ساختارهای سرطانی و آسیب رسان در روابط پاکستان با افغانستان :
ایجاد پاکستان به عنوان کشور بیشتر یک طرح امنیتی بزرگ بوده تا آسایشگاه مسلمانهای نیم قاره. فریب کوچک و بزرگ عناصر تهدابی این طرح بود و هست. محمد علی جناح نماز یاد نداشت، حج نرفته بود، به شراب سرخ علاقه داشت، هیچ یک از سورههای نماز را یاد نداشت، تعلق به مذهب اسماعلیه داشت عمیقا سکولار بود ولی حالا پاکستان از او به عنوان بانی بزرگترین کشور سنی مذهب در دنیا تجلیل مینماید. طرح اصلی این بود که پاکستان باید به هند آنزمان که فکر میشد تمایل به سوسیالیزم دارد درد سر ایجاد میکرد، پایگاه آزار رسانی به شوروی سابق میبود، ساختارهای امنیتیاش را باید غرب میساخت و اداره میکرد و در وقت بحرانهای بزرگ زمین، هوا و آبهایش باید درخدمت ناتو قرار میگرفت. درین محاسبه که به اساس آن پاکستان ایجاد گردید افغانستان جایگاه یک قربانی و مظلوم را داشت. از آنزمان تاحال هر شخصیتی که در پاکستان به مسند قدرت تکیه زده داستان بزرگ را که من کوتاه نوشتم تغییر نداده است. این داستان شخصیتها و قهرمانهایش اشخاص نه بلکه مجموعههای نظامی، اقتصادی، اداری، سیاسی، اجتماعی است که با ریشه زایش خود بریده نمیتوانند. پس مرگ حمید گلها مفهوم ندارد. باید در انتظار مرگ داستان بود، باد در انتظار تغییر داستان بود و باید در انتظار تغیر کرکترهای داستان بود. یعنی دل تنگی.