یادتان است که چندی قبل والی پکتیکا که فعلاً والی نیست، ادعا کرد که شورای امنیت ملی افغانستان به خانوادههای داعش در افغانستان کمک مالی کرده؟ او مبلغ این کمک را 200 هزار دالر اعلام کرد. جمع کثیری از ملت نفهمید که 200 هزار دالر چقدر است، با آن مثلاً چهها میتوان خرید؟ سپس یک کمیسیون موشگافیک و کارشناختیکیت شکل گرفت تا به ملت ابلاغ کند که 200 هزار دالر چه مبلغی است و چه چیزهایی را میتوان با آن خرید. این کمیسیون ظرف چندماه توانست موهای این ادعا را بشگافد و شناخت نسبتاً دقیق و همسو با برداشتهای ما را اعلام کند. در گزارش آنها آمده بود که فرض کنید یک گروه تروریستی 2000 نفری وجود دارد. از آنجایی که اکثر تروریستان نصوار میکشند، خرج نصوار این گروه تروریستی خیلی بالا خواهد بود. بناءً 200 هزار دالری که گفته میشود به خانوادههای داعش کمک شده، برابر است با خرج نصوار یکماههی همین گروه تروریستی 2000 نفری. خیال ما راحت شد و گفتیم برو بلا ده پسش! اگر حتا کمک شده باشد، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. با 200 هزار دالر که نمیتوان بشکههای روغن خرید، مواد انفجاری خرید و سپس این بشکهها را از مواد انفجاری فول کرده سر راه مردم افغانستان قرار داد و گررررررررم انفجارش داد.
ما رضایت خویش را اعلام کردیم و ثابت کردیم که والی پکتیکا خطایی کرده و گفتیم، اشکالی ندارد. از حکومت هم خواستیم که از تکنیک لخشیدن و بخشیدن کار بگیرد. اما متأسفانه حکومت جدی است. دوست ندارد به اندازهی یک موی هم در کارش اشکال وجود داشته باشد. همین بود که شورای امنیت ملی گل افشاند و طرح نو انداخت. وزیر داخله کمیسیونی را برای یافتن حقیقت به ولایت پکتیکا اعزام کرد تا اگر به خانوادههای داعش کمکی صورت گرفته باشد، شواهدش را جمعآوری کند. کمیسیون متذکره چند ماه در ولایت پکتیکا اینسو و آنسو گشت، هیچ شاهدی نیافت. با اعصاب خراب به کابل آمد و اعلام کرد که نه بابا! شاهد ماهدی وجود ندارد.
وقتی شورای امنیت ملی خبر شد که شاهدی وجود نداشته، فوراً والی ولایت پکتیکا را از عنوانش سبکدوش کرد. حالا یک عده فکر میکنند که حتماً کدام چیزی وجود دارد. هرچند که شورای امنیت ملی گفته ما به خانوادههای مهاجری که از پاکستان به این ولایت مهاجر شده بود، کمک کردیم؛ اما خر ما زیر بار نمیرود. هرچه این خر لعنتی را همراه سوته میزنیم که زیر بار برو، نمیرود. یعنی حالا سوال این است که، گیریم که شورای امنیت ملی همین 200 هزار دالر را به مهاجران پاکستانی کمک کرده باشد، آیا سازوکار کمک به مهاجران، یا بهتر است بگویم که آیا پرداخت 200 هزار دالر به مهاجران کار شورای امنیت ملی افغانستان است؟ پس وزارت مهاجران و عودتکنندهگان برای چه کاری است؟ حالا شما اگر وظیفهی دولتی دارید، این سوال را جدی نگیرید، ورنه مثل والی پکتیکا از وظیفه سبکدوش و خانهنشین خواهی شد. درست است که ما دالر زیاد داریم، به درد ما نمیخورد و بهتر است آن را به کسانی بدهیم که ضرورت دارند؛ اما باید اینقدر عقل داشته باشیم که به مهاجران پناهنده در کشور خود، از طریق وزارت مهاجران کمک کنیم. حالواحوالشان را بپرسیم و فرمایشهایشان را بگیریم. هر پاکستانیای که وارد افغانستان شد و قبول کرد که اینجا مهاجر است، حکومت افغانستان مکلف است به او یک مقدار دالر (به حد ضرورت) پرداخت کند. احیاناً اگر چیزهای دیگری ضرورت داشت و حیا مانع شود تا آن را گزارش دهد، این ما هستیم که باید ضرورت او را درک کرده و مایحتاجش را پوره کنیم تا خدای نکرده او فکر نکند که ما خیلی چیز هستیم و انسانیت را نمیفهمیم! گرچند به خیلی از پاکستانیها دالر ندادهایم، ما منطق داریم. به آنعده از پاکستانیها که دالر ندادهایم، دو دلیل بیشتر وجود ندارد: یک، آنها خود را مهاجر نمیدانند، صاحب افغانستان میدانند و ما به صاحب این کشور دالر نمیدهیم. دو، آنها از نظر ما پنهان مانده، بناءً هرچه عاجل به شورای امنیت ملی تشریف آورده و اثبات کنند که مهاجرند تا حقشان را (چندهزار دالر) بدهیم.
حالا فهمیدید؟ از اینجا به تمام والیها مخابره! یا سخن دانسته گو ای والی یا دستت خلاص!