یک خواهش کوچولو از ولایت فقیه

هادی دریابی

بی‌مقدمه وارد شوم. ویدیویی را دیدم که دو پسر‌بچه‌ی افغانی، لخت لخت جلو‌ دوربین یک یا چند ایرانی قرار دارند. در این ویدیو، چهره‌‌‌‌ی کس‌ دیگری غیر از این دو پسر‌بچه‌ی عریان‌ ‌دیده نمی‌شود. اما صدای آن‌ها شنیده می‌شو‌د. یکی چوب به دستش، مدام این دو پسر‌بچه را کتک می‌زند و از آن‌ها می‌خواهد که خواهر و مادرشان را فحش بدهند. کارهای خیلی قبیح‌تر از فحش را هم بر این دو پسر‌بچه روا می‌دارند. خلاصه این کلیپ کوتاه، جریان طولانی و درازی دارد. ویدیوی دیگری را می‌بینم که جماعتی را جمع کرده و بعد از کلی رژه رفتن روی آن‌ها، از آن‌ها می‌پرسد که منو دوس داری؟ من آدم‌ خوبی‌ام؟ راس میگی؟ تو یکی کلاغ‌پر بیا، زود باش گوساله! و از این فیلم‌بازی‌های برادرانه!

از آن طرف، وزیر خارجه‌ی این نظام‌ به کابل می‌آید و از رییس جمهور افغانستان دعوت می‌کند که به تهران سفر کند. مراسم تشریفات و پذیرایی از آقای ظریف، با لبخند و بدون هیچ مشکلی صورت می‌گیرد. همین‌طور دور از انتظار نخواهد بود که آقای محمد اشرف غنی و هیئت همراهش، در تهران مورد استقبال و پذیرایی گرم همتایان ایرانی‌شان قرار بگیرند. این رفت و آمدها در حالی صورت می‌گیرند و لبخند‌ها به روی هم زده می‌شوند که مهاجران افغان در ایران، همواره مشکل داشته و همیشه مورد تحقیر و اذیت ایرانی‌ها، از سرباز نظام گرفته تا شهروند‌ عادی، قرار می‌گیرند. البته قابل یادآوری است که همه‌ی ایرانی‌ها‌ با مهاجران بدرفتاری نمی‌کنند. خیلی‌ها از شرافتی که ایرانیان ادعایش را دارند، دفاع کرده و آن را پاس داشته و با مهاجران به عنوان یک انسان برخورد می‌کنند.

بگذریم اگر صادق زیباکلام گفت که تهران را افغانی‌ها‌ تهران ساخت؛ در حالی ‌که حق گشت‌وگذار در این شهر را ندارند. بگذریم اگر مهاجران افغانی، ارزان‌ترین نیروی کار را در خدمت صنعت ایران قرار می‌دهند و از کمترین حقوق کارگری برخوردار اند. بگذریم اگر نرخ زندگی‌ برای افغانی‌ها چند برابر ایرانیان بالاتر است. بگذریم اگر جوخه‌های دار برای مهاجران برپا شدند و مواد خامش اضافه هم بود. بگذریم اگر در سفر‌های میان کابل و تهران، وعده‌ی همکاری و دوستی به هم می‌دهند؛ اما هیچ افغانی‌ای که در خطرناک‌ترین کار در ایران مصروف است و بیمه ندارد. بگذریم اگر مدارس خویش را در تمام این سال‌ها به روی افغانستانی‌ جماعت بستند. بگذریم اگر ازدواج (پیوند شرعی عاطفی-انسانی) را با افغانی‌ها ممنوع کردند. بگذریم اگر بر کودکان افغانی رحم نکردند و با آن‌ها فیلم بازی کردند. بگذریم اگر هنوز هم اعتبار و هویت افغانستانی‌های مقیم ایران، افغانی است و انسان نشده. از همه‌ی این‌ها بگذریم…

من یک خواهش کوچولو از ولایت فقیه دارم. پیش از این خواهش، روایت یک افغانی را خدمت‌تان عرض کنم. کسی را می‌شناسم که سال‌های سال در سنگ‌بری‌های ایران کار کرد. در تمام این سال‌ها، او افغانی بود. از راننده‌ی تاکسی، شهروندان ایران، مأموران و بازرسان نظام گرفته تا صاحب کارش، همه با او بد برخورد کرده بودند. او از آن‌جا به صورت قاچاق‌ راهی اروپا می‌شود. به ایتالیا می‌رسد و درخواست پناهندگی می‌دهد. قبول می‌شود و پاسپورت ایتالیایی به دست می‌آورد. با پاسپورت ایتالیایی دوباره به شکل سیاحتی، وارد ایران می‌شود. تفاوت در برخورد او را شگفت‌زده می‌کند. به قول خودش، 180 درجه تغییر را مشاهده کردم. طوری برخورد می‌کردند که انگار من آقای ولی‌ فقیه این مملکت باشم. یعنی یک پاسپورت ایتالیایی، این قدر به انسان اعتبار و ارزش می‌بخشد؟!

حالا نوبت به خواهش کوچولو رسیده:‌ از آن‌جایی که کم و بیش به دانش هسته‌ای دست یافته‌اید و حق مسلم شما هم است، لطف کنید این پروسه را کمی سریع‌تر کنید. کلاهک‌های هسته‌ای بسازید، ما در خدمتیم. آن را روی ما آزمایش کنید. هرچند مطمئنم که همین کار را هم خواهید کرد. این‌که رهبر انقلاب‌تان می‌گفت، اسلام مرز ندارد، برای شما دروغی بیش نیست. اگر هم گاهی مصداق عینی پیدا کند، در مورد آزمایش موشک‌های با کلاهک هسته‌ای می‌باشد. در این ‌صورت، اسلام مرز نخواهد داشت و شما هم آزاد خواهید بود آن را روی افغانستان یا مهاجران افغان‌ آزمایش کنید. ‌علاوه‌ بر بقیه‌ی مواردی که من قبلاً گفتم. از این‌ها بگذریم. اسلام هم مرز دارد، هم این مرز باعث شده که مسلمان‌های این طرف مرز، حتا به اندازه‌ی یک پاسپورت ایتالیایی هم ارزش نداشته باشند.

حالا ممکن است شما بگویید که خُب عزیز من! من که از شما خواهش نکردم از کشور خودتون پا شین بیاین ایران، تا ما روی شما فیلم کار کنیم. درسته! حق با شماست. شما نخواستید. ما هم نمی‌خواهیم مزاحم شما شیم. جبر و قهر روزگار مجبورمان کرده. حالا این جبر و قهر که نباید باعث شود ما را از خط انسانیت خارج کنید، هرچند که خارج نمی‌توانید. شما هر‌قدر ظلم کردید، افغانی‌ها هنوز هم بخش بزرگی از ساخت‌و‌ساز شهر‌ها و بناهای ایرانی را شکل می‌دهند. شاقه‌ترین کارهای آبادی‌تان را همین افغانی‌ها انجام نمی‌دهند؟ پس لطفاً به این خواهش ما توجه کنید. اگر ممکن است حتا با امریکا وارد دوستی شوید و هر‌چه عاجل‌تر این کلاهک‌های هسته‌ای را بسازید و برای همیشه خود را از شر مهاجران افغانی خلاص کنید. کلاهک هسته‌‌ای حق مسلم شماست. فراموش کردن انسانیت در خصوص مهاجران افغانی‌ هم حق مسلم شماست؟ خدا می‌داند دیگر چقدر از این پسر‌بچه‌هایی که هنوز 16-17 سال‌شان بیش‌تر نیست، به دست شما لخت شده، شلاق خورده، مجبور به لواط شده، حریم خانواد‌‌گی‌شان نقض شده و دیگر چه جنایت‌هایی در حق آن‌ها روا داشته‌اید.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
7 دیدگاه