نویسنده: جلالالدین آرام
وزارت مهاجرین طالبان از تهیهی «پیشنویس قانون پناهندگی» در افغانستان خبر داده است. یعنی افغانستان از این پس، به قول طالبان، «با درنظرداشت اصول شرعی و اسلامی» پناهنده میپذیرد.
شما این را به هرکسی بگویید، فکر خواهد کرد شوخی میکنید. چرا؟ به این دلیل: فردی را تصور کنید که وطن و زادگاه خود را دوست ندارد و میخواهد ترکش کند. این فرد دلیل و منطق روشنی هم برای این کار ندارد. وطنش آزاد است، آباد است و برای یک زندگی امن و مرفه هزار خوبی و فرصت و مزیت دارد. اما این فرد همهی این چیزها را پشت سر میگذارد و در کشوری دیگر پناه میجوید. میدانید که تعریف پناهجو این نیست. پناهجو به کسی گفته میشود که در وطن خود چنان از جهات گوناگون زیر فشار کوبنده و فرساینده است (از نظر امنیتی، سیاسی، اعتقادی، اقتصادی، تعلق گروهی و…) که چارهی دیگری ندارد جز آن که آن وطن را ترک کند و در کشوری دیگر پناه بجوید.
حال، چه کسی کجا را ترک میکند تا در افغانستان پناهنده شود؟ در جهان کشوری بیابید که شهروندانش از فشارها و آزارهایی که در ملک خود میبینند به تنگ آمده باشند و با خود بگویند: «از اینجا باید رفت. باید به افغانستان رفت.»
هیچکس در این روزگار نیست که نداند در افغانستان وضعیت چیست. حداقل در میان کسانی که بخواهند به افغانستان پناهنده شوند، کسی پیدا نخواهد شد که چهار کلمه در مورد این کشور نخواند و در بیخبری مطلق راهی این کشور شود. هر کسی که در این عصر اسم افغانستان را شنیده باشد، آن را همراه با کلماتی چون تروریسم، ناامنی، کشتار، انفجار، انتحار، آشوب و مواد مخدر شنیده است. چه کسی میخواهد به کشوری پناهنده شود و خانوادهی خود را به سرزمینی ببرد که در آن شغل نباشد، آزادی نباشد، امنیت نباشد و تحصیل نباشد، اما خشونت و بیقانونی و بیثباتی فراوان باشد؟
چرا طالبان قانون پناهندگی میسازند؟
بعید است که طالبان ندانند که آدمهای نرمال -با هوش معمولی- به افغانستان تحت حاکمیت طالبان پناهنده نخواهند شد. این نیز بعید است که طالبان گمان کنند افغانستان در آیندهای نزدیک مقصد پناهجویان عادی از ممالک دیگر شود. پس چرا قانونی برای پناهندگی میسازند؟ پاسخ این سوال تقریبا روشن است: هر کشوری، با هر وضعیتی، حق دارد پناهنده بپذیرد و قانونی در این زمینه داشته باشد. طالبان از همین امکان استفاده میکنند تا راه را برای ورود صدها و هزاران افراطی مسلمان از کشورهای دیگر (که بتوانند بازوی نظامی طالبان شوند) هموار کنند.
درست است که افراد عادیای که در پی زندگی بهتری هستند، به افغانستان پناهنده نخواهند شد. اما تروریستان و افراطیانی که یا به خاطر ایمان ایدئولوژیک خود به طالبانیسم یا به دلیل جا نداشتن در هیچ کشور دیگری دنبال یک «پناه» هستند، قطعا افغانستان را جای مناسبی برای پناهندگی خواهند دانست. این افراد در پی آزادی و امنیت و رفاه و تحصیل و زندگی بهتر نیستند؛ دنبال مکانی هستند که به خشونت، ترور، بیقانونی، زورگویی و افراطیگری مجال واسعی بدهند. افغانستان امروز چنان مکانی است.
وقتی قانون پناهندگی مذکور اجرا شود (مطابق اصول شرعی و اسلامی)، همهی تروریستان وابسته به سازمانهایی چون تحریک طالبان پاکستان و گروههای افراطی دیگر منطقه و جهان در افغانستان وضعیت «پناهنده» خواهند یافت. قدم بعدی، اعطای قانونی شهروندی به این «پناهندگان» و خانوادههایشان است و انتقال آنان به مناطقی از افغانستان که قرار است با ترکیب جمعیتی جدیدی تنظیم شوند.
کاملا روشن است که طرح چنین قانونی (در حالی که خود افغانستان هنوز قانون اساسی ندارد) یک طرح عملیاتی برای تنظیم رابطهی طالبان با افراد و گروههای افراطی منطقه -مخصوصا گروههای تروریستی فعال در خاک پاکستان- است. وگرنه، چنان که گفته شد، خود شهروندان افغانستان شبوروز در پی خروج از افغانستان طالبانی هستند. این شهروندان بیشتر از هر کس دیگری در جهان افغانستان را دوست دارند، اما با دلی پرخون و چشمان اشکبار راهی در افق میجویند تا از این وطن دردخیز و تاریک دور شوند. در چنین وضعی، چهگونه است که هیچ آدم عقلدرست دیگری در جهان پیدا شود که بخواهد در افغانستان پناهنده شود؟ آن کس که در افغانستان پناه میجوید یا همفکر طالبان است یا هیچ جای دیگری برای فرار از دست قانون کشور خود یا کشورهای نرمال دیگر ندارد. در هردو حالت، چنان افرادی به طالبان نیاز دارند و طالبان به آنان. این قانون برای همین گروه است.