منبع: The National Interest Online
برگردان: حمید مهدوی
درجریان سفر رییس جمهور کرزی به پاکستان، رهبران این دو کشور روی مسایل مهمی به بحث و تبادل نظر پرداختند. بعد از به قدرت رسیدن نواز شریف در ماه می، این اولین باری بود که آقای کرزی با وی به عنوان نخستوزیر پاکستان ملاقات میکرد.
اهداف اصلی این دیدار را وصله زدن به روابط سرد کابل و اسلامآباد و رهایی زندانیان طالب از زندانهای پاکستان به منظور از سرگیری گفتوگوهای صلح تشکیل میدادند. با وجودی که غربیها به قدرت رسیدن نواز شریف را به فال نیک گرفتند و پیشبینی میکردند که با به قدرت رسیدن وی صفحهی جدیدی در روابط افغانستان و پاکستان گشوده خواهد شد، اما افغانها از نواز شریف توقعی ندارند.
سوالی مطرح میشود که افغانستان با کدام نواز شریف به توافق خواهد رسید؟ اولی نواز شریفی با سابقهی حمایت از طالبان افغانستان است که برای اصلاح روابط با ارتش قوی در این کشور از ملیشهها در ایالت پنجاب این کشور حمایت کرد. دومی نواز شریفی است که برای کمک به اقتصاد در حال بحران پاکستان در صدد کمک به تأمین ثبات در منطقه و بهبود روابط با کابل است.
نواز شریف چگونه میتواند این تناقض را اصلاح کند؟ در حال حاضر افغانها نسبت به این که تغییری در سیاستهای نواز شریف به میان آمده باشد یا این که وی توانایی تغییر در سیاستهای مداخلهگرایانهی پاکستان در افغانستان را داشته باشد، شک دارند.
احتیاط افغانها در برابر پاکستان ریشه در حقیقتی دارد که نواز شریف از رهبران فرقهای و مجاهدین در برابر دولت دست نشاندهی اتحاد جماهیر شوروی سابق در دههی 1980 در این کشور حمایت کرد. او در تأسیس اتحاد مجاهدین افغانستان قبل از این که آنها قدرت در کابل را در اختیار بگیرند، تأثیرگذار بود. نواز شریف یگانه مقام بلندپایهی خارجی بود که در دوران حکومت مجاهدین در سال 1992 از این کشور دیدار کرد.
پاکستان در دوران دوم نخستوزیری نواز شریف در سال 1992 حکومت طالبان در افغانستان را به رسمیت شناخت. رهبران افغانستان هم میپذیرند که ارگانهای امنیتی پاکستان در تشکیل طالبان و حمایت از آنها نقش اساسی داشتند.
نواز شریف با گرایش طالبانی خود در سال 1998 میخواست که قوانین طالبانی را در پاکستان تطبیق کند. اما از سال 1990 تا اکنون شرایط به شکل بنیادی تغییر کرده است؛ نیروهای تأثیرگذار امنیتی تغییر مکان دادهاند و مهمتر از همه بازیگران جدیدی ظهور کردهاند.
نواز شریف از رویکرد دولتش نسبت به افغانستان کمتر سخن گفته است، مگر این که بگوید که برای افغانستان ثبات میخواهد. احتمالا دولت وی منتظر خواهد ماند تا بعد از خروج نیروهای خارجی در افغانستان و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در این کشور، این کشور به کدام سو خواهد رفت.
نواز شریف مدام بر دیپلماسی اقتصادی در پاکستان و همکاری با کشورهای همسایه در زمینههای تجارت و سرمایهگذاری خارجی تأکید کرده است. اما حکومت نواز شریف باید درک کند که بدون ثبات در منطقه، بهخصوص در افغانستان، تلاشهای این کشور در راستای بهبود وضعیت اقتصادی در پاکستان بیمفهوم خواهد بود.
سیاستمداران پاکستان درک میکنند که تداوم شورشگری در افغانستان تهدید بزرگی برای ثبات داخلی این کشور محسوب میشود و آنها میدانند که اگر بعد از خروج نیروهای خارجی دولت افغانستان با طالبان به توافق نرسد، شورشگری در افغانستان تشدید خواهد شد. نواز شریف در جریان کمپاین انتخاباتی خود نیز از گفتوگو با طالبان حمایت کرده بود. وی به دلیل دیدگاههای سیاسی و مذهبیاش روابط خوبی با طالبان افغانی و پاکستانی دارد.
درجریان انتخابات گذشته، طالبان پاکستانی و سایر گروههای ملیشهای نسبت به نواز شریف حسن نیت نشان دادند و او بدون هیچترسی آزادانه کمپاین انتخاباتی خود را پیش میبرد، در حالی که بر سایر نامزدها حمله میکردند و دهها نفر بیگناه را به قتل میرساندند.
با وجودی که پاکستان تعهد کرده است که افغانستان را در امر گفتوگو با طالبان کمک خواهد کرد؛ اما در عمل دستآورد زیادی ندارد و به همین دلیل کابل و واشنگتن نسبت به انگیزههای پاکستان شک دارند. کرزی پیوسته پاکستان را به همدستی با شورشیان در افغانستان متهم میکند. گفتوگوهای صلح بعد از برافراشته شدن پرچم سفید طالبان بر فراز دفترشان در قطر که خشم حامد کرزی را در پی داشت، به حالت تعلیق در آمدهاند؛ اما اکنون به نظر میرسد که کابل برای از سرگیری گفتوگوهای صلح در عربستان سعودی یا ترکیه آماده است. پاکستان در از سرگیری این روند نقش مهمی ایفا میکند.
این بدان معنا است که پاکستان باید استراتژیهای امنیتی خود بازنگری کرده و استراتژیهایی را که نه تنها نتیجهای برای پاکستان در پی نداشته، بلکه ثبات داخلی این کشور را با خطر مواجه ساخته است، تغییر دهد.
با این وجود، تعهد سیاسی قوی نواز شریف و تصمیم او مبنی بر به عهده گرفتن مسایل امنیتی و خارجی، همه نویدهاییاند که سیاست پاکستان درمورد افغانستان را یک شخص ملکی رقم خواهد زد، سیاستی که اساس آن را نظامیها گذاشتهاند.
باوجودی که بعید به نظر میرسد که ارتش پاکستان به همین سادگی سیاست این کشور در مورد افغانستان را به ملکیها واگذار کند؛ اما وی حداقل روی سیاست عدم مداخله تأکید میکند و سعی میکند که حمایت مردم پاکستان را در مورد یک افغانستان با ثبات جلب کند.
افغانها امیدوار بودند که سفر آقای کرزی به اسلامآباد در روابط این دو کشور تغییراتی را رونما سازد؛ اما چون به نظر نمیرسد که نواز شریف سیاست خارجی کاملا متفاوت را در مورد افغانستان دنبال کند، خیلیها فکر میکنند که در سیاست خارجی حکومت وی هیچتغییری به میان نیامده است.
او احتمالا گرایشهای طالبانی پیشین خود را حفظ کرده باشد. حکومت او اگر گفتوگو با طالبان را از سر بگیرد و بعد احتمالا اگر روند گفتوگوها با طالبان به شکل عادی پیش نرفت، برنامههای احتیاطی خود را به اجرا بگذارد. اما نواز شریف باید درک کند که اگر شورش در افغانستان بعد از 2014 افزایش یابد، احتمال حمایت شورشیهای افغانی از ملیشههای پاکستانی افزایش یافته و این خود ثبات داخلی پاکستان را بهشدت متضرر خواهد ساخت.