در هر جامعهای پس از انقلاب یا جنگ مرحلهی استقرار فرامیرسد. در جریان انقلاب و جنگ اگر چریکها قهرمان هستند، برعکس در مرحلهی استقرار بروکراتها و سیاستمدارانی که مسئولیت سازندگی را به عهده میگیرند، از اهمیت زیاد برخوردار میشوند. قهرمانهای جنگ و دفاع نمیتوانند قهرمانهای سازندگی نیز باشند. قهرمانان جنگ تنها در جنگ تخصص دارند و با ادبیات جنگ آشنا هستند. در حالی که مرحلهی استقرار و سازندگی تخصص و ادبیات خاص خود را دارد.
اگر بپذیریم که جامعهی ما از انقلاب و جنگ عبور کرده و وارد مرحلهی استقرار شدهایم، طنز تلخ زمانهی ما این است که برخیها «سقف معیشتشان را بر ستون قهرمانِ جنگپروری» چنان گذاشتهاند که حداقل برای حفظ «دسترخوان» خویش، با استفاده از ادبیات جنگ، قهرمانان جنگ و انقلاب را در مرحلهی استقرار نیز زنده نگه میدارند.
در نتیجه، ما تا هنوز نتوانستهایم ادبیات مرحلهی استقرار را، که ادبیات گفتوگو و تفاهم است، شکل بدهیم و قهرمانان جنگ را به تاریخ بسپاریم.