بیماری سوءتغذیه؛همچنان تشنه‌ به خون کودکان

اطلاعات روز

پرسیده بود: «دوست داری فرزند اول ما پسر باشد یا دختر؟ اسمش را چه انتخاب کنیم؟» در پاسخ گفته بود: «پسر باشد یا دختر برایم فرقی نمی‌کند. دعا کن سالم به‌دنیا بیاید. بعد انتخاب نامش هم بدست خودت.» به خانمش گفته بود، وقتی پیش از ازدواج باهم در مورد پدرشدن و مادرشدن گفت‌وگو می‌کردند. وقتی فرزند اول‌شان پسر به‌دنیا آمد، گذشته از جنسیت‌اش، هر دو از این‌که پدر و مادر شده بودند، احساس این را داشتند که دنیا را بدست آورده‌اند؛ اما نمی‌دانستند که به‌زودی دنیای‌شان را از دست می‌دهند. نوزاد دچار بیماری سوءتغذیه‌ی حاد بود.

شریف پدری است که هیچگاه فکر نمی‌کرد نخستین فرزندش را در دوماهگی از دست بدهد و شهد پدرشدن در کامش زهر بگردد. شریف در ۲۶ سالگی با کم‌ترین هزینه‌ی ممکن و با توصیه‌ی پدر و مادرش ازدواج کرد. محفل عروسی خیلی ساده بود اما میزان شادی‌ای آن‌ در لبخند پدر و مادر و دوستانش به‌وضوح نمایان بود. شریف پس از دو سال از دست‌دادن نخستین فرزندش، امید دیگری را در یک صبح روشن می‌بیند و بار دیگر لذت پدرشدن را در کام جانش احساس می‌کند. فرزند دومش هم پسر به‌دنیا می‌آید. پس از چند ماه این پسرش هم رفته‌رفته کم‌جان‌شده و همه را نگران می‌سازد. اکنون که سه‌ساله است، کودکی است لاغر و نحیف. به‌گفته‌ی داکتران، او مبتلا به بیماری‌ای سوءتغذیه‌ی متوسط است. شریف بنابر تجربه‌ی خانوادگی علت آن‌را ارثی می‌پندارد که از پدرش به او و از او به پسرش انتقال یافته است؛ ادعایی که با رد داکتران شفاخانه‌ اندرا گاندی در کابل مواجه‌ شده است. خودش هم مثل برادر کوچکش وقتی چشم‌ به جهان گشود، امیدی به زنده‌ماندنش نبود، اما همزمان با گردش فصل‌ها، زندگی کرد و مکتب رفت. ولی دست از تحصیل کشید و مجبور شد به کارهای شاقه روبیاورد.

شریف سال‌ها است که مشغول تاکسی‌رانی است. چرخ روزگارش را مانند چرخ‌های موترش کُند می‌بیند و چرخ‌های موترش را بسته به نوسان نابسامان نفت.
پدرش پنج‌ ماه پیش به علت کهولت سن و انواع بیماری از دنیا رفت. در حال حاضر او با مادرش، همسرش، کودکش و برادر «عقب‌مانده»اش زندگی می‌کند. هرچه کرایه‌ی تاکسی از مسافران شهری بدست می‌آورد به کرایه‌ی خانه و برق و دیگر مصارف زندگی می‌پردازد. شریف می‌گوید زندگی به اندازه‌ای سرش بد خورده است که می‌ترسد روزی خودش را زیر موترش بیاندازد. هر شب که می‌خوابد دعا می‌کند که صبح بیدار نشود. زیرا دیگر طاقت نیش‌های سمی‌ای مار فقر و ناداری را ندارد. وقتی به پسرش می‌بیند، به آن‌صورت زرد و استخوان‌های آویزان از پوست، به زمین و زمان «نفرین» می‌کند.

مادر

مرگ بهتر از این زندگی است. خیلی سخت است وقتی ببینی شوهرت را به علت فقر از دست می‌دهی. پسرت از بام تا شام ۱۰۰ افغانی عاید نداشته باشد. نواسه‌ات، توته‌ی جگرت، درد فقر را با استخوان‌های کوچکش احساس می‌کند و تو کاری نمی‌توانی. داکتران کمک می‌کنند جای شکر است. اما باز هم دیدن نواسه‌ام به این شکل هر «دم شهیدم» می‌کند. از لقمه‌های خود گرفته به دهان نواسه‌ام می‌گذارم. وقتی به گریه می‌افتد حس می‌کنم بندبند وجودش درد می‌کند. این بیماری واقعا کشنده است. وقتی نواسه‌ام را به شفاخانه بردیم، فکر می‌کردم تمام کودکان افغانستان مبتلا به بیماری‌ای سوءتغذیه است و هر لحظه ممکن است از دنیا بروند؛ کودکانی با چهره‌های زرد، جسامت کوچک و سر بزرگ. برای نواسه‌ام شب و روز دعا می‌کنم که صحت‌یاب شود و روزی برسد که خنده‌هایش را بدون گریه و اشک در چشمان معصومش ببینم.

برادر

نمی‌دانم چرا خدا مرا این‌گونه خلق کرده است. نه پدرم افریقایی است و نه مادرم. نه هم کسی مرا از صحرای افریقا پیدا کرده است. پس چرا شبیه «زغال» سیاه هستم؟ دوستانم مرا با کلمه‌های زشت صدا می‌کنند. می‌گویند «سیاه‌لولو». صدا می‌زنند «پشگ سیاه». ریشخندم می‌کنند. تحقیرم می‌کنند. وقتی لقب‌ام را ساخته‌اند «لاغر مردنی» دلم از دنیا و زندگی سیر می‌شود. مکتب را به‌خاطر همین دشنام‌ها مجبور شدم ترک کنم. مطمئن هستم اگر برادرزاده‌ام تا بزرگ‌شدن از دنیا نرود، او هم با سرنوشت من مواجه خواهد شد. من هم وقتی کودک بودم یک مشت استخوان بودم‌. در حال حاضر هم یک اسکلیت هستم که فقط راه می‌رود و مورد تمسخر دوستانش قرار می‌گیرد.

امروز

در گزارشی که از سوی برنامه‌ جهانی غذای سازمان ملل متحد (دبلیواف‌پی) در ۲۷ میزان ۱۴۰۲ منتشر شد، نشان می‌دهد که شمار بیماران مبتلا به سوءتغذیه‌ی حاد در افغانستان به چهار میلیون نفر می‌رسد. از این میان، ۳.۲ نفر آنان کودکان می‌باشد. بر اساس این گزارش، ۲۹.۲ میلیون نفر، یعنی دو سوم‌ حصه‌ی جمعیت کشور در سال ۲۰۲۳ به کمک‌های بشردوستانه‌ی چندبخشی نیاز دارند. همچنان ۱.۴ میلیون مادر، کودکان نوپا و کودکان پنج‌-شش‌ساله‌ی دیگر به غذای مغذی تخصصی که برای جلوگیری از بیماری سوءتغذیه‌ تهیه‌شده، دسترسی ندارند. این در حالی است که در سال جاری کمک‌های این سازمان به ۱۰ میلیون شهروند افغانستان کاهش‌یافته است. پیش از این، اداره‌ی هماهنگی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل (اوچا) نیز در گزارشی اعلام کرده است که ۸۴۰ هزار مادر شیرده در افغانستان دچار سوءتغذیه‌ی شدید و متوسط هستند.

شریف، وقتی اشک ناتوانی در چشمان نگرانش حلقه‌زده بود و یگانه پسرش را -با آن چهره‌ی زرد و اندام نحیف- در آغوش داشت، گفت: «واقعا دلم می‌خواهد فرزندان بیشتری داشته باشم، اما وقتی با خود فکر می‌کنم چاره‌ی نمی‌بینم. اگر بازهم فرزندم مبتلا به این بیماری به‌دنیا بیاید، چه‌کار کنم؟»

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه