وقتی شایعه میشود که یک نفر برای فلان وزارت یا فلان ریاست از سوی فلان داکتر یا فلان تیم پیشنهاد شده و هردو طرف هم روی تقرری وی موافقه کرده، دوستان و بستگان آن نفر شروع میکنند به تعریف از وی! مثلاً فرض کنید که پوهاند دیپلوم محمدالله ساز، برای کرسی وزارت معارف از سوی جناب داکتر صاحب به جناب داکتر صاحب دیگر معرفی شود، هردو داکتر هم موافقه میکنند که همین آدم را به پارلمان میفرستیم تا معلوم شود که نزد نمایندگان پارلمان آبرو و شایستگی دارد یا خیر؟ این شایعه به بیرون درز میکند، به فیسبوک میرسد. تعریف و تمجید آقای ساز شروع میشود. بچهی کاکایش میآید مینویسد که پوهاند دیپلوم محمدالله ساز یکی از دلسوزترین فرزندان این کشور است که توانایی فوقالعاده برای خدمت به مردم و کشور عزیز ما دارد. اگر ایشان وزیر معارف پیشنهاد شود و وکلای محترم مجلس نمایندگان به او رای اعتماد بدهند، بدون شک معارف افغانستان از خطر نجات پیدا خواهد کرد و هر سال، هم از لحاظ کیفی، هم از لحاظ کمی و بهخصوص از لحاظ کیفی، پیشرفت قابل ملاحظهای خواهد کرد. من بدون هیچ نوع تعصب اعلام میکنم که انتخاب وی هم به سود قوم پشتون است، هم به سود قوم هزاره، هم به سود قوم تاجک و ازبک و در کل میتوان گفت که ایشان از هر لحاظ واجد شرایط است. امیدوارم حکومت وحدت ملی این مهم را مدنظر داشته باشد و تلاش کند که افراد شایسته، باسواد، متعهد و مسلمان، با اخلاق و تلاشناک را در بدنهی حکومت شامل کند تا این کشور، بعد از صدها سال، رو بهسوی خوشبختی در حرکت بیفتد و درد مردم هر روز بیشتر نگردد، بلکه کم شود.
همینطور دیگر دوستان و بستگانش، با آپلود کردن عکس آقای ساز و نوشتن جملاتی از این دست، به تعریف و تمجید وی میپردازند. اگر تمام حرف و حدیثها را جمع کنیم، به یک نتیجه میرسیم و آن اینکه، صداقت، شایستگی و تلاش در خون وی نهفته است. این روش، حتا اگر من هم برای یکی از وزارتها از سوی یکی از این دو داکتر معرفی شوم، یا شایعه شود که معرفی میشوم، به کار میرود. این روش، تازه نیست. در حکومت قبلی هم وجود داشت. در خصوص سایر وزارتها نیز این مسئله صادق است.
قبلاً هم وقتی پسر کاکای یک قوماندان برای پست معینیت یک وزارت یا ریاستهای کلان معرفی میشد، بدون شک وی یکی از شایستهترین افراد کشور بود. در خدمت کردن به وطن و مردم، یک استعداد فوقالعاده و بینظیر داشت. از صداقتش که دهن حضرت فیل باز میماند. البته همیشه هم همینطور بود. فرزندان رهبران، خویشاوندانشان، تر و خشک وزیرها، همیشه آدمهای شایسته بوده و خواهند بود. صداقت داشتند، خدا نمیکرد که دستشان به خزانهی دولت میرسید، یک رقم به مردم خدمت میکردند که قویترین سازمانهای تحقیقی غربی، از تحقیق در مورد میزان و روند خدمت آنها به مردم عاجز میماندند. حالا، مشاور حقوقی رییس جمهور ادعا دارد که شماری از همین آدمهای شایسته، متعهد، صادق و خادم مردم، وقتی از وظیفه سبکدوش شدهاند، مقداری از داراییهای دولتی را با خود برده که از لحاظ قانون، دزدی و از لحاظ شرع حرام است. البته مشاور رییس جمهور نام نمیبرد که این دزدان متعهد، شایسته و در خدمت مردم کیها اند و از کدام پستهای دولتی برکنار شدهاند؟ یعنی از همین حالا میتوان شایستگی، صداقت و شجاعت مشاور حقوقی را هم حدس زد. یعنی بهراستی، چه چیزی باعث میشود که خبر دزدی را به مردم بدهیم و خود دزد را معرفی نکنیم؟ آیا پسرخالههای مشاور حقوقی اند؟ یا کاکازادههای اشرف غنی؟ نمیدانم.
حالا خدا کند این خبر درست باشد که شماری از مقامهای برکنارشده، اموال دولتی را با خود بردهاند. اگر درست نباشد، تمام این نوشته ضرب صفر میشود. شاید یکی از دلایلی که مشاور حقوقی از ذکر نام ربایندگان اموال دولتی خودداری کرده، این باشد که ایشان دقیق خبر ندارد، از کسی شنیده که از فلان وزارت موتر و قالین و اسلحه و فرنیچر گم شده و احتمالاً کار همان مقامی باشد که به دستور اشرف غنی از مقامش خلع شده است. همین شایعات فیسبوکی را دیدید چقدر گرم است؟ یک نفر مثلاً معتبر میآید چیزی مینویسد، همه شروع میکنند به پخش خبر! حال آنکه هیچکسی از جریان واقعی باخبر نیست. ممکن است جناب مشاور هم با یک چنین وضعی روبهرو شده باشد. ورنه ایشان چه کم و کسری دارد که مانع افشای نام مقامهای خلع شده که اموال دولتی را هم با خود بردهاند، میشود؟
بناءً نتیجه میگیریم که فعالان مدنی کابینهی نمادین خویش را اعلام کردند. یعنی میفرمایید که این چه ربطی به آن دارد؟! از اول هم قرار نبود ربط داشته باشد. خواستم کمی از شجاعت، صداقت، اخلاق، شخصیت، فداکاری، جوانمردی، قصابی، خطاطی، آشپزی، چوپانی و تعهد خویش نسبت به وطن و مردم را نشان بدهم. در ضمن، دیشب هوا خیلی سرد بود! آنچه را خواندید، دانشمندان یونانی، پنچرگیری معاصر میخوانندش!