بهره گیری از فرصتهای پیش آمده :
اول ) با آنچه در پاکستان جریان دارد؛ یعنی حضور عریان رهبری طالب زیر چتر “آی اس آی” موقف اخلاقی ، سیاسی و جهانی افغانستان را تحکیم میبخشد. ادعای برحق ما که دشمن دولت چند تا روستایی جنوب و شرق نه بلکه اردوی پاکستان است حالا با ثبوت هویدا گردیده است.
دوم ) چند پارچگی در میان طالبان فرصت خوب برای عملیاتهای نظامی، اقدامات نفوذی و پیام رسانی به مقیاس بزرگ است. شماری به این عقیده اند گه چند دستهگی طالبان ممکن جنگ و صلح را چند پارچه بسازد. نخیر. حالا افغانستان دارای یک دولت و نهادهای امنیتی است. دشمن هر قدر که پارچه شود به نفع ماست.
سوم ) زیر کنترول آوردن روند مذاکره. حد اقل تا حال اگر طرفین مذاکره افغانی بوده اند اما این روند زیر سلطه کامل “آی اس آی ” بوده است. نیاز است که دولت افغانستان اکتفا به گام بعدی از طرف پاکستان نکرده و با هر پارچه و جناح طالب وارد مذاکره گردد. البته این کار از طرف “آی اس آی” سبوتاژ خواهد گردید زیرا هنوز تقسیم و توزیع منابع پولی و تسلیحاتی دراختیار پاکستانیهاست. اما به یقین طرف افغانستان دستاوردهایی خواهد داشت.
چهارم) دولت افغانستان نباید زیر هیچ فشار و شرط به روند مذاکرات عنوان “دیالوگ بین الافغانی” بدهد. این دیالوگ باید بین دولت و دشمن دولت که طالب و پاکستان است باید صورت بگیرد. پذیرفتن روند به عنوان بین الافغانی معنایش این خواهد بود که ما تا اکنون دخیل در جنگ داخلی و قومی بودهایم و حالا پاکستان افغانها را آشتی میدهد. این تکتیک زهراگین را باید به زباله دانی تاریخ انداخت.
پنجم ) دشمن در درون خودش دچار بحران مشروعیت و رهبری شده است. ازین فرصت بزرگ باید استفاده بزرگ نمود.
تبصره : سکوت، بی ابتکاری و عدم اقدام دولت افغانستان معمای ملی ایجاد کرده است. چرا؟ بیدار شوید.