حضرت وهریز

اطلاعات روز

پای چوبین بهتر از بی‌دست و پایی‌ها بود…

این خارجی‌ها – در مقایسه با ما- یک خوبی بی‌نظیر دارند: همین که اتفاقی می‌افتد، از هر رسانه یکی- دو- سه یا بسیارتایی بر‌می‌خیزند و حدود و ثغور چندی و چونی و چرایی مسأله را کند‌و‌کاو می‌کنند و شرح می‌دهند. به این ترتیب، عوام‌الناس تکلیف خود را با مسأله پس از کنار هم قراردادن استدلال موافق و مخلف روشن می‌کنند و له یا علیه موضع می‌گیرند یا بر‌این می‌شوند که مسأله ربطی به آن‌ها ندارد و به کاری که سرگرم بودند، ادامه می‌دهند.

آشکار است که این شرح‌دهندگان از موضعی به بررسی موضوع می‌پردازند که خودشان قرار دارند. شعاع سود و ضرر مسأله را از آن‌جایی که خودشان قرار دارند، می‌سنجند و به این ترتیب تلاش می‌کنند سهم جغرافیا را در استنتاج‌های‌شان آن‌طور که ایجاب می‌کند، بپردازند. وقتی حادثه‌ی شارلی ابدو اتفاق افتاد، همان شام در رسانه‌های روسی‌زبان و انگلیسی‌زبان غوغایی برپا شد. بخشی از تحلیل‌گران گفتند که آزادی بیان برای فرانسوی‌ها در همان حد که دین برای مسلمان‌ها، گرامی است و فرانسوی‌ها هویت ملی خود را در بیرون از دایره‌ی آزادی کامل دچار آسیب می‌بینند. بنابراین، آن‌ها حق دارند در کشور خود کاری کنند، مطالبی نشر کنند که با سنت تسامح آن‌ها هم‌خوانی دارند. گروهی دیگر بر‌این بودند که اخلاق می‌بایست به عنوان مهارکننده‌ای لحاظ و رعایت شود. نمی‌توان احساسات یک و نیم میلیارد آدم را که از پیش معلوم است، از چنین کنشی دل‌خور می‌شوند، به بازی گرفت. با دین‌داری نمی‌شود استدلال کرد؛ زیرا در مواجهه‌ی استدلال خردورزانه‌ی دانش‌محور با دین‌داری، نمی‌توان تناسب و توافقی میان حد‌اقل‌ها و حد‌اکثرهای هم‌دیگر یافت و بهترین راه همانا پذیرش دین‌داری است، به عنوان یک واقعیت و احترام به کرامت انسانی دین‌داران که گره خورده با دین. سومی‌ها هم قوانین برخاسته از اراده‌ی مردم را به‌عنوان محدود‌کننده‌ی آزادی‌ها اولویت می‌دادند و پابندی به آن را اصل واجب برای رعایت از همه جوانب.

در این میان دو گروه دیگر هم بودند: یک گروه می‌گفتند: حق فرانسه است که این‌طوری مجازات شود. مگر همین‌ها نیستند که در خاور میانه جنگ‌افروزی می‌کنند؟ مگر همین‌ها نیستند که خاور میانه را غارت می‌کنند و کشورهای اسلامی را در چندین سده استعمار کردند و امروز هم چشم به منابع آن‌ها دوخته‌اند؟ گروه دوم، بر انکار هرچه اسلامی است برخاستند و توجیه کردند، هجوم گسترده‌ای را که بر مساجد و مظاهر اسلامی در اروپا اتفاق افتاد. عده‌ای هم نوشتند که مسلمان‌ها وقتی این همه دل‌بسته‌ی دین‌شان استند، چرا به کشورهای خود نمی‌روند و زیر چتر داعش و طالب و‌… زندگی نمی‌کنند. این دو گروه مالکان حقیقت‌های مسلمی اند که هیچ مویی لای درزشان نمی‌رود.

وقتی در اروپا یا امریکای شمالی هستیم یا آن کشورهایی که خود را «جامعه‌ی جهانی» می‌نامند و تولید و صادر‌کننده‌ی معیار «ارزش‌های عام بشری» اند، مرغوب‌تر همان برخورد گروه دومی و سومی است. رعایت اخلاق و رعایت قوانین که اهانت به دیگری را در هر شکلش ناجایز می‌شمارد.

اما همین اصل زیبا و زرین، آن‌جا که «رعایت اخلاق» و «تفسیر قوانین» در دست گروهی از انسان‌های جامع‌الکمالات به‌نام ملا و عالم و شورای علما قرار دارد، به نظر نمی‌رسد چنان مرغوب باشند که در لندن، پاریس، برلین و…‌ ما برای افغانستان می‌نویسیم و برای ما مهم این است که چندی و چونی حوادث چه تأثیری بر وضع ما دارد. بعید به نظر می‌رسد قوانین در این‌جا همان حرمتی را سزاوار باشد که در کشورهای دیگر، کشورهایی که قانون‌گذاران‌شان با انتخاب مردم قانون‌گذار می‌شوند و از رییسان جمهور نیز با رای‌شان می‌توانند حساب پس بخواهند. – حد‌اقل ظاهر امر که چنین است. نیست؟- قایل شدن تقدس به تعبیر کسانی که در سده‌ی بیست و یکم مدعی مالکیت حقیقت اند، بی‌انصافی در حق خردگرایی است- ولو پایش چوبین و بی‌تمکین هم باشد- است. این حق را خردگرایی با این نجابت سزاوار است که وقتی با استدلال برتر روبه‌رو می‌شود، عقب‌نشینی می‌کند، بی‌آن‌که با پافشاری بر حقانیت خود خواستار جاری‌شدن خونی شود، چنان که در هر تظاهرات دانشجویان طب و انجنیری دانشگاه ننگرهار می‌بینیم. فشرده‌ی کلام این‌که توجه داشتن به خاستگاه حقیقت‌ها مهم است. حقیقت‌های وام‌ گرفته شده، همیشه حقیقت‌های ما هم نمی‌توانند بود. این راه از نسخه‌ی مسکو و بیجینگ گرفته تا تیرانا و بلگرادش را آزموده‌ایم. واشنگتنش را هم آزمودیم.

به صلاح ماست بر آزادی بیان به عنوان یک حق پافشاری کنیم. می‌دانم امروز هنوز چیزی برای بیان نداریم، ولی داشته آید به کار.

پ.ن. متوجه امکان انتقاد مبنی بر نخبه‌گرایی نوع سکیولار این متن استم.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه