همه با هم…

هادی دریابی

حالا دیگه رسم شده که هر اتفاق ناگواری در این مملکت افتاد، از سوی مقام‌ها، به خصوص ارگ‌نشینان، تقبیح شود. مثلاً وقتی در خوست انتحار می‌شود، ده‌ها انسان کشته می‌شوند و ده‌ها تن دیگر مجروح، دو یا سه روز بعد ارگ اعلامیه صادر می‌کند که ما این حمله را با شدیدترین الفاظ محکوم می‌کنیم. هرچند کارشناسان بین‌المللی هر چه تلاش کردند، نفهمیدند که شدیدترین الفاظ به چه معنا؟ هرچه به آن‌ها سیگنال دادیم و گفتیم که شما در شهر گذر کنید، هرجا دو یا چند نفر با هم دعوا کردند، آن‌جا بروید، مطمئناً شدیدترین الفاظ را پیدا کرده و می‌فهمید. تا جایی ‌که اکثریت ما این تجربه را داریم، شدیدترین الفاظ در نورمال‌ترین ماهیت ممکنش، فحش خواهر و مادری است. مثلاً وقتی دو نفر با هم دعوا می‌کند، یا زن هم‌دیگر را به باد چیز می‌گیرند یا بمباردهای غیراخلاقی روی مادر و خواهر هم‌دیگر می‌کنند. البته همه این‌گونه نیستند، استثنا همیشه وجود دارد. حالا این‌که ارگ و ارگ‌نشینان با شدیدترین الفاظ تقبیح می‌کنند، نمی‌فهمم منظورشان خواهر، مادر یا زن طالبان است یا از این‌ها کرده شدیدتر هم وجود دارد؟

نه تنها ارگ، که وزارت‌خانه‌های مربوطه، مقام‌هایی که فکر می‌کنند تقبیح‌کردن‌شان از تلویزیون و رادیو برای‌شان احترام و نفوذ می‌خرد، سیاسیونی که احیاناً اگر به میزگرد دعوت شدند، احزاب و نهادهای رنگارنگی که کابل را تسخیر کرده، همه تقبیح می‌کنند، آن‌هم با شدیدترین الفاظ! خیلی خوش‌حال خواهم شد اگر یک بنده‌ی خدا یافت شود و این تقبیح‌کردن با شدیدترین الفاظ را برای ما مردم معنا کند. حالا بگذریم اگر در تمام این سال‌ها ارگ به جای تقبیح، مثل حالا دستور حمله بر طالبان و پاک‌سازی منطقه را می‌داد، مطمئناً که هم آسایش مردم بهتر بود، هم نبض اقتصادی کشور بهتر می‌زد، هم فایبر نوری از حملات این اعجوبه‌های خلقت در امان بود. حتماً خبر می‌شوید که نیروهای امنیتی کشور این روزها چه شاهکارهایی می‌کنند و چه‌قدر امید به جامعه تزریق می‌کنند.

حالا توجه کنید به یک داستان جالب. می‌گویند نفر اول مملکت در حال سفر، یعنی دقیقاً در یک کشور دیگر بوده و چای سبز با طعم نعناع می‌نوشیده، روی ایجاد روابط قبلماتیک و پسلماتیک صحبت می‌کرده که یک دفعه یکی از سکرترهایش بوده یا کدام مقام مربوطه‌ی دیگر، می‌آید و با خوش‌حالی به گوشش آهسته می‌گوید که رییس صاحب! سربازان اردو تا حال 180 نفرشان را کشته! رییس صاحب از جایش بلند می‌شود و مشتش را شبیه بلندگو پیش دهنش گرفته با صدای بلند می‌گوید که ما، از این راه دور، از عالم غربت و با قلب نزدیک، با شدیدترین الفاظ محکوم می‌کنیم. امیدواریم روزی برسد که روابط ما صلحانه برقرار شود، بادام‌های امید ما وقتی گل می‌کند، از آسمان الهی ژاله نبارد و گل‌های درختان ما را نریزد. امیدوارم ما به حدی به ترقی برسیم که رییس جمهور‌های دنیا هر ماه یک دفعه به وطن ما چکر بیایند و ما بتوانیم آن‌ها را به هوتل‌های 90 ستاره‌ی خویش برده و کرایه‌ی اتاق‌های هوتل‌های خویش را هر 24 ساعت، 20000 یورو تعیین کنیم. آن‌قدر جیبلماسی کنیم که بانک جهانی برای نجات اقتصاد مثلاً امریکا، از ما خواهان اعطای اعانه شود. ما هم به آن‌ها دالر کمک کنیم، شرط بگذاریم که معدن آب آمازون‌تان را به ما بدهید تا استخراج کنیم. همان نفری که خبر کشته‌شدن 180 طالب را به گوشش خوانده بود، دوباره پیش می‌رود و می‌گوید که رییس صاحب! چرا تقبیح می‌کنی؟ نیروهای امنیتی ما طالبان را کشته، نیازی به تقبیح نیست.

فردایش گمانه‌زنی‌های سیاسی، خبری، تحلیلی، آفاقی، آسیایی و بین‌المللی بیرون می‌شوند و هزاران سوال متوجه رییس صاحب می‌شوند؛ این‌که چرا ایشان کشتن طالبان به دست نیروهای امنیتی، به‌ویژه اردوی ملی، را با شدیدترین الفاظ تقبیح می‌کند؟ وقتی این برای همه مسئله می‌شود، دوباره از سوی مرکز رییس صاحب اعلامیه صادر می‌شود و در آن تصریح می‌کند که ما به هیچ‌وجه اردوی ملی خود را تقبیح نمی‌کنیم. ما در حالی ‌که مصروف نوشیدن چای و جیبلماسی با همتای سیاسی خود بودیم، به یک‌باره متوجه شدیم که آن‌ها به جای استفاده از برگ چای، مخلوطی از برگ بید و نعناع را جوشانده و سر ما به نام چای می‌زنند. تازه قیمت هر گیلاس چای‌شان را 500 کلدار چارج کرده و نیشخند می‌زنند که در این مملکت هیچ‌چیز مفت وجود ندارد؛ به‌ خاطری مفت وجود ندارد که ممکن است این‌جا هم کسی پیدا شود که سال‌ها نان مفت خورده و هر وقت دلش خواست، فتوا صادر کند. درست مثل همان مولوی که گفته بود، طالبان را نکشید؛ چون کلمه می‌خوانند. گفت ما تقلب آن‌ها را در چای تقبیح کردیم، نه این‌که خدای نکرده اردو یا پولیس ملی خود را تقبیح کرده باشیم. بناءً از تمامی رسانه‌ها خواهش می‌شود که بیش‌تر از این باعث پخش تقبیحات نشوند. هههههههههههههه و باز هم ههههههههههههههه.

نی نشد، یک‌بار دیگر همه با هم بگوییم: هههههههههههههههه! حداقل فایده‌اش این است که انرژی منفی را از بدن‌تان خارج می‌کند. وا؟!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه