یک زیکویک لازم دارم!

هادی دریابی

روزهای سختی است نازنین! عقربه‌های نازنین دماغم تُند تُند می‌زنند! آن‌قدر تُند تُند که هیچ نمی‌فهمم چه‌کار کنم؟ دقیق نمی‌دانم از کجا شروع کنم، بگذار از کریکت شروع کنم. کریکت ورزشی است که افغانستان گاهی در جریان مسابقات، کشورهای دیگر را می‌برد. یعنی چون زمینه‌ی افتخارآفرینی در عرصه‌ی کریکت از چشم بعضی‌ها زیاد است، پول گزافی هم در حمایت و تقویت این ورزش، هزینه شده و انشا‌الله اگر همان چشمان عیار و سرکار بود، بازهم هزینه خواهند شد. ولی آن‌چه مسلم است، پیروزی‌های افغانستان در این رشته در مسابقات جهانی و منطقه‌ای قطعی نیست. ما فضل خدا چیزی گم‌نام در وجود خویش داریم که به محض پیروزی افغانستان در یکی از مسابقاتش، به خیابان می‌ریزیم. رقص می‌کنیم، پرچم سه‌رنگ خویش را یک‌رنگ به اهتزاز درمی‌آوریم. البته همه‌ی ما این خاصیت را نداریم. چرا؟ چرا نباید همه بعد از پیروزی‌ افغانستان بر تیم کریکت کشورهای دیگر، به شادی و اتن و رقص نپردازیم؟

از نظر فلسفی و روان‌شناختی، این‌جا یک نکته‌ی استراتژیک وجود دارد که از چشم قلم بعضی‌ها پنهان مانده است. این نکته، هرچند کمی سنگین است؛ اما مکث کوتاهی، آن را سبک و شیرین می‌سازد. نکته‌ی مذکور و محترمه این است که شما یک زیکویک به من بدهید، من با زور زیکویک مردم را به خیابان و سرک‌ها و وات‌های کابل می‌کشانم و حرکت‌های جشنی را در وجود آن‌ها زنده خواهم کرد.

هرچند دلایل زیادی وجود دارند که یک عده برای شادی پس از پیروزی تیم کریکت افغانستان، به خیابان نمی‌ریزند و هورا نمی‌کشند. یکی از این دلایل این است که یک عده‌ی ما، این روزها از صمیم قلب پنجشیری هستیم و در ماتم فرزندان پنجشیر، زانوی غم را بغل کرده، سوگواری می‌کنیم. این ماتم عظیم، اجازه نمی‌دهد که ما در جشن پیروزی تیم کریکت کشور شریک شویم.

دلیل دومی که برای عدم اشتراک یک عده‌ی دیگر در این جشن افتخاری وجود دارد، این است که یک عده‌ی دیگر از پیکره‌ی وحدت ملی، این روزها هزاره تشریف دارند. هزاره‌ها نگران حیات آن سی نفر ربوده شده هستند. دولت وحدت ملی به نقل از ریش‌سفیدانی که برای آزادی این سی نفر به بعضی‌ جاها رفته‌اند، می‌گوید که این سی نفر هنوز آزاد نشده و ریش‌سفیدان قوم پشتون، به ریش‌سفیدان قوم هزاره امیدواری داده که این ربوده‌شده‌گان به امید خداوند متعال، آزاد خواهند شد. حکومت وحدت ملی به نقل از یکی از ربایندگان گفته که در شرایط کنونی، بازار افغانستان به کساد لگام‌گسیخته مواجه است و یک موتر لق‌وپق پشتون‌های زابل که الزاماً درون آن چیزی به نام مواد انفجاریه هم باشد، برابر با سی هزاره است که از زابل ربوده و به جای نامعلومی انتقال داده می‌شوند. حکومت وحدت ملی قول داده که رونق را به بازارهای افغانستان بیاورد و اگر برف‌کوچ‌های زیاد در این وطن صورت نگرفت، مقداری از این رونق را به کشورهای همسایه هم صادر خواهد کرد. هرچند ریاست جمهوری و ریاست اجرایی هنوز در این مورد به توافق نرسیده؛ اما احتمال این‌که اگر غم برف‌کوچ‌های ماتم‌زا و شادی‌های پیروزی کریکت گذاشت، به‌زودی مذاکرات روی این مسئله شروع خواهد شد و آقای اشرف غنی و عبدالله به‌زودی در این مورد، اعلام موضع خواهند کرد.

خوب حالا ما می‌فهمیم که عده‌‌ای از ما این روزها پنجشیری شده‌ایم و در غم قربانیان برف‌کوچ نشسته‌ایم و عده‌ای دیگر، هزاره شده‌ایم و نگران حیات ربوده‌شده‌گان هستیم. هر طرف ما حیرانیم که چرا دیگران پنجشیری نمی‌شوند و در غم فرزندان پنجشیر، اشک نمی‌ریزند و سوگواری نمی‌کنند؟ یا اصلاً بوالتعجب شده‌ایم که چرا دیگران هزاره نمی‌شوند و نگرانی خویش را برای حیات آن سی نفر ابراز نمی‌دارند؟ این‌جاست که باز هم ضرورت می‌افتد، من زیکویک به دست بگیرم و با زور زیکویک، حس پنجشیری بودن را به دیگران ببخشم. من باید یک زیکویک بگیرم و با زور زیکویک، بفهمانم که سی تن ربوده شده، نیاز به هزاره شدن شما دارند. بدون زیکویک که نمی‌شود. من شخصاً زیکویک را دوست دارم، از همین خاطر، هر روز یک گیلاس قهوه‌ی تلخ می‌نوشم.

البته یک چیز دیگر را باید یادآور شوم. حکومت وحدت ملی در ماتم کسانی که در پنجشیر قربانی شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده‌اند، گفته که یکی از کمبودات کشور عزیز ما، نبود برف‌کوج‌شناسان در مناطق کوهستانی است. حکومت وحدت ملی متعهد است که معدن مس عینک را بفروشد و برف‌کوچ‌شناس تربیه کند تا در آینده، هیچ ضرورتی نیفتد که یک‌صدوهشتاد نفر، قربانی برف‌کوچ شوند. البته ریاست جمهوری و ریاست اجرایی در این زمینه توافق نظر ندارند و یکی دیگرش می‌گوید که اول باید صادرات پشم قره‌قل بالا برود، بعدش افغانستان باید برق تولید کند، بعد از آن اگر هنوز هم پنج هزار سال عمر افغانستان باقی مانده بود، یک کاری خواهیم کرد. کارشناسان زیادی برای تحلیل قربانی‌های برف‌کوچ صف کشیده‌اند. یکی از کسانی که در آخر صف قرار داشت، چنین گفت که کابل این روزها شاهد پارتی‌های اضطراری است. می‌بینید دیگر، تا زیکویک نباشد، کسی به فکر کسی نیست. یعنی همان آدم‌ربایانی که سی نفر را ربوده، خیلی تلاش کردند مدیر امنیت جاغوری موتر توقیف‌شده‌ی آن‌ها را به آن‌ها برگرداند؛ اما نگرداند و در نهایت، آن‌ها از زور زیکویک استفاده کرده، سی نفر را مشخصاً ربودند. گفته می‌شود که موترشان دیگر جا نداشت، اگر نه به جلال و جبروت خداوند قسم که یک‌صدوسی نفر را می‌ربودند.

لطفاً به خاطر خدا یک زیکویک به من بدهید…

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه