ملاقات

هادی دریابی

در این ملاقات دو نفر با هم ملاقات می‌کنند. یکی از طرف ما، یکی از طرف آن‌ها!

طرف ما: لطفاً خوش آمدی. به خیالم که صفا آوردی. زود باش بفرما سر چوکی بنشین که شروع کنیم.

طرف آن‌ها: مایلم از شما تشکری کنم. من و همراهانم در مسیر راه متوجه شدیم که در ملک شما بهار آمده.

طرف ما: اختیار دارید که از این چرت‌و‌پرت‌ها بگویید. بهار ما با بهار شما همسایه است. هر نوع زلزله در بهار ما، بهار شما را نیز می‌زلزلاند.

طرف آن‌ها: من منکر این معمای هستی نیستم. بوی پشاور هم شبیه بوی کابل است. هر دو شهر، تقریباً رو به آسمان بنا شده، امید که نیت ما را درک کنید.

طرف ما: شما گرمابخش هوای سرد ما هستید. مایلم یک تست خون از بچه‌های پشاور گرفته شود و با بچه‌های کابل مقایسه شود که بچه‌های کدام شهر خون‌گرم و از کدام شهر خون‌سرد هستند؟ البته اگر شما به تست خون ایمان داشته باشید.

طرف آن‌ها: لذت بردم از این پیش‌نهاد. فعلاً اگر اجازه باشد یک شوپ لذت از چای ببرم. راستی این کیله را که سر میز چیده‌اید، درجن چند خریدید؟

طرف ما: شما چه‌قدر تعجب‌افزا قرار دارید. درجن یک‌و‌نیم‌ صد افغانی که می‌شود سه صد کلدار. حالا این چه ربطی داشت؟ البته می‌بخشی که این سوال را می‌پرسم؛ چون یک لشکر آدم آمدید که این را از من بپرسید؟

طرف آن‌ها: خواهش می‌کنم. این کیله در ملک ما درجن 30 کلدار است. البته آن‌جا کیله‌ها یک کمی بهتر است و این‌قدر سوء‌تغذی نیست. خُب، مایلم این مسئله را از لحاظ دوستی مطرح کنم. یعنی شما واقعاً چه‌قدر نگاه دوستانه به مملکت ما دارید. کیله‌ای را که ما درجن سی کلدار نمی‌خریم، شما حاضرید درجن 300 کلدار بخرید. این یعنی شما ما را دوست دارید.

طرف ما: البته. (بعد رویش را به طرف کارمند دفترش دور داده صدا می‌زند) او بچه گل‌مامد! بیه اینجه. هله بچیم برو بری کاکایت چای بیار! سیل کو ازمو چایی که او روز دم کده بودی، باز تیار کنی. بیخی مزه‌دار بود والله.

طرف آن‌ها: قبل از قبل آب دهنم را تقدیم می‌کنم. احتمال می‌دهم چای هم خوش‌رنگ باشد، هم خوش‌طعم.

گل‌مامد چای را آورد و طرف ما اول به طرف آن‌ها ریخت، سپس برای خودش هم کمی. هر دو نوشیدند، مثل دو ببر به هم‌دیگر نگاه کردند و یک لبخند آهوپاره تقدیم هم کردند. سپس دوباره شروع شد.

طرف ما: ما فکر می‌کنیم که شما دوست ما هستید.

طرف آن‌ها: شنیده بودم متفکری، اما حالا می‌بینم. دمت گرم با این فکرت. دوستی ما حرف ندارد. برای تمام جهان ثابت است.

طرف ما: سی دقیقه باقی مانده. بنده بعد از سی دقیقه باید بروم به یک جای کابل به نام دارالامان. آن‌جا مردم برنامه گرفته و از من دعوت کرده که برنامه‌‌ی‌شان را افتتاح کنم.

طرف آن‌ها: خدا و راستی شما به مردم خود خیلی علاقه دارید. امیدوارم به ما هم کمی علاقه داشته باشید.

طرف ما: تردید نکنید. جایی که من قرار است بروم، یک برنامه است که در نوع خود در سطح تمام جهان بی‌نظیر است. مردم امروز جمع شده تا یک سرک را به روی خود ببندند. این دومین بار است که طی چند روز در این سرک انتحاری می‌شود و انتحاری هم که معلوم است از کجا می‌آید. حالا مردم تصمیم گرفته برای این‌که دیگر انتحاری‌های مملکت دوست و همسایه‌ی ما در این سرک خود را نترکانند، این سرک را به روی خود ببندند و از من خواهش کرده که بندکردن سرک را شخصاً افتتاح کنم تا خیر و برکتش برای مردم بیش‌تر شود.

طرف آن‌ها: سلام بنده را به اهالی محل برسانید و بگویید که اگر فرصت شد، در بندکردن سرک دیگری، انشا‌الله در خدمت قرار خواهم داشت.

طرف ما: واعلیکم بر سلام! شما هم به اهالی محل‌تان سلام بنده را برسانید و بگویید که من شخصاً هیچ علاقه‌‌ای ندارم سرک‌های ما بند شوند. من در این دینا دو چیز را دوست دارم: یک، سرک باز را. دو، صلح و ثباتی که از کشور ما یک چهارراهی بسازد و من شخصاً ترافیک آن چهارراهی باشم.

طرف آن‌ها: حتماً حتماً، چرا که نه! اهالی ما منتظر شنیدن همین حرف شما هستند.

طرف ما: شما را تا دم در همراهی کرده، سپس همراهی نمی‌کنم. بنده باید لباسم را تبدیل کنم. چند دقیقه این‌جا نشستم، بو گرفته. می‌دانید که من با بو حساسم.

طرف آن‌ها: بلی، بلی. معلوم است.

طرف ما: الله مو مل شه! د خدای په امان!

این ملاقات محرمانه بود. فقط همین‌قدرش را توانستم از درجه‌ی محرمیت خارج بکنم. والسلام علی من‌‌ اتبع الهدا.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه