ما منتظر خبر خوشیم

هادی دریابی

البته همان‌گونه که بدن ما انسان‌های افغانستان به کچالو، انگور، مربای زردک، سبزیجات در مجموع، مومپلی، محتویات حلال یک گوسفند، شیر گاو، نازکی گوساله، گندم و بقیه خوردنی‌باب ضرورت دارد، یک مقدار هم به دل‌خوشی نیاز دارد. تعدادی از برادران چندین دهه تلاش کردند تا ثابت کنند که یک ملت می‌تواند به نان گندم یا جو اکتفا کند و هیچ دیو‌شان هم نزند. آن‌ها این قدر ظالم نبودند که بگویند یا گندم بخورید یا جو، می‌گفتند که ملت نظر به ساختمان جیوگرافیک محل بود‌و‌باش‌شان، می‌توانند یا به گندم، یا به جو، یا به عدس، یا به جواری یا به هر غله‌‌ی دیگری اکتفا کرده و روزگار بگذرانند. از همان اوایل پیدا بود که روزگار این‌چنینی سخت است. نه این‌که خدای نخواسته خود‌شان هم تنها به نان گندم یا جو قانع بودند، خود‌شان سفره‌ داشتند ماورای رنگ‌های موجود در طبیعت! البته یک مورد دیگر را هم من اشتباه گزارش دادم، آن‌ها این‌قدر هم شعور نداشتند که فکر‌شان در مورد ساختمان جیوگرافیک محل سکونت ما بچرخد. آن‌ها با این منطق می‌گفتند: هر خاکی که در منطقه‌ی‌تان رشد می‌کند، همان را بخورید! مزاحم ما نشوید، ما مصروف تأمین رستگاری در جامعه هستیم.

تلاش آن‌ها نزدیک بود آن‌قدر رستگاری در جامعه تزریق کند که همه شاهد فلج‌شدن عملی زندگی بودند. اما ما کاملاً فلج نشدیم؛ چرا که ما عقیده داشتیم که فلجیت در خون ما نیست. همین بود که شاهد بروز جریان قسی‌تر از آن‌ها شدیم. این جریان هم بنا به دلایلی از مسیر زندگی ما خارج شد، کاملاً خارج نشد‌. بی‌شرف‌ها هر روز در کمین اند، دید که زور‌شان می‌رسد، رستگاری کاذب موجود در ذهن‌شان را‌ حواله می‌کنند. چه ذهن‌تان را هفت و هشت کنم، منظور من از وقایعی است که بر افغانستان گذشته و این روزها می‌گذرد. درسته که ما فرصت نداریم تاریخ بخوانیم، از همین خاطر نمی‌خوانیم. اگر توقع دارید هر روز خبر خوش بشنوید، باید تاریخ را بخوانیم و بدانیم. باید بدانیم کجا با ما بازی شده، کجا از ما سوء‌استفاده شده، کجای تاریخ حاضر شدیم برای چند نفر زندگی و عمر خویش را فدا کنیم؟ و در نهایت، چه به دست آورده‌ایم؟

همان‌طور که در بالا ذکر شد، ما نیاز به دل‌خوشی داریم. حالا هم ما به‌شدت منتظر خبر خوش هستیم. مثلاً ما منتظریم 31 مسافر که گفته می‌شود دو نفرش تا کنون دست از زندگی شسته، آزاد شوند، برگردند به آغوش خانواده و دوستان چشم به راه‌شان. این دل‌خوشی با هیچ کچالو و زردک‌ و سبزی‌‌ای قابل مقایسه نیست. ما منتظریم که حاصل عملیات نظامی در بدخشان، چنان باشد که برای طالبان گور دسته‌جمعی بکنند. از والی نام‌نهاد‌شان گرفته تا پایین‌ترین مزدور‌شان به خاک سیاه نشانده شوند. ما منتظریم که آرامش قندوز به قندوز برگردد. ما دوست داریم قندوزیان خویش را شاد، آباد، سالم و مصمم ببینیم. ما دوست داریم تمام ولسوالی‌هایی که تا حالا در تصرف طالبان بوده، یکی پس از دیگری به تصرف حکومت درآیند و به بچه‌های این ولسوالی‌ها زمینه مساعد شو‌د که به مکتب و تعلیم رو بیاورند. مثلاً من دوست داریم که چند سال بعد، جوانی از ولسوالی ناوه در دانشگاه باشد. یعنی از همین حالا مکتب و مدرسه‌های این ولسوالی فعال شوند، به بچه‌ها و نوجوانان آن‌ درس داده شو‌د و جوانان این ولسوالی، جزئی از نیروهای متخصص آینده‌ی کشور باشند. البته این‌ها چیزهایی اند که من دوست دارم و منتظرش هستم. تروریستان این انتظار را از ما ندارند، آن‌ها گلاب‌ به‌رو دوست ندارند مثل آدم زندگی کنند.

همین که هر چند روز بعد می‌شنویم که امنیت ملی یکی دیگر از قاتلان فرخنده را دست‌گیر کرده، چه‌قدر از ته دل احساس خوش‌حالی می‌کنیم؟ من که خیلی خوش‌حال می‌شوم. امیدوارم همان‌گونه که سیمین غزل حسن‌زاده را فشار دادند، مولوی نیازی و زلمی زابلی را نیز بفشارند تا در آینده از اوباشی‌گری به نام دفاع از شریعت یا دین محمدی، حمایت نکنند.

حالا همین چند مسئله‌ی ساده که عالمی از آرامش را همراه دارند، اگر پای‌شان به تلویزیون کشانده شود و چند کارشناس هم دعوت شوند، بحث پیچیده می‌شود. مثلاً ممکن است یکی از کارشناسان اگر بخواهد در مورد مسافران ربوده‌‌شده صحبت کند، شاید چنین بگوید: ما به مثلث شوم گرفتاریم. مثلث شوم یعنی‌ اقتصاد ضعیف و فهم ناقص از اقتصاد، تروریستان بی‌همه‌چیز و دولت ضعیف! بعد یکی دیگرش می‌گوید که این آدم از شکم خود گپ می‌زند. کارشناس اولی مسخره کرده می‌گوید: خی از شکم تو یا از شکم بابه تو گپ بزنم؟

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه