گاهی فکر میکنم اصلاً حق ندارم به کسی یا در محفلی بگویم که من خوشحالم. میترسم از من انتقاد کنند و بگویند که وضع مملکت چهقدر گدود و نابهسامان است و ما چهقدر عمیق در خون نشستهایم، آنوقت تو را سیل کن که میگویی من خوشحالم. مگر این عصر، خوشحالی هم دارد؟ بعد خودم از این فکرم خوشم نمیآید، دنبال یگان نارنجک در مغزم میگردم و این فکر را منفجر میکنم. باید گفت که در هر عصری که زندگی کنیم، میتوانیم خوشحال باشیم. یعنی در بدترین شرایط، هستند کسانی که باعث خوشحالی و دلشادی آدم میشوند. به طور مثال، دیروز 12 ثور بود. این 12 ثور مصادف شده بود با تجلیل از روز 8 ثور. مقامهای بلندپایه و فراسقف افغانستان به دلیل مصروفیت در هشتم ثور، پیروزی مجاهدین در برابر شوروی را چهار روز بعد تجلیل کردند.
محمداشرف غنی در این برنامهی جشنی به مجاهدین قول داد که زندگی مردم افغانستان را تغییر خواهد داد. البته که این سخن به معنای آن نیست که زندگی مردم افغانستان چیزی شبیه یک جریب زمین است که در اختیار و مالکیت مجاهدین قرار داشته باشد تا اشرف غنی با تغییر آن بتواند قناعت مجاهدین را فراهم کند. بلکه آقای محمداشرف غنی به خاطری این سخن را با زیور گفتن آراست که اخیراً انتقادهای داغ و تیزانگیزی از سوی مجاهدین مبنی بر کنارزدن آنها مطرح شده. سپس عبدالله عبدالله در این برنامه سخن گفت و خاطرنشان کرد که مشکلات همچنان وجود دارند، راهحل این مشکل هم اعتمادسازی میان دولت و مردم است. او گفت تا زمانی که برخورد دولت با مردم باعث اطمینان مردم از سلامت کار و حمایت مردم از نظام نشود، مشکلات همچنان وجود خواهد داشت. عبدالرب رسول سیاف نیز در این برنامه سخنانی چند رها کرد و زینت مجلس را افزایش داد. او گفت که تمام ملت افغانستان مجاهد است، به جز یک عدهی خاص. شاید منظورش از این یکعده کسانی است که جهاد را نقد میکنند. سخنگفتن در این مورد سخت است. به همان اندازه که شهامت مجاهدین در شکستدادن شوروی، برای شوروی سخت تمام شد، عملکرد مجاهدین بعد از بیرونکردن شوروی از افغانستان، برای افغانستان سخت تمام شد، حتا میتوان گفت که بیشتر از آن. در اینجا میخواهم مثل آقای سیاف خاطرنشان کنم که نه تمام مجاهدین، بلکه عدهای از مجاهدین!
از سوی دیگر، شماری از نمایندگان پارلمان که همت کرده در پارلمان حاضر شده بودند نیز حرفهای چندی گفتند که باعث میشود آدم بیخلته خوشحال شود. یکی از نمایندگان اشرف غنی را مسخره کرده گفت: ایشان وقت نماز مصروف چکرهای خارجی است. اصلاً معلوم نیست که پارلمان افغانستان چهکاره است؟ امروز که ما مسئولان امنیتی را به مجلس فراخواندهایم تا در مورد ناامنیهای رو به افزایش پاسخ بگویند، ایشان برنامه گرفته که نماز قضایی ادا کند. تمام مسئولان را هم مصروف کرده، یعنی واقعاً صادقانه میگویم که اصلاً معلوم نیست ما وکلای مردم چهکارهایم؟ ما برای چه هستیم؟ رییس صاحب من از شما میخواهم که ما اصلاً نمیفهمیم این پارلمان برای چه شکل گرفته؟ آیا همین است پارلمان؟ این در حالی بود که یکی از وکلای دیگر قبلاً به صراحت اعلام داشت که ناامنیهای شمال زیر سر اشرف غنی است. او علاوه کرد که اشرف غنی در ناامنیهای شمال دست دارد. درست در همین لحظه یکی دیگر از وکیل صاحبان صدا زد که بلی دست دارد. سپس یکی از وکیلخانمها گفت که مه بسیار وقت میشود صحبت نکردهام، امروز حق بدهید که پنج دقیقه گپ بزنم. ایشان قبل از همه صدقهی نیروهای امنیتی رفت و از آنها تشکر کرد.
درست چند دقیقه بعد از رهادادن احساسات عمیق و نیات شفیق در صحن مجلس، تلویزیون نشان داد که حضرت رییس این مجلس، در محفل نیکوداشت از هشتم ثور شرفیاب شده و به گوش جان به سخنان دیگران سپرده است. یعنی میبینید که ما چقدر برای فیضبردن پشتکار داریم؟ غفلتی در کار نیست.
حالا من اگر برگزاری اولین جلسهی محاکمهی متهمان قتل فرخنده را نادیده بگیرم، از سخنان اشرف غنی عبور کنم، قید عبدالله عبدالله را بزنم، به سخنان حاضرین مجلس و غیابت گریزپاهای مجلس هم وقعی ننهم، کاری به اندیشه و باور عبدالرب رسول سیاف نداشته باشم، هنوز هم یک بهانه وجود دارد که خوشحال باشم. خوب است که اکثر برنامههای تشریفاتی از تلویزیون مستقیم پخش میشوند. دیروز، هنگامی که عبدالرب رسول سیاف ایراد سخن میکرد، در میان مخاطبان و حاضران مجلس، تعدادی بودند که نعرهی تکبیر سر میدادند. حالا من خوشحالم که افغانستان کسی مثل عبدالرب رسول سیاف را دارد و عبدالرب رسول سیاف، آدمهای زیادی که تا آخرین درجه نعرهی تکبیر سر میدهند. هرچند ما نیازی به اثبات نداریم؛ اما هر روز باید خود را ثابت کنیم. جامعهی بینالمللی را که میفهمید چهقدر نفهم و کورذهن هستند!