منبع: دویچ ویله
برگردان: اطلاعات روز
خروج ناتو از افغانستان در سال 2014 روی کشورهای جنوب آسیا تأثیر بهسزایی گذاشته و نظر به گفتههای تحلیلگران، در صورت ناکامی روند آشتی سیاسی در افغانستان، تنشها میان پاکستان و هند نیز افزایش خواهد یافت. اکنون که دوازده سال از حملهی نیروهای ناتو در افغانستان میگذرد، کشورهای عضو این پیمان تصمیم دارند نیروهایشان را تا اواخر سال 2014 از افغانستان خارج سازند. سوالهای زیادی در مورد ناکامی این ملتها در افغانستان مطرحاند.
تحلیلگران میگویند که چهار عنصر اساسی در تعیین آیندهی این کشور جنگزده نقش اساسی ایفا میکنند. این چهار عنصر را تعداد نیروهای خارجی که در افغانستان باقی خواهند ماند، موفقیت گفتوگوها با طالبان، انتخابات ریاست جمهوری آینده و تمایل کشورهای همسایه در مساعدت به روند مصالحه در افغانستان، تشکیل میدهند.
اما همهی آنها با خروج نیروهای نظامی خارجی از افغانستان شروع میشوند. نظر به گزارشی که از سوی کانگرس ایالات متحدهی امریکا به نشر رسیده است، 12000 – 8000 آموزگار نظامی و تعداد نامشخصی از نیروهای ضدتروریسم که اکثریت آنها را امریکاییها تشکیل میدهند بعد از سال 2014 در افغانستان باقی خواهند ماند.
ترس از بازخیز طالبان
مؤید یوسف، یک تحلیلگر آسیای جنوبی که در انستیتوت صلح ایالات متحده کار میکند معتقد است که کشورهای غربی به سرمایهگذاریشان در افغانستان تا زمانی ادامه خواهند داد که مطمئن شوند حکومت کابل به سقوط مواجه نشده و حداقل کنترول کابل و سایر شهرهای مهم را در اختیار دارد. هرچند به دلیل اختلاف در نحوهی برخورد با گروه طالبان، گفتوگوها در مورد پیمان امنیتی بین افغانستان و ایالات متحدهی امریکا که تعداد نیروهای این کشور بعد از سال 2014 در افغانستان را مشخص خواهد کرد، ادامه دارد.
ضمنا به نظر میرسد که وضعیت در افغانستان هرروز بدتر میشود. در گزارش کانگرس ایالات متحدهی امریکا آمده است: «نگرانیها در مورد این که با خروج اکثریت نیروهای خارجی در اواخر سال 2014، طالبان و سایر شورشیها به موفقیتهایی نایل خواهند آمد، افزایش یافته است».
این گزارش در ادامه نوشته است، بعضی از افغانها نسبت به بروز جنگ داخلی اخطار میدهند و ملیشهها را استخدام کرده و به آنها اسلحه توزیع میکنند و تجارت پیشهها در اثر ترس از هرج و مرج و بیثباتی بعد از 2014 در افغانستان، سرمایهیشان را از کشور خارج میسازند.
نظر به گفتههای عمر داوودزوی، از زمانی که نیروهای ناتو مسئولیتهای امنیتی را به نیروهای افغان واگذار کردهاند، تعداد کشتههای پولیس دو برابر شده است. اما حملهی افراطگراهای طالب صرف به نیروهای امنیتی محدود نمیشود. نظر به گزارشی که از سوی سازمان ملل به نشر رسیده، تلفات ملکی در افغانستان در شش ماه اول سال 2013 نظر به دورهی مشابه در سال قبل 23 در صد افزایش یافته است. در این گزارش گفته شده که شورشیان مسئول 74 درصد این تلفاتاند.
دلایلی برای یک فاجعه
رولف تافووان، مدیرا انستیتوت مطالعات تروریسم و پالیسی امنیتی به دویچهوله گفت: «تعداد زیادی از قاچاقبران مواد مخدر وجود دارند که میخواهند با حمله بر نیروهای امنیتی نفوذشان را بیشتر سازند. بدون حمایت ناتو نیروهای افغان توانایی مبارزه با آنها را نخواهند داشت».
مایکل کوگلمن، یک تحلیلگر جنوب آسیا در واشنگتن نیز نظر مشابهی ارائه داده و گفته است: «با توجه به این که نیروهای مسلح افغانستان مسئولیت تأمین امنیت در یکی از ناامنترین مناطق جهان را بر عهده دارند، این نیروها با مشکلاتی چون اعتیاد، بیسوادی و فرار از خدمت مواجهانند و توانایی خوبی در میدان نبرد از خود نشان نمیدهند».
همهی اینها دلایلی برای یک فاجعهاند، فرقی نمیکند که دولت افغانستان و همکاران بینالمللیاش این مسئله را چگونه میپوشانند و هیچگاهی از آن حرفی به میان نمیآورند.
انتخابات تعیین کننده
حساسیت انتخابات پیشرو باعث شده تا تحلیلگران پیوسته این مسئله را مطرح کنند که برای دستیابی به ثبات و صلح دایمی در افغانستان، چگونه میتوان طالبان را هم شامل نظام سیاسی موجود کرد. یوسف، یک تحلیلگر پاکستانی گفت: «هیچکسی در مورد داخل ساختن طالبان در نظام سیاسی صحبت نمیکند. اما سوال اساسی این است که طالبان تحت کدام شرایط به روند سیاسی موجود خواهند پیوست؟ و چه امتیازات و مشوقهایی باید در نظر گرفته شوند که افراطگراهای طالبان را بر سر میز مذاکره بکشاند؟».
نظر به گفتههای تحلیلگران، انتخابات آیندهی ریاست جمهوری در امر گفتوگو با طالبان از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر این انتخابات در موعد تعیین شدهاش برگزار شود، اولین انتقال قدرت سیاسی بعد از حملهی امریکایی در این کشور را رقم خواهد زد.
یوسف در این مورد گفته است: «اگر در جریان این انتخابات تقلب شود یا نتیجهی انتخابات از اعتبار کافی برخوردار نباشد، انتقال قدرت سیاسی در این کشور موفق نخواهد بود». سمروتی پتانیک، یک محقق در انستیتوت مطالعات دفاعی در دهلی جدید گفت: «گروههای قومی مختلف حتا بعد از انتخابات هم از لحاظ سیاسی متحد نخواهند بود و این امر اتحاد سیاسی در این کشور را صدمه میزند. اگر طالبان بر حکومت غلبه کند، اردوی ملی افغانستان نیز بین اقوام مختلف تجزیه خواهد شد و این امر احتمالا آتش جنگ داخلی را شعلهور خواهد ساخت».
یک تاریخنویس و روزنامهنگار به نام ویلیام دالرمپل میگوید: «اکثریت مردم در غرب، نبرد در افغانستان را نبردی میان امریکا و متحدانش در یک طرف و القاعده و طالبان در سمت دیگر میدانند». وی در ادامه میگوید که در حقیقت نیروهای ناتو بین دو جنگ پیچیدهای که قبلا در این کشور وجود داشته، گیر ماندهاند؛ اول، ستیزههای قومی بین اقوام مختلف که از قبل وجود داشته و دوم، تضاد بین دو قدرت هستهای پاکستان و هند.
حکومت طالبان در افغانستان در سالهای 1996 تا 2001 هیچگاه توسط هند به رسمیت شناخته نشد. اما بعد از حملهی امریکا به افغانستان، تغییرات بزرگی در استراتژیهای هند رونما شد که این کشور را به افغانستان خیلی نزدیک ساخت.
دالرمپل در مقالهاش نوشته است: «همین که کرزی به قدرت رسید، هند از فرصت استفاده کرد و تا حد توان نفوذ سیاسی و اقتصادیاش را در افغانستان افزایش داد».
رقابت بر سر نفوذ
تحلیلگران میگویند که ارتش پاکستان پیوسته حضور هند در افغانستان را تهدیدی برای موجودیت پاکستان میدانند و این امر باعث شده است تا آنها فعالیتهای استخباراتی خود را در افغانستان بیشتر سازند و به این فکر که طالبان میتوانند کرزی (دوست هند) را از قدرت خلع کنند، از آنها حمایت میکند.
یوسف، تحلیلگر سیاسی پاکستانی میگوید: «اگر فعالیتهای تروریستی در افغانستان بعد از سال 2014 ادامه یابد، احتمالا این فعالیتها به کشورهای همسایه هم سرایت خواهد کرد و افغانستان به میدانی برای جنگهای نیابتی پاکستان–هند مبدل خواهد شد». امتیاز گل، مدیر مرکز مستقل مطالعات امنیتی در اسلامآباد نیز با وی موافق است. امتیاز گل میگوید که یکدهه رقابت بین این دو کشور برای داشتن نفوذ بیشتر در افغانستان، بیشتر خواهد شد.