غرق در بیارزشی
راهگیری و ربودن دو زن و کودک بسیار دردآور است و بدتر از همه نشان میدهد که ارزشهای ابتدایی انسانی در جامعهی پشتون، چقدر پامال شدهاند و فرهنگ این جامعه تا کجاها سقوط کرده است. اغراق نخواهد بود، اگر کسی ادعا کند که متأسفانه بیارزشی، آرام آرام جای ارزشها در این جامعه را میگیرد.
دو زن و کودک جاغوری در حالی ربوده میشوند که روزانه دهها و صدها تن از ساکنان گیلان و… مخصوصاً خانمهای محترم این مناطق پشتوننشین برای تداوی، داکتر، شفاخانه و… آزادانه و بیهیچ مزاحمتی به جاغوری رفتوآمد میکنند. آیا ابتداییترین اصول انسانی، حتا حسابگری محض برای منفعت شخصی، اجازهی ربودن دو زن و کودک بیدفاع و بیگناه همسایه، هموطن، همدین و پلوانشریکی را که هیچ ضرری به تو نرسانده، میدهد؟
چرا ما شاهد یک کار جدی، گسترده و پیگیر برای مبارزه با بیارزشی روزافزون از سوی روشنفکران هموطن پشتون نیستیم؟ چرا اینها فریادشان را بلند نمیکنند؟ دیگران که جرأت ندارند حرف بزنند تا مبادا فاشیست، قومپرست، عقبمانده، فتنهانگیز، خاین و… خوانده شوند. اما آیا بدون هیچگونه پابندی به اصول و ارزشهای انسانی، دستیافتن به حیات جمعی پربار، ثبات، آرامش، دوستی و همگرایی ممکن است؟ قطاعالطریقی، آدمربایی، جنگلمنشی، راهزنی و… چه چیزی را میتواند ثابت کند و قرار است ملت را به چه چیزی برساند؟