تو بگو چه کار کنیم؟

هادی دریابی

محترم اشرف غنی، کسی که شله است رییس جمهور منتخب این مملکت است، در فاصله‌ی یکی-دو روز، دو پیام متفاوت را مخابره کرد. او در دیدار با خانواده‌های مسافران ربوده‌شده گفت که آزادی آن‌‌ها را ضمانت نمی‌کند. این یعنی که آزادی هیچ شهروندی در این کشور تضمین نیست. بگذریم از این‌که قانون اساسی گفته که رییس جمهور مسئول حفظ امنیت جان و مال مردم است. قانون اساسی در مورد انتخابات هم گفته بود، مگر کسی بر آن وقعی نهاد؟ او بعد از ملاقات با خانواده‌های مسافران در بند، نمایندگان مردم پکتیکا و متنفذان این ولایت را در ارگ ریاست جمهوری ملاقات کرد و به آن‌ها گفت که تمام برنامه‌های ملی باید مطابق به نیازمندی‌های مردم و شرایط ولایت‌ها‌ تطبیق شوند. این یعنی که خیلی از آدم‌های این سرزمین، از نظر او مردم اند و خیلی از آدم‌های دیگر، هنوز مردم نشده‌اند.

اگر قرار است که برنامه‌ها مطابق نیازمندی مردم تطبیق شود، آیا آن‌هایی که ربوده ‌شده و آن‌هایی که خواهان رهایی هرچه زودتر این ربوده‌شده‌‌ها اند، مردم نیستند؟ اگر هستند، چرا این نیازمندی ارزشی برای این حکومت ندارد؟ حکومتی که رییس آن خیلی صریح می‌گوید که آزادی مسافران را ضمانت نمی‌کند. ممکن از نظر اشرف غنی، مردم افغانستان تنها آن‌عده از پشتون‌ها و تاجیک‌ها و هزاره‌ها را شامل شود که مطیع و حامی او هستند. ما انتخابات کثیفی را پشت سر گذاشتیم، انتخاباتی که صف‌آرایی‌ها را مشخص کرد و صف‌آرایی‌هایی که میزان حمایت گروه‌های مردم را روشن نمود. حمایت‌هایی که در بسا موارد منجر به نقض قانون و اخلاق انتخاباتی شد. از انتخابات بگذریم. آقای غنی در ملاقات با نمایندگان پکتیکا و متنفذان این ولایت گفته که شرایط ولایت‌ها را در تطبیق برنامه‌های ملی در نظر بگیرید.  خیلی خوب! از غزنی شروع می‌کنم؛ غزنی ولایتی است که در رأس آن والی‌ای قرار دارد که اجازه‌ی شلیک راکت بر شهر را به طالبان می‌دهد. امنیت آن شبیه مزاج هاضمه‌ی خود رییس جمهور خراب است. آن‌جا، زندگی و آزادی هیچ شهروندی تضمین نیست، جز طالبان! شاید پنج کیلومتر دورتر از ساختمان ولایت، میدان آزمایش اسلحه و تمرینات نظامی طالبان است. وضع کار و زندگی، خراب! وضع درس و تحصیل، خراب! وضع قانون و قانون‌مداری، خراب! وضع راه‌ها، خراب! وضع حکومت، بیخی خراب! حالا با این‌همه وضع خراب، چه کار باید کرد؟ به نظر من که مردم غزنی باید مراسم دعاخوانی برپا کنند و همه با هم دعا کنند که ای خدای مهربان! ای خدای قهار و جبار! لطفاً اشرف غنی را به ورزش مبتلا کن! اگر واقعاً عقل سلیم در بدن سالم است.

به راستی، چه چیزی باعث می‌شود که لحن صبحت و سخن اشرف غنی از دیدار با خانواده‌های ربوده‌شده‌ها تا دیدار با نمایندگان پکتیکا این‌قدر تغییر بکند؟ آیا او دیوانه است؟ فقط از یک دیوانه تصور می‌رود که حرف دیروز و امروزش با هم مطابقت نداشته باشد. مسلماً که او دیوانه نیست. اگر هنوز هم قبول ندارید، بروید از امرخیل بپرسید. امرخیلی که تازه بهترین شخصیت سال شده، شخصیتی که انتخابات را مدیریت کرد. پس چرا حرف دیروز و امروز اشرف غنی باهم تناقض دارند؟ من معتقدم که اشرف غنی معتقد است که قدرت را باید انحصار کرد. قدرتی که دهه‌ها انحصاری بود، باید باز هم انحصار و هرچه بیش‌تر انحصار شود. عزل و نصب‌های او در اداره‌های دولتی شروع این کار بود. هم‌چنان ناامنی‌های ولایت‌هایی که قبلاً امنیت نسبی داشتند، عمدتاً ولایت‌های شمالی. پشت‌ پا زدن او به نیاز مردم (خانواده‌ها و شهروندانی که خواهان رهایی مسافران ربوده‌شده هستند)، امید دادن او به نمایندگان پکتیکا (که پشتون اند)، همه و همه یک روایت دارند: حذف بقیه و گسترش دامنه‌ی نفوذ و صلاحیت یک قوم! چرا اشرف غنی به خانواده‌های ربوده‌شده‌ها نگفت که برنامه‌های خود را مطابق نیازمندی‌های شما و شرایطی که به وجود آمده، عملی خواهیم کرد؟ چرا آزادی و آسود‌‌گی پکتیکا را ضمانت کرد؟

خُب! حالا که چنین است، دل‌تان که چپه سوار می‌شوید یا راسته. انتخاب به دست شماست. به قول یکی از مرحومین، تا زمانی ‌که وضعیت خوب است، همه می‌فهمیم که وضعیت خوب است؛ اما اگر وضعیت بد شد، همه می‌دانیم که وضعیت بد شده و من قسم می‌خورم که اگر وضعیت خراب نشود، هیچ‌گاه خراب نخواهد شد و به محض این‌که وضعیت خراب شد، دیگر وضعیت خراب است. البته این مرحوم قصد داشت خود را کاندیدا کند. طرف‌دار هم زیاد داشت. چانس یاری نکرد، به ماین خورد و مرحوم شد. حالا ما چه کار کنیم؟ اشرف غنی به یکی از تمام وعده‌هایی که در جریان مبارزات انتخاباتی به مردم داد، عمل نکرده. نه از تولید برقش خبری‌ست، نه از شکستن زندان جغرافیایی مناطق مرکزی، نه از ایجاد شغل و نه از هیچ یک دیگرش. من از خود اشرف غنی می‌پرسم که ما چه کار کنیم؟ بیاییم تو را از ارگ بیرون کنیم؟ در حالی‌ که می‌خواهی سرمه‌‌ی تازه‌ای بکشی، اما ما نمانیم. ببریم تو را سر قبر تمام سربازانی که از بدو حضور تو به شهادت رسیده‌اند؟ این کار را چگونه بکنیم؟ مثل خودت سوار تاکسی شویم و بی‌خبر بیاییم یا نه، هلهله برپا کرده بیاییم؟ این صبری که تو آزمایشش می‌کنی، آن‌قدر هم زیاد نیست که هر سناریویی را تماشا کند؛ لبریز خواهد شد و سقوط استراتژیک ظهور خواهد کرد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه