کتابهایی که «مشکلات عقیدوی» دارند، باید از کتابخانههای نهادهای تحصیلی خصوصی «تصفیه» شوند. این دستور جدید ریاست دعوت و ارشاد وزارت تحصیلات عالی طالبان است. چه کتابهایی از نظر ریاست دعوت و ارشاد طالبان مشکلات عقیدوی دارند؟ آنهایی که از نظر سیاسی با حکومت طالبان و از نظر مذهبی با فقه حنفی ناسازگار باشند. واژهی تصفیه واژهی محبوب تمام دیکتاتورهاست؛ اما نزد دیکتاتوران مذهبی وزن و اهمیت چندبرابر دارد.
اکنون، سؤال این است: چه کتابهایی تصفیه نخواهند شد؟
این پرسش به این خاطر مهم است که در چارچوب فکر و فرهنگ طالبانی (که مجموعهیی از منقولات بدوی مربوط به چندین قرن پیش است) بعید است هیچ کتابی سزاوار «ماندن» باشد. این را میشود، مورد به مورد امتحان کرد:
کتابهای تحلیلی با موضوع دینی
کتابهایی که موضوعشان تحلیل مسائل دینی است، باید در امان باشند؛ درست است؟ نخیر. برای این که دین در فکر و فرهنگ طالبانی مجموعهیی از احکام نقلی و تغییرناپذیر است که فقط باید «ابلاغ» شوند و نه تحلیل. هر کتاب تحلیلی باید به زبالهدانی انداخته شود، حتا اگر موضوعش دینی باشد. وقتی در کتابهای فقهی کاملا روشن شده که گناه چیست و ثواب کدام است و چه اعمالی باعث رستگاری اخروی میشوند و چه رفتارهایی انسانها را به ضلالت و کفر میکشانند، دیگر چه جای بحث و تحلیل و گفتوگوست؟
کتابهای علمی
«امارت» به کتابهای علمی کاری ندارد؛ چون کتابهای علمی نه با سیاست طالبان تنه میزنند نه با عقاید مذهبیشان. درست است؟ نخیر. اولین عیب کتابهای علمی این است که افراد را به اندیشیدن وا میدارند. در نظام فکری طالبان «اندیشیدن» گام اول کفر است. فرد مؤمن، در این نظام فکری، کسی است که به تلقینات عالمان دینی گوش جان بسپارد و به صحت و سقم آن تلقینات نیندیشد و در موردشان پرسشی بهخاطر خود راه ندهد. در این نظام فکری، خداوند متعال یک بار جهان را خلق کرده و از طریق برانگیختن انبیاء قانونهایش را ابلاغ کرده است. آخرین کتابی که این قانونها را به کاملترین شکل در خود دارد، «قرآن کریم» است. مولویها به مؤمنان میگویند که این قانونها چیستند. همین. دیگر نه جایی برای پرسشی هست و نه محلی برای اندیشهیی. کتابهای علمی نشاندهندهی عصیان بشر برای زیر سؤال بردن معالم نبوی هستند. این کتابها به جای ارادهی الهی از روابط علی-معلولی پدیدهها سخن میگویند. به همین خاطر، این گونه کتابها منحرفکنندهی ذهن و تباهکنندهی ایمان یک مسلمان هستند و باید از کتابخانهها حذف شوند.
کتابهای ادبی
طالبان با ادبیات مشکل ندارند؛ منطقا نباید مشکلی داشته باشند. برای این که تاریخ ادبیات، رمان، شعر و امثالشان ضرری به طالبان نمیزنند. همین طور نیست؟ نخیر. طالبان با کتابهای ادبی دو مشکل جدی دارند: اولا، اکثر آثار ادبی بر پایهی دروغ بنا شدهاند. یک مسلمان نباید به قصههای دروغ و تخیلات کاذب بشری -که مبنای بسیاری از کارهای ادبی هستند- اهمیت بدهد یا مبتلا شود. حقیقتی که در شریعت هست، برای دنیا و عقبای یک فرد مؤمن کافی است. هر اثری که ذهن مؤمن را به موهومات دنیوی گرفتار کند، برای ایمان او زیانبار است. ثانیا، بیشتر آثار ادبی در مدح بزرگان اسلام نیستند؛ این آثار سرشاراند از مفاهیم و موضوعات ضددینی و انحرافآور نظیر عشق، آزادی، آگاهی، روشنی و زیبایی. در میان آثار آدبی تنها همان کتابهایی که حاوی نعت رسول و توصیف رشادتهای مجاهدین اسلاماند، حفظ شوند. بقیه باید نابود شوند.

کتابهای سیاسی
همهی کتابهای سیاسی موجود در کتابخانههای افغانستان نیز قابل حذفاند. چرا؟ برای این که این کتابها جز مغشوش کردن ذهن مردم نتیجه و تأثیر دیگری ندارند. «امارت» هست، این «امارت» امیر دارد و دستورهای امیرالمؤمنین اول و آخر تمام حرفها و تصمیمهاست. کتابهای سیاسی در کتابخانههای افغانستان در مورد چیزهایی بحث میکنند که با سیستم «امیرالمؤمنینوکراسی» ناسازگاراند. در نظام «امارت»، هیچ جایی برای شک، مناقشه و تفکر آزاد نیست. همین که حکم امیر ابلاغ شد، اطاعت از حکم او واجب دینی و تکلیف میهنی است. اگر امیر گفت زنان و دختران حق تحصیل و کار ندارند، زنان و دختران باید در خانه بنشینند. اگر امیر گفت انتخابات ممنوع است، انتخابات ممنوع است. اگر امیر گفت شایستگی مهم نیست، وفاداری به «امارت» مهم است، آن فصلالخطاب است. تمام. کتاب سیاسی، از هر نوعش، یک چیز زاید در جامعهی مؤمنان است و باید حذف شود.
کتابهای تاریخی
آیا طالبان کتابهای تاریخی را تصفیه و حذف نخواهند کرد؟ بستگی دارد. هر کتابی که روایت تاریخی و فکر و فرهنگ مذهبی-قبیلهیی طالبان را تأیید کند (و تعداد این کتابها تا امروز قاعدتا زیاد نیست)، از شر تصفیه در امان خواهند ماند. بقیه حذف خواهند شد. یکی از وجوه دردناک این تصفیه این است که در افغانستان اکثر کتابها (تألیف و ترجمه) به زبان فارسی هستند. حکومت طالبان تا اکنون بارها نشان داده است که عزم حذف زبان فارسی و مظاهر گوناگون آن از فضای ارتباطی و اکادمیک افغانستان را دارند. این به این معناست که اکثر کتابها -فارغ از محتوایشان- بهصورت خودکار آماج تصفیه خواهند بود.
*** حقیقت آن است که وقتی یک نظام بخواهد یک مملکت را به چهارده قرن قبل برگرداند، نفس پدیدهیی بهنام کتاب -با هر محتوا و هر گرایشی- بهعنوان یک پدیدهی مزاحم تلقی خواهد شد. چه کتابی هست که از نظر طالبان «مشکلات عقیدوی» نداشته باشد؟ مجموعهیی که باور دارد یک کتاب، «قرآن کریم»، برای دنیا و عقبای تمام بشریت (از ازل تا ابد) کافی است، با کدام کتاب مشکل نخواهد داشت؟