پس از آنکه ارتش پاکستان بهمناسبت عید فطر حملات خود را در افغانستان تحت حاکمیت طالبان بهگونهی موقت متوقف کرد، ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، خطبهی نماز عید را ایراد کرد و در عیدگاه قندهار نیز سخنرانی داشت؛ سخنرانیای که در بستر تنشهای فزاینده میان حکومت طالبان و پاکستان، حامل پیامهای سیاسی و ایدئولوژیک مهمی بود.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی حکومت طالبان، (پنجشنبه، ۲۸ حوت) نوار صوتی منتسب به رهبر طالبان را منتشر کرد. این در حالی بود که ملا هبتالله آخوندزاده با گذشت بیش از سه هفته از تشدید تنش میان حکومت طالبان و پاکستان، هیچ واکنش علنی نشان نداده بود. همین تأخیر، خود بخشی از الگوی رفتاری او را نشان میدهد: پرهیز از موضعگیری مستقیم، اما ارسال پیامهای غیرمستقیم.
او گفت: «اگر کسی بر ما توپ شلیک میکند، این کار را بکند، بمباران نیز بکنند، هر کاری میخواهند انجام دهند، اما نباید تغییری در ایمان و عقیدهی ما بیاید. ما را نمیتوانند با توپ و طیاره نابود کنند.»
در ادامه، او بدون آنکه نامی از پاکستان ببرد، قدرت نظامی این کشور را با ایالات متحدهی امریکا و اتحاد جماهیر شوروی پیشین که به افغانستان هجوم برده بودند، مقایسه کرد و بر دوام مقاومت طالبان در برابر قدرتهای بزرگ تأکید کرد.
او گفت: «اگر قرار بود که با توپ و طیاره از بین برویم، امریکاییها و شورویها ما را از بین میبردند، اما نتوانستند. این همه از برکت وحدت، اتفاق و برادری ما بود و از برکت اسلام و دین ما بود. اگر به همین دین و اسلام استوار باشید، حتا اگر تمام قدرتهای دنیا هم یکجا شوند، من به شما تضمین میکنم که نمیتوانند به شما ضرر برسانند. نظام شما را از بین ببرند یا عزت شما را خدشهدار کنند.»
این نوع بیان، نشاندهندهی یک الگوی مشخص است: مخاطب روشن است، اما نام برده نمیشود. رهبر طالبان عملا پیام خود را به پاکستان ارسال میکند، اما از ورود به یک تقابل لفظی مستقیم اجتناب میورزد.
چرا ملا هبتالله آخوندزاده، با وجود حملات هوایی و راکتی پاکستان به خاک افغانستان، از نام بردن مستقیم این کشور خودداری میکند؟
بخشی از پاسخ را میتوان در پیشینهی شخصی او جستوجو کرد. او تا پیش از بهقدرت رسیدن دوبارهی طالبان در افغانستان، در پاکستان زندگی میکرد و پس از کشتهشدن ملا اختر محمد منصور در حملهی هوایی امریکا در ایالت بلوچستان، به رهبری طالبان رسید. این پیشینه، پیوندهای پیچیده و چندلایهی او با پاکستان را برجسته میسازد. اما مهمتر از پیشینهی فردی، محاسبهی سیاسی کنونی است:
رهبر طالبان میکوشد از یکسو وارد تقابل مستقیم با پاکستان نشود و از سوی دیگر، دست خود را در قبال تیتیپی نبندد.
تیتیپی: پیوندی که به سادگی گسسته نمیشود
در متن این بحران، مسألهی اصلی «تحریک طالبان پاکستان» (تیتیپی) است؛ گروهی که پیوندهای عمیق ایدئولوژیک، قومی و حتا خویشاوندی با طالبان افغانستان دارد. رهبر طالبان در سخنرانی خود، هرچند نامی از تیتیپی نبرد، اما لحن و محتوای سخنانش نشان میدهد که حاضر نیست این گروه را قربانی روابط با پاکستان کند. او در بخشی از سخنرانی عیدی خود گفت:
«من مجبور هستم. من رهبر این مسلمانان هستم. حتماً آنها را در راه خدا رهبری میکنم. هر وقت ببینم که در کاری مصلحت مسلمانان است، در همان مورد به آنها هدایت میدهم. مسئولیت به گردن من است، من در برابر خدا مسئول هستم. همهی مردم در روز قیامت با امام خود حشر میشوند، امام و رهبرشان جلو میباشد و دیگران بهدنبال او.»
این جملات، بیش از آنکه یک موضعگیری صرف دینی باشد، نوعی اعلام چارچوب تصمیمگیری است؛ به این معنا که در نزد ملا هبتالله، اولویت با آن چیزی است که او «مصلحت مسلمانان» تعریف میکند، نه الزامات روابط بیندولتی. در عمل نیز، طالبان تا کنون به درخواستهای مکرر پاکستان برای مهار یا اقدام علیه تیتیپی پاسخ مثبت ندادهاند. تحریک طالبان پاکستان داعیهی تطبیق «شریعت اسلامی» مشابه نسخهی حکومت طالبان در افغانستان را دارد و در پی ایجاد ساختاری مشابه در پاکستان، بهویژه در ایالت خیبرپختونخوا است.
پیوند طالبان و تیتیپی صرفا ایدئولوژیک نیست، بلکه در میدان جنگ نیز شکل گرفته است. در جریان جنگ با نظام جمهوری و نیروهای ایالات متحدهی امریکا و ناتو، طالبان از توان جنگی تیتیپی بهره گرفتند و در مقابل، بخشی از «غنایم جنگی» را در اختیار آنان قرار دادند. این روند باعث شد که نیروهای تیتیپی در افغانستان تجربه و مهارت نظامی کسب کنند و پس از بازگشت طالبان به قدرت، تمرکز خود را بر جنگ در داخل پاکستان افزایش دهند. در عین حال، نباید فراموش کرد که پس از حملات ۱۱ سپتامبر، این پاکستان بود که به رهبران طالبان پناه داد و زمینهی تداوم شورشگری آنان را فراهم کرد؛ حمایتی که نقش مهمی در بقای طالبان داشت. اکنون، این رابطه وارد مرحلهای از تنش و بازتعریف شده است.
در این میان، پاکستان بارها از طالبان خواسته است که مانع حملات تحریک طالبان پاکستان و متحدان آن به خاک این کشور شوند یا علیه آنان اقدام کنند، اما حکومت طالبان به این درخواست پاسخ مثبت نداده است. در مقابل، طالبان تلاش کردهاند روابط خود را با هند، رقیب دیرینهی پاکستان، تقویت کنند؛ اقدامی که حساسیت اسلامآباد را بیش از پیش افزایش داده است. دهلینو نیز از فرصت تنش میان حکومت طالبان و پاکستان استفاده کرده و با نزدیک شدن به طالبان تلاش دارد سطح تنشها را افزایش دهد. این نزدیکی به حدی رسیده است که خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، طالبان را نیروی «نیابتی» هند خوانده است.
در بیش از سه هفتهای که از آغاز تنش حاد میان دو طرف میگذرد، جنگندههای پاکستانی اهداف متعددی در افغانستان، از جمله کابل و قندهار، را مکرراً هدف قرار دادهاند. در یکی از مرگبارترین این حملات، مرکز درمان معتادان «امید» هدف قرار گرفت و طالبان مدعی شدند که در این حمله دستکم ۴۰۰ غیرنظامی کشتهشدگان و ۲۰۰ نفر دیگر زخمیان شدهاند.
بااینحال، پاکستان بهگونهی مستقیم مقامهای ارشد طالبان را هدف قرار نداد. هرچند یکی از محلهای واحد ویژهی محافظتی رهبر طالبان در شهر قندهار در (شنبه، ۲۳ حوت) هدف قرار گرفت، اما این اقدام بیشتر بهعنوان یک هشدار تلقی میشود؛ هشداری مبنی بر اینکه در صورت لزوم، توانایی هدف قرار دادن رهبران طالبان نیز وجود دارد.
دشمن کوچکتر
به نظر میرسد که اقدام حکومت طالبان علیه تحریک طالبان پاکستان بهدلیل پیوندهای عمیق ایدئولوژیک، برای این گروه دشوار و حتا نزدیک به غیرممکن باشد؛ گروهی که در بازگشت دوبارهی طالبان به قدرت نیز در کنار آنان جنگیده است. در همین چارچوب، سخنرانی رهبر طالبان در قندهار نیز بهگونهی غیرمستقیم این پیام را منتقل میکند که آنان از ادامهی حملات راکتی و هوایی هراسی ندارند و در برابر فشار نظامی، گزینهی عقبنشینی را در پیش نخواهند گرفت.
اینگونه برخورد ایدئولوژیک با گروههای همسو با طالبان، یعنی گروههای اسلامگرا و جهادی منطقهای و جهانی، در میان طالبان سابقه دارد. ملا عمر، بنیانگذار گروه طالبان، پس از حملات ۱۱ سپتامبر، اسامه بن لادن، رهبر وقت شبکهی القاعده را به امریکا نسپرد و حتا سقوط حکومت خود را پذیرفت، اما از قطع رابطه با القاعده خودداری کرد. اکنون، بهنظر میرسد ملا هبتالله آخوندزاده در موقعیتی مشابه قرار گرفته است؛ با این تفاوت که فشار نظامی پاکستان به هیچوجه قابل مقایسه با قدرت ایالات متحدهی امریکا و ناتو نیست. همین موضوع، فضای مانور بیشتری برای بازی دوگانه در اختیار او قرار میدهد.