تلفات ناشی از برفکوچ در ولایت پنجشیر، تکاندهنده است. 187 تن جان باختند و خانههای بسیاری تخریب و ویران شدند. علاوه بر پنجشیر، برفکوچ در بدخشان، تخار، بامیان و… نیز قربانی برجا گذاشت. این نخستین بار است که به اثر برفکوچ بیشتر از 200 تن جانشان را از دست میدهند. این رویداد در نوع خود بیپیشینه بوده است. اما حوادث طبیعی در مناطق مختلف افغانستان، قربانیان زیادی گرفتهاند. رویداد ارگون بدخشان یکی از دردناکترین رخدادهای طبیعی بود که جان صدها نفر را گرفت و زمینها و خانههای زیادی را بلعید. اما اکنون که گریزی از حوادث طبیعی نیست، پرسش اصلی این است که چرا رویدادهای کوچک، قربانیان بزرگ برجا میگذارند؟
1- برف کوچ در پنجشیر بیسابقه بود و فوری. آنچه که هفتهی گذشته در پنجشیر اتفاق افتاد، نسل کنونی پنجشیر نظیر آن را به یاد ندارند. از اینرو، پیشبینی وقوع چنین رویدادی برای ساکنان این ولایت، دشوار بود. در جریان 24 ساعت، بیش از یک متر برف میبارد و در نهایت، از کوههای بلند و قهار پنجشیر، این برفها پایین میریزد و خانههایی که در پناه کوهها استوارند، نابود میشوند و حدود 200 تن نیز جان میبازند. از اینرو، بیپیشینگی این رویداد و اینکه همهچیز بسیار فوری اتفاق افتاد، یکی از دلایل آمار بالای قربانیان این رویداد است.
2- پنجشیر، کوهستانی است و کوهستانیبودن آن دشواری رفتوآمد را سختتر کرده است. شکی نیست که این ولایت یکی از دشوارترین زمینهایی است که میشود در آن زندگی کرد. کوههای بلند و درههای تنگ آن، زیستن را دشوار کرده و ارتباطات راحت و سریع را دشوارتر. از اینرو، در شرایط اضطراری، امکان فرار از یک حادثهی طبیعی در این ولایت، برخلاف ولایتهایی که خانههای مسکونی بیشتر در زمینهای هموار موقعیت دارند، دشوار است. محدودشدن خانهها توسط کوهها و عمدتاً در دامنهی کوهها، میزان آسیبپذیری در برابر حوادث طبیعی در این ولایت را بیشتر کرده است و از این لحاظ، کوچکترین حادثهی طبیعی، منجر به تلفات بزرگ جانی و مالی میشود.
3- امکانات محدود دولتی برای جلوگیری و نجات از مصایب طبیعی. باشندگان پنجشیر به رسانهها گفتهاند که امکانات دولتی برای جلوگیری از حوادث طبیعی و نجات جان باشندگان این ولایت بسیار ناچیز است. از اینرو، پنجشیر در عین حالی که کوههای بلند دارد، ظرفیت بالقوهی خلق حوادث بزرگ طبیعی را نیز دارد. با امکانات محدود دولتی و شخصی برای نجات در مواقع اضطراری، رویدادهای اینچنینی، قربانی بزرگی میگیرند و امکان تکرار آن زیاد است.
4- ناتوانی دولت در پیشگیری و کمکرسانی بهموقع. حکومت و ادارههای مسئول مبارزه با حوادث طبیعی در سالهای گذشته همواره استراتژی کاریشان این بوده که پس از وقوع یک رویداد طبیعی، به کمک آسیبدیدگان بشتابند. عملکرد «کمیتهی مبارزه با حوادث طبیعی» در سالهای گذشته نشان میدهد که این اداره استراتژیهای درازمدت و کارساز برای محدودکردن آسیبهای ناشی از حوادث طبیعی، ندارد. این اداره بیش از اینکه برنامهها و راهکارهای منطقی و معقول برای جلوگیری از حوادث طبیعی را طرح و اجرا کرده باشد، برنامهی کلانش این بوده که کمکهای اولیهی صحی و غذایی به قربانیان حوادث طبیعی ارائه کند. چنین راهکاری هیچ وقت نمیتواند نقاط آسیبپذیر را شناسایی و برنامههای حفاظتی را برای باشندگان، قبل از وقوع یک رویداد طبیعی به اجرا بگذارد. از اینرو، مادامی که برنامه و استراتژی دولت پخش و توزیع غذا و لباس و کمکهای صحی باشد، حوادث طبیعی همچنان از انسانهای این سرزمین قربانی خواهند گرفت و رویداد کوچکی میتواند تلفات و خرابیهای بزرگی برجا بگذارد. رویداد هفتهی قبل در پنجشیر، یکبار دیگر نشان داد که برنامههای دولت ناکام اند و حکومت در راستای کمکرسانی بهموقع، ناکام و بیبرنامه است.
5- آنچه در پنجشیر و شماری دیگر از ولایتها در حد محدودتر اتفاق افتاده است، غمناک است. اما حکومت نباید به غمشریکی و بازدید از خانوادهی قربانیان اکتفا کند. حکومت مسئول کمک به باشندگان پنجشیر است و امکانات بیشتر دولتی را برای بازسازی ویرانههای برجا مانده از برفکوچ، به این ولایت بفرستد.
6- رویدادهای طبیعیای که سال گذشته و امسال جان باشندگان افغانستان را گرفتند و خانهها و مزارع را نابود کردند، ممکن است فردا و سال و سالهای دیگر باز هم تکرار شوند. امکان تکرار چنین فاجعههای بزرگ انسانی بایستی این پرسش را برای دولت خلق کرده باشد که برای جلوگیری از تکرار چنین فاجعههایی، چه باید بکند یا دستکم برای کاهش تلفات و تخریب حوادث طبیعی، راهکارها و برنامههای درازمدت حکومت چیست؟ و اگر این پرسش به راهحلِ قابل تطبیق و عملی منجر نشود، حادثهی غمناک پنجشیر بار دیگر تکرار خواهد شد.