ميخواهم به كشتار مسلمانان در برما اعتراض كنم. من اعتراض دارم. اعتراض به نسلكشي و خشونت و تفنگ. اعتراض به خونريزي و وحشت. بگذريم از اينكه سهم مسلمانان در توليد فرهنگ خشونت و شيوههاي خشونتآميز و مطلقانگارانهي برخورد با ديدگاههاي مخالف بيشتر از هر گروه ديگري در تاريخ، برجسته است. من معترضم، اما نميتوانم در جمعي براي اعتراض قرار بگيرم كه به جاي محكومكردن كشتار مسلمانان در برما، بر دموكراسي و پيپسي مرگ ميفرستند. نميتوانم مردمي را همراهي كنم كه به جاي اعتراض، دروازهي دانشگاه را ميبندند و پرچم خونخوارترين گروههاي تروريستي را بر ميانهي جمع بلند ميكنند. اعتراض به خشونت با رويكردِ خشونت، ناشيانهترين شيوهي ممكن برخورد با اين مسئله است. فردا، بخشي از دانشجويان دانشگاه كابل در اعتراض به كشتار مسلمانان برما، در جادهي ميان دانشگاه كابل و طب، تجمع ميكنند. اگر حوصله داريد، براي تماشاي پارادوكسيكالترين صحنه به آنجا برويد و از نزديك، خواب سنگين خرد را در جامعهي ديرپاي و كهنِ دگمانديشي نظاره كنيد!
خادم كريمي
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه