وقتی آمار تلفات مراسم بچه بازی در بغلان به مراتب بالاتر از آمار کشته شده گان جنگ در وردوج و قندوز و هلمند و کنر است باید کمی در این مورد با احتیاط تر نوشته کنم.
یعنی اینطور بنویسم که چند بزرگوار لطف کردند و در یک مراسم عروسی بچه بازی کردند، سر بچه بازی با هم درگیر شدند و سپس زحمت کشیدند و دست به سلاح و فیرکانی کردند و با رشادت کامل سی چهل نفری از برادران شجاع بچه باز را آنطرف دنیا شوت کردند تا با غُلمان های بهشتی کمی مصروف شوند. حالا یک عدد بچه ای که سرش کُشت و کشتار به راه افتاده بود معلوم نیست کجاست و چی میکند و با کدام قوماندان مصروف است اما در هر صورت فعلا تبدیل شده به بچۀ فلمهای سال خالییوود از آثار گرانبهای بچه بازان افغانستان.
اگر وزیر اطلاعات و فرهنگ را بگویند که چرا جلوی این بساط بچه بازی را نمیگیری؛ به احتمال زیاد خواهد گفت که: بچه بازی یکی از فرهنگ های کهن و ریشه دار این سرزمین است که فیروز قندوزی نام و نوای دیگری در ریشه دار ساختن این فرهنگ داشته است.
برای وزیر دفاع و وزیر داخله هم این کشتار یک زنگ تفریح شده و برای طالبان و داعش و یک لشکر تروریست دیگر هم تبدیل شده به فکاهی های روز سیاست.
سازمان حقوق بشر افغانستان هم که قبلا از توسعۀ بچه بازی در افغانستان هشدار داده بود ولی از آنجایی که برخی مقامات محلی خودشان بچه باز بودند این اطلاعیه و اعلامیه و هشدار نامه را پاره کردند و حتی بدرد سازمان حقوق بشر هم نخورد و هیچ جایی را هم نگرفت.
حالا من از هموطنان عزیز ، شجاع و بچه پرور و بچه باز و بچه دوست و بچه یار کشور خواهشمندم که لطف کنند در زمان رشد و انکشاف این گونه فعالیت ها و استعدادهایشان دست به خشونت نزنند و سعی کنند در کنار هم با صمیمت و همدلی بیشتر در آغوش هم بلولند تا اینقدر حضرت عزرائیل را در هر مرگ و میری زحمت ندهند؛ با تاسف فراوان از دست شما که دیواری هم در این کشور نمانده که بر اساس حکم الهی سر شما دیوار را چپه کنند.