صـد روز دیده به راهمـاندن
آفتاب چهارشنبه، سوم جون 2015 پشت کوه نشست و مادرانی که جویندهی گمشدگانشان هستند، صدمین روز شکیبایی خویش را با خداوند در میان نهادند. آنها با درماندگی فراوان به امید دیدن «رحم و روشنی» از دربار آفریدگار، پیوسته و هنوز ستاره میشمارند.
سرنوشت یازده تن ربودهشده به گونهی دردناکی در تیرگی تاریکی مانده است. دیگر مردم دست به دامان رهبران و نمایندگان و بزرگان این یا آن گروه نمیشوند. آزمون دشوار صد روزه به تلخی نشان داد که هر آنچه از بالا شنیده بودند، هیاهوی همراه با رنگ و نیرنگی بیش نبود: از «سکوت استراتژیک» و نمایشنامهی «نبردهای نیمهشبی زابل» تا راهاندازی سناریوی نابودی دروغین ملا عبدالمنان همت و قوماندان عبدالله کاکر؛ از گزافههای چند میلیون دالری و مانورهای زمانفرسا تا ژستگیریهای رندانه و هنرنماییهای آبروریزانهی بازیگران سیاسی در بازار تماشا.
وارونهی آنچه گمان برده میشد، رسانهها نیز رهاشدگان را فراتر از «سوژهی نیمروزه» نگرفتند. یکی نپرسید: بر شما چه گذشت؟ از شاهجوی زابل به کجاها کشانده شده بودید؟ با چه برچسپی و چرا به دام افتادید؟ چگونه رها شدید؟ ربایندگان کیها بودند؟ سرنخها را از کجاها میتوان به دست آورد؟
دریافت پاسخ برای همچو پرسشها نه تنها ارزش پژوهشی دارد، بلکه میتوانست نشانههایی خوبی به دست دهد تا گمگوشههای تاریخ و جغرافیای روزتاروز خونینشوندهیمان را بهتر بشناسیم و اگر نه همگان، دستکم زندگی دستخوش مرگ خویشتن را اندکی بهتر پاسداری کنیم تا گام به گام قربانی نشویم.
در کمداشت چنین آگاهیهاست که یکی از فرازنشینان (مقامات) دستگاه فرمانروای کنونی به جای بالاکشیدن پروندهی ننگین تبهکاران، گلایهکنان انگشت میگذارد بر تلاش و فریاد آنانی که فراخوان جهانی رهایی ربودهشدگان را راه انداختهاند. بزرگوار دومی فراتر گام مینهد و افزون بر فوران سپاسگزاری از آدمربایان، میخواهد کمر خانوادههای اندوهزده را زیر بار «احسان» تحریک طالبان خم سازد!
رویدادهای صد روز پسین نمایاندند که هزارههای افغانستان برای لبیکگفتن به هر فراخوان، نشستن در هر خیمهی دادخواهی، شتافتن به کمک هر نیازمند از دل و جان آماده بودهاند، ولی آیا اعشاریهی همچو پشتیبانی را از تو و من به دست آوردهاند؟ هرگز.
نگذاریم ننگ زمانهی امروز و شرمسار کارنامهی فردای خویش گردیم. فریاد برای رهایی ربودهشدگان فرضیه نیست، فریضه است.
صد روز در چنگ دشمنان آزادی و آبادی نشستن به صد سال جنگیدن با سرطان میماند.
از بام تا شام: فـریاد تا فـرجام…