بیمقدمه وارد شوم. ویدیویی را دیدم که دو پسربچهی افغانی، لخت لخت جلو دوربین یک یا چند ایرانی قرار دارند. در این ویدیو، چهرهی کس دیگری غیر از این دو پسربچهی عریان دیده نمیشود. اما صدای آنها شنیده میشود. یکی چوب به دستش، مدام این دو پسربچه را کتک میزند و از آنها میخواهد که خواهر و مادرشان را فحش بدهند. کارهای خیلی قبیحتر از فحش را هم بر این دو پسربچه روا میدارند. خلاصه این کلیپ کوتاه، جریان طولانی و درازی دارد. ویدیوی دیگری را میبینم که جماعتی را جمع کرده و بعد از کلی رژه رفتن روی آنها، از آنها میپرسد که منو دوس داری؟ من آدم خوبیام؟ راس میگی؟ تو یکی کلاغپر بیا، زود باش گوساله! و از این فیلمبازیهای برادرانه!
از آن طرف، وزیر خارجهی این نظام به کابل میآید و از رییس جمهور افغانستان دعوت میکند که به تهران سفر کند. مراسم تشریفات و پذیرایی از آقای ظریف، با لبخند و بدون هیچ مشکلی صورت میگیرد. همینطور دور از انتظار نخواهد بود که آقای محمد اشرف غنی و هیئت همراهش، در تهران مورد استقبال و پذیرایی گرم همتایان ایرانیشان قرار بگیرند. این رفت و آمدها در حالی صورت میگیرند و لبخندها به روی هم زده میشوند که مهاجران افغان در ایران، همواره مشکل داشته و همیشه مورد تحقیر و اذیت ایرانیها، از سرباز نظام گرفته تا شهروند عادی، قرار میگیرند. البته قابل یادآوری است که همهی ایرانیها با مهاجران بدرفتاری نمیکنند. خیلیها از شرافتی که ایرانیان ادعایش را دارند، دفاع کرده و آن را پاس داشته و با مهاجران به عنوان یک انسان برخورد میکنند.
بگذریم اگر صادق زیباکلام گفت که تهران را افغانیها تهران ساخت؛ در حالی که حق گشتوگذار در این شهر را ندارند. بگذریم اگر مهاجران افغانی، ارزانترین نیروی کار را در خدمت صنعت ایران قرار میدهند و از کمترین حقوق کارگری برخوردار اند. بگذریم اگر نرخ زندگی برای افغانیها چند برابر ایرانیان بالاتر است. بگذریم اگر جوخههای دار برای مهاجران برپا شدند و مواد خامش اضافه هم بود. بگذریم اگر در سفرهای میان کابل و تهران، وعدهی همکاری و دوستی به هم میدهند؛ اما هیچ افغانیای که در خطرناکترین کار در ایران مصروف است و بیمه ندارد. بگذریم اگر مدارس خویش را در تمام این سالها به روی افغانستانی جماعت بستند. بگذریم اگر ازدواج (پیوند شرعی عاطفی-انسانی) را با افغانیها ممنوع کردند. بگذریم اگر بر کودکان افغانی رحم نکردند و با آنها فیلم بازی کردند. بگذریم اگر هنوز هم اعتبار و هویت افغانستانیهای مقیم ایران، افغانی است و انسان نشده. از همهی اینها بگذریم…
من یک خواهش کوچولو از ولایت فقیه دارم. پیش از این خواهش، روایت یک افغانی را خدمتتان عرض کنم. کسی را میشناسم که سالهای سال در سنگبریهای ایران کار کرد. در تمام این سالها، او افغانی بود. از رانندهی تاکسی، شهروندان ایران، مأموران و بازرسان نظام گرفته تا صاحب کارش، همه با او بد برخورد کرده بودند. او از آنجا به صورت قاچاق راهی اروپا میشود. به ایتالیا میرسد و درخواست پناهندگی میدهد. قبول میشود و پاسپورت ایتالیایی به دست میآورد. با پاسپورت ایتالیایی دوباره به شکل سیاحتی، وارد ایران میشود. تفاوت در برخورد او را شگفتزده میکند. به قول خودش، 180 درجه تغییر را مشاهده کردم. طوری برخورد میکردند که انگار من آقای ولی فقیه این مملکت باشم. یعنی یک پاسپورت ایتالیایی، این قدر به انسان اعتبار و ارزش میبخشد؟!
حالا نوبت به خواهش کوچولو رسیده: از آنجایی که کم و بیش به دانش هستهای دست یافتهاید و حق مسلم شما هم است، لطف کنید این پروسه را کمی سریعتر کنید. کلاهکهای هستهای بسازید، ما در خدمتیم. آن را روی ما آزمایش کنید. هرچند مطمئنم که همین کار را هم خواهید کرد. اینکه رهبر انقلابتان میگفت، اسلام مرز ندارد، برای شما دروغی بیش نیست. اگر هم گاهی مصداق عینی پیدا کند، در مورد آزمایش موشکهای با کلاهک هستهای میباشد. در این صورت، اسلام مرز نخواهد داشت و شما هم آزاد خواهید بود آن را روی افغانستان یا مهاجران افغان آزمایش کنید. علاوه بر بقیهی مواردی که من قبلاً گفتم. از اینها بگذریم. اسلام هم مرز دارد، هم این مرز باعث شده که مسلمانهای این طرف مرز، حتا به اندازهی یک پاسپورت ایتالیایی هم ارزش نداشته باشند.
حالا ممکن است شما بگویید که خُب عزیز من! من که از شما خواهش نکردم از کشور خودتون پا شین بیاین ایران، تا ما روی شما فیلم کار کنیم. درسته! حق با شماست. شما نخواستید. ما هم نمیخواهیم مزاحم شما شیم. جبر و قهر روزگار مجبورمان کرده. حالا این جبر و قهر که نباید باعث شود ما را از خط انسانیت خارج کنید، هرچند که خارج نمیتوانید. شما هرقدر ظلم کردید، افغانیها هنوز هم بخش بزرگی از ساختوساز شهرها و بناهای ایرانی را شکل میدهند. شاقهترین کارهای آبادیتان را همین افغانیها انجام نمیدهند؟ پس لطفاً به این خواهش ما توجه کنید. اگر ممکن است حتا با امریکا وارد دوستی شوید و هرچه عاجلتر این کلاهکهای هستهای را بسازید و برای همیشه خود را از شر مهاجران افغانی خلاص کنید. کلاهک هستهای حق مسلم شماست. فراموش کردن انسانیت در خصوص مهاجران افغانی هم حق مسلم شماست؟ خدا میداند دیگر چقدر از این پسربچههایی که هنوز 16-17 سالشان بیشتر نیست، به دست شما لخت شده، شلاق خورده، مجبور به لواط شده، حریم خانوادگیشان نقض شده و دیگر چه جنایتهایی در حق آنها روا داشتهاید.
سلام جناب همسایه اینکه شما دردل کردید و از کم لطفی ها گفتید،ماهم به نوبه خود از بعضی رفتار نا شایست غمگین هستیم اما اینکه اکثریت ایرانی ها را خطاق قرا دهید کار ناپسندی است هرگز تمامی انسانها مثل هم نمیشوند حتی این موجدات خبیث به همشهریهای خود هم رحم نمیکنند.ما دوستان افغانی زیادی داریم که مثل یک دوست و برادر برخورد میکنیم
اما از این نکته هم قافل نشویم که افغانی های را هم میشناسم که دزدی و کارهای زشت میکنن و قانون با انها برخورد میکنند و بعضی وقتها مردم از رو احساسات برخورد جدی با این افغانها میکنند که البته بازهم قانون این ایرانیها رو که برخورد خارج از قانون کرده اند را توببخ و زندانی میکنند البته ناگفتهه نماند بنده در بعضی سایتهای افغانی در مورد بچه رقصان چیزهای خانده ام که بسیار جایه تاسف دارد و میدانم که همه افغانها این کار را نمیکنند ولی باید قانون خودتان هم تعویض شود. در قانون اسلام همه انسانها باهم برابرند مگر در تقوا که پیش خداوند ارج بیشتری دارند
به نظر بنده شما هم مثل ایرانیهای با غیرت که در جنگ با صدام نامرد با شجاعت جنگیدن و شهید شدند شما هم با هم شهریهای خود اتحاد لازم رو ایجاد کنید و از مرگ نهراسید و با دشمن کشورتان بجنگید به امید خدا پیروز شوید و از این در به دری خلاص شوید بدونید که حتی اگر در ایران بهترین زندگی را هم داشته باشید باز هم یک روز عمرتان به پایان میرسد پس بهتر است از این عمر کوتاه جهت مبارضه با ظلم استفاده کنید
این صحبت ها ونگرشها کاملا سطحی هستن.شما میتونین این رواثبات کنین که برخورد اینطور ذهنهای مریض فقط مختص برادران افغانی هست؟؟؟شما دراخبار تجاوز به ایرانی رونشنیدین تابحال؟شما ایرانی بیکار ندیدین؟اصلا شما درافغانستان تجاوز و بذهکاری ندیدین؟؟؟اگر بگین نه که دروغگو هستین و بحثی نیست.اما اگر دیدین باید بدونین که این مشکلات همیشه و همه جا وجود داره.
من رشتم الکترونیک هست و درقم بالای ۱۰نفر افغانی رو تعمیرکار موبایل کردم.ارایشگرهم بودم و چند نفر افغانی رو ارایشگر کردم.موسیقی هم تدریس کردم و به افغانی ها با کمترین دستمزد و شهریه.
از چهارتاشون خبر دارم که الان چند سالی هست باهمون حرفه ای که من یادشون دادم آلمان و سوئد هستن.مابقی هم دارن از همون حرفه اموزشی نون میخورن.بالباس تمیز.با عزت و احترام.خیلب شیک و پیک.چندسال پیش تصادفی کردم مقصر موتور سه چرخه افغانی بود که ۱۲تومن خسارت زد و یه ریالم نداشت بده حتی نذاشتم مامور بیاد.
اینارو گفتم نه برای جواب حرف شما چون منه ترک زنجان رابطه دوستیه عمیقی با دوستای افغانی دارم.
که اگه بخوام به عنوان لطف عنوان کنم از ضمانت بانکی و از گذشت خسارت و از اموزش بدون چشم داشت باید چند صفحه بنویسم.
اینو نوشتم که بدونین درهر جامعه ای خوب و بد کنارهم هستن.شما فقط خیلی زیرکانه این اتفاق رو ملیتی و قومی اعلان می کنین.
یه کلمه زشته دوست محترم یکم فکر کنید بعد صحبت.
با سلام و احترام خدمت هم زبان عزیز
متاسفانه بیشتر صحبتهای شما درست است
البته با نگاه بدبینانه هم بخواهیم نگاه کنیم بعضی افغانی ها هم هستند که همین کارها رو انجام داده اند و باعث تشویق برخی ایرانیان بد دل شده اند تا کارهای که نباید انجام بدهند رو با قساوت انجام بدهند.
انسانیت در کره زمین در خطر هست و مختص ایرانیان نیست.
در مقام دفاع از کار کثیف نمی گویم آیا سربازان آمریکایی و روسی و .. هم در افغانستان جنایتها کرده اند و آیا به همین شدت مقاله نوشته اید؟!
ای کاش مدل همین نامه رو هم برای ترامپ بنویسید و از سربازان ناتو و انگلیس و فرانسه و روس و … گلایه کنید
خیلی قشنگ فرمودید در مورد سربازان روس وامریکاو ناتو
عزیز دل برادر ای عقل کل
من از ظلم اونها بتو پناه آوردم چون تو فارس زبانی چون تو مسلمانی چون تو رو انسان دیدم
آیا جرم کسی که بهت پناه می آره اینه؟؟؟؟؟؟؟؟؟،،؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟،
برن خاک خودشون
بعضی از حرفهات رو قبول دارم ولی چراباید من که فوق دیپلم دارم وزن بچه دارم و الحمدلله تنم سالمه وسربازی رفتم وسوء پیشینه ندارم.العان باید به عنوان یک ایرانی بیکار باشم وحتی در شهرداری هم بهم کار ندهند چون شما ماجرین افغانی سالهاست که نان ونمک مارو خوردین وشغل مارو گرفتین وخیال رفتن به کشورتون روهم ندارین اگه خیلی ناراحتی وواقعا مسلمانی مثل مرد برو با طالبان بجنگ چرا فرار کردی که حالا شاکی هستی.اخه برادر ازقدیم گفتن مهمون یه روز..دوروز..سه روز…
خیلی ببخشید دوست عزیز شما که بیکار هستین و شغلی ندارین درسته به مهاجرین ربط بدین.
شما گفتین در شهرداری هم کار ندارن براتون,
بنظر شما بخاطر مهاجرین افقانستانی هست!؟
نه دوست بزرگوار حتما بخاطر چیزهایی دیگر است که شهرداری شما رو به همکاری قبول نکردن. ودر خودتان و مساعل دیگر است که باید جستجو کنین و راه حلشو پیدا کنید ,اینو گفتم چون از بابت اینکه شما گفتین بخاطر مهاجرین هست که شما بیکارین.بزرگوار شما خبر ندارین که مهاجرین رو اصلا به هیچ عنوان در امور مملکتی و دولتی و حتی در شهرداری قبول نمیکنن!
خیلی ببخشید. بنظر شما اگر کسی بیاد و بهر نحوی بخواهد خوراک و پوشاک و مسکن شمارو بگیر شما دست روی دست میگذارید و هیچ حرکتی نمیکنید!؟
بنظر من عده ایی خیلی کمی هستند از ادمها که هیچ عکس العملی از خودشان در برابر این موضوع نشون ندهند.حتما بسیاری از مردم در مقابل حق شان ایستادگی میکنن.پس شماهم نفرمایید که مهاجرین اومدن, نان و نمک شما رو خوردن و اشتغال روهم از آن خود کردند.
اگر مهاجری نانی بدست اورده بدانید که برای ان نان عرق ریخته وزحمت کشیده,
درضمن روزی هرمخلوقی را خالق میدهد. پس روزی رسان خداوند مهربان است…
بعدشم شما کدوم مهاجر افقانستانی رو در ایران دیدید که شغل دکتر یا کارمند یا مهندس و یا حتی به گفته شما پاکبان داشته باشد.
مهاجرین, این مردمان غریب,بجز کارهای عملگی ویا کارهایی که درآنها با پایین ترین حقوق و با کمترین مزایا وغیره…در ایران مشغول بکار هستند خداییش حقشان این نیست که درموردشان اینطور قضاوت شوند…
برادر عزیز, مهاجرهایی که از وطن و خانه وکاشانه خود دور افتادند, دلیل ومنطق و اعتقادهای خاص خودشونو داشتن که تصمیم گرفتندبارسفر ببندندو به ایران این کشور مسلمان و اسلامی چندصباحی بپیوندند,تا در زیر پرچم مقدس اسلام ودور از ظلم و ستم زندگی کنند…
تا که انشاالله به لطف خداوند در افقانستان ریشه ی ظلم و ستم قطع شود, تا صلح وارامش بازهم به این سرزمین و مردمان آن برگردد.تا هر مهاجر افقانستانی که درهر کجای این جهان و در کشورهای مختلف پناهنده شده بودند,دوباره با شوق وشادی به سرزمین آباواجدادی خودشان برگردندو زیر پرچم اسلام به خوبی و خوشی زندگی کنند.انشاالله
برادربزرگوار اگه اینطور که شما میگین مقابله با ظلم و ستم راحت بود که اینهمه شهید در راه اسلام نداشتیم.
بعدشم, جنگ افقانستان جنگ مشخصی نیست (یعنی جنگ طایفه ای است )که مشخص باشه وبه دنبال هدفی یامقصدی باشی.
برادرعزیز کسی که از سرزمین اجدادی خودش فرار نمیکنه مردمهایی که از افقانستان مهاجرت کردند, دلیل اصلیش ترس نبود. دلیل های زیادی بوده ولی ترس یکی از کوچیک ترین دلیل هایی هست که باعث مهاجرت مردمه افقانستان شده…
تازشم برادر عزیز از شجاعت نیست که ادم سلاح دست بگیرد و به جنگ برود!
اگر مهاجرین افقانستانی در ایران به دلیل ترس از جنگ با طالبان به ایران مهاجرت کرده () بودند . یک دلیل محکم هست که مردم افقانستان دلیلی مهم تر از ترس ازجنگ با طالبان را داشتند وگرنه پس چرا دوباره به جنگ برگشتند,منظورم سوریه هست خب واضحه در سوریه هدفی مشخص و.معلوم بوده برای همان با عشق در راه خداوند جهاد کردند و سرها دادند وبه مقام معظم شهادت رسیدند…
در افقانستان گفتم,درجنگش هدف مشخصی ندارد.چون نمیدونی حق باتو بوده یا نه!! برای همین پس از جنگ کردن دست کشیدن و آوارگی وغربت دور از وطن را به جان خریدند تا حداقل در آخرت مدیون خلقی نباشند.
…….
ببخشید از برادر گرامی و بزرگوارانی که این چند خط بنده رو مطالعه کردن و اندیشیدند که از هر طرف که نگاه کنیم همه ما یک قبله داریم و یک معبود,و در نزد معبود همه یک نام داریم, ( انسان ) پس باید در خود به مرتبه ی بالای خود شناسی خود رسید,تا به شگفتی بزرگ خلقت خود پی برد,و انسانیت را سرلوحه ی زندگی خود قرار دهیم.
چون با انسانیت زیستن انسان را بیشتر از بیشتر به
عزمت و بزرگی آن خالقی که همتایی ندارد و سوق میدهد