند و هرکدام پی کارشان رفتند. البته گفته میشود که رییس جمهور ما خیلی عجله داشته؛ چون بر اساس گزارشها، یک معلم ایرانی، چهار دانشآموز افغانی خویش را بهخاطر نیاوردن کتابچههایشان، به تشناب برده و آنها را مجبور به خوردن گلاببررو میکند. هیچکس نبوده که آن چهار دانشآموز را ضمانت بکند که در آینده از آن غلطها نکنند و هر روز کتابچههایشان را بیاورند. روی همین حساب، چون رییس جمهور ما خیلی دلسوز است، قرار بوده که آن چهار پسر را ضمانت بکند و نگذارد که معلمش، بیشتر از این به آنها چیز بخورانند. گفته میشود که حضرت امام ضمانت رییس جمهور ما را پذیرفته و به آن معلم دستور داده که این بار را نادیده گرفته و همانقدری که خورانده، کافی است. بعد چون حضرت امام است دیگه، در آخرش گفته که علی لعنتهالله علیالغوم الظالمین!
نشست مشترک!
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه