یارب مباد کز نشیمنگاه ضرر کنید!

هادی دریابی

یکی از سخنان حکیمانه این است: می‌دانید چرا پرنده‌ها بی‌هیچ دلهره و واهمه‌‌ای روی هر شاخه و شاخچه‌ای که دل‌شان خواست می‌نشینند؟ چون پرنده‌ها به شاخه و شاخچه نه، بلکه به بال‌های خودشان اطمینان دارند. پس تو هم قبل از این‌که به کس‌ دیگری اعتماد کنی، به خودت اعتماد داشته باش. من یک عادت بد دارم که حکیمان را دوست دارم. سخنان‌شان را می‌خوانم و کوشش می‌کنم حکمت مورد نظر آن‌ها را با خودم داشته باشم. وقتی این سخن حکیمانه را شنیدم، خواستم تجربه کنم. رفتم کنار درختی و از درخت بالا رفتم. به اولین شاخه‌اش که رسیدم، اول اطمینان خودم را نسبت به خودم، به دست آوردم. بعد رفتم که روی شاخه بنشینم، شاخه‌‌ای که می‌دانستم شکننده است. نشستم و شاخه شکست. هرچه تلاش کردم به خودم اطمینان داشته باشم، نشد. با باسن خوردم به زمین. از قضا انتهای ستون فقراتم خورد به یک تکه سنگ. چند هفته‌ی دیگر اصلاً نشسته نمی‌توانستم. به‌شدت از ناحیه‌ی نشیمنگاه متضرر شده بودم. پیش خود دعا می‌کردم که برو خدا را شکر که در شاخه‌های بالا و بالاتر نرفته بودم، ورنه مجبور بودم چند‌ماه یا بیخی چند سال از نعمت نشستن روی نشیمنگاه محروم باشم. شاعر هم در این قسمت قبلاً یک شعر سروده و متأسفانه من قبل از تجربه‌ی این سخن حکیمانه، آن را نخوانده بودم، ورنه هرگز نمی‌رفتم که روی شاخه‌‌ای بنشینم که می‌فهمیدم شکننده است. شاعر چنین گفته است:

آدمی پرنده نیست

تا روی هر شاخه یا شاخچه‌یی که دلش خواست بنشیند

گر شکست شاخه یا شاخچه‌

از نشیمنگاه ضرری نکند

آدمی بی‌بال است

گرچه به خودش همیش می‌بالد

امیدوارم شما فریب هر سخن حکیمانه‌ی را نخورید. چرا من این‌قدر نگرانم؟ دلیلش واضح است. چیزی‌ که این روزها زیاد است، حکیم است. اگر دقت کرده باشید، جماعت انبوهی آمدند جلو چشم ما و پای گوش‌مان داد زدند که من تصمیم دارم و اگر خدا تصمیم داشته باشد و شما نیز تصمیم بگیرید، به مردم شریف افغانستان خدمت کنم. از تمام توانایی‌ها و دانشی که تا امروز فراگرفته‌ام، در جهت بهبودی زندگی و شرایط زندگی مردم عزیزم کار بگیرم. قسم می‌خورم که نه شب دست از کار بکشم نه روز! استراحت بر من حرام باد اگر لحظه‌‌ای از یاد شما مردم نجیب بکاهم.

بعد که به مقصد رسید، اولین چیزی که فراموشش می‌شود، همین شرافت و نجابت مردم است. اولین کاری که به ذهنش می‌رسد، فراهم‌کردن زمینه‌ی استراحت هرچه بیش‌تر است. تنها کاری که در تمام عمرش نخواهد کرد، همان خدمت به مردم است. تنها فکری که هرگز به ذهنش نخواهد رسید، همان بهبودی زندگی و شرایط زندگی مردم است. ما از این قبیل آدم‌ها زیاد داریم. یکی می‌گفت، اگر وزیر شوم، چنان شفاخانه بسازم و مناطق را از لحاظ تجهیزات طبی سرشار کنم که دیگر نیاز نباشد مثلاً از بامیان، مردم مریض خویش را به کابل بیاورند یا دنبال معالجه در کشور دوست، هندوستان بگردند. اما وقتی وزیر شد، برای تمسخر مردم (دقت کنید که این تمسخر‌کردن‌ها هدف‌مند اند و نشانی از عقده در برابر یک جامعه و تیپ خاصی از مردم) سه‌چرخه را به عنوان آمبولانس می‌فرستد. سه‌چرخه ممکن است به عنوان آمبولانس کار کند؛ اما کدام عقل سلیم می‌پذیرد که سه‌چرخه‌ها در ولایتی چون بامیان بتوانند نیازمندی جامعه را رفع کنند؟ بامیان از بس کوهستانی است، باور کنید طیاره آن‌جا هنگ می‌کند. آن‌وقت ما از سه‌چرخه توقع داشته باشیم که قله‌پیمایی کرده و آن‌چه را ما نیاز داریم، برآورده کند؟! دریغ از یک کیلو کار درست!

شاعر که این وضعیت را از قبل می‌فهمیده، چنین سروده است:

حالا وزیر شده‌اید، بی‌ترس خطر کنید

هرچه که پول و دالر است، آن را هدر کنید

هرکس مزاحمت نمود در شرکت شما

اخراج ز کار نموده و وضعش بدتر کنید

هرچند که قول خدمت خود را سپرده‌اید

این فکر ناخواسته را از سر بدر کنید

گویند که فصل، فصل تلاش است و کار نیک

اما شما تمام فصول را چکر کنید

ما هم اگر خطایی نمودیم و نوشتیم

از چند کمیسیون سر ما چپ چپ نظر کنید

آری عزیزهای دلم! قصه همین است

این قصه را با شوق تمام از بر کنید

در عین بی‌خیالی‌ها باشد دعای من

یارب مباد کز نشیمنگاه ضرر کنید!

فکر کنم دعایم نیاز به توضیح نداشته باشد. وزارت، ریاست، وکالت، مدیریت همان شاخه‌هایی اند که به صورت قطع شکننده خواهند بود. اگر چه ممکن است در ابتدا قوی و محکم به نظر برسند، اما همین که شما روی آن نشستید، چاق و چله شده و وزن اضافی می‌گیرید. همین اضافه‌وزن ممکن است شما را به سقوط مواجه کرده و با نشیمنگاه به زمین بخورید. از ما گفتن بود، شما دل‌تان دیگه…

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه