چُف بر استقلال!

هادی دریابی

از استقلال کشور طی دو روز تجلیل به‌عمل آمد. وی علت این کار را سنگینی خوشحالی ناشی از استقلال دانست و گفت: 96 سال است که ما استقلال خویش را گرفته‌ایم. 96 سال قبل جهانیان به ما می‌گفتند که این‌ها به استقلال نمی‌فهمند، اما بزرگان و حکام مملکت ما به خوبی ثابت کردند که “جهانیان شوند هرکه در او غش باشد”. اگر از 95 سال گذشته هم بگذریم و همین یک‌سال آخر را بررسی کنیم، چه‌چیزی خواهیم یافت؟ او سپس در حالی‌که از یادش رفته بود چه گفته، شروع کرد به تمجید کردن از نیروهای امنیتی کشور. وی گفت این روز در حقیقت روز سپاس‌گزاری از نیروهای امنیتی است. این نیروهای امنیتی است که از جان و زندگی خویش مایه می‌گذارند تا اولاد وطن خوب زندگی کنند. باید از این مردم سپاس‌گزار باشیم و پلان صد‌سال اول زندگی ما همین باشد که این سپاس‌گزاری را نهادینه بسازیم…

در همین حال شماری از مقامات حکومت آن‌قدر مصروف قدردانی از استقلال افغانستان بودند که هیچ نمی‌فهمیدند چه می‌گویند. یکی از آن‌ها که کمپل سفید دور پایش پیچیده بود گفت: چندسال قبل مردم می‌گفت که با رفتن خارجی‌ها وضعیت امنیتی افغانستان خراب خواهد شد اما ما پروسه‌ی انتقال را کامل کردیم و شما امروز شاهد وضعیت امنیتی هستید. امنیت به قدری خوب است که حتی معاون اول ریاست جمهوری به جنگ طالبان و تروریستان رفته!

وی در بخش دیگری از سخنانش که بعد از یک وقفه تجارتی برگزار شد، گفت: انتحاری؟ انفجار؟ این‌ها نشانه‌های از مخالفت با سرمایه‌‌گذاری خارجی اند و هیچ ربطی به خوبی یا خرابی امنیت افغانستان ندارد. امنیت خوب است، لطفاً زیاد برای پاسپورت گرفتن تلاش نکنید.

در همین حال چشم وی به امرخیل افتاد که گفته بود جنرال دوستم برای نسل‌کشی به شمال کشور رفته. وی فوراً چشمش را از امرخیل برداشت تا روند ملی و دموکراتیک تجلیل از استقلال کشور گوسفند‌بویک نشود. اما اوی بعدها اذعان نمود که حضور او در روز اول جشن مایه‌ی دل‌سردی من از جشن شد و به‌همین خاطر هیچ‌سخنی در آن روز نراندم. مجبور شدم به دور دوم بکشانم، در روز دوم همه که دیدم حضور دارد، قسم خوردم که این‌بار پیروز شوم و نگذارم او هم‌چنان برمن غلبه کند و من به دور بعدی بکشانم. از همین‌رو مدام تاکید کردم که مردم و دولت باید سپاس‌گزاری از نیروهای امنیتی را نهادینه کنند تا این قشر، به خوبی علیه تروریستان مبارزه کند.

وی در بخش دیگر از سخنانش گفت نشانه‌های خوبی در صفوف امنیتی دیده می‌شود، اما با تلاش‌های مکرر نفهمیدیم که وی منظورش چه بوده؟ تا این‌که به ما الهام شد که وی گفته جلب و جذب در صفوف اردو 9 فیصد افزایش دارد. اما هرچه تلاش کردیم نفهمیدیم که فیصدی ترک خدمت در صفوف اردو چند است؟ خوب نیست این حرف‌ها را مطرح کنم اما واقعیت این است که بزرگان ما در دنیای خیالی کیف و حال شان را می‌کنند و مردم در دنیای واقعی، مدام تاوان پس می‌دهند. مثلاً به‌طور د مثال، اشرف غنی می‌گوید که امنیت خوب است، جشن استقلال را باید با مردم شریک باشد، در تالار ارگ یا محوطه‌ی وزارت دفاع برگزار می‌کند. هیچ‌وقتی از حملات انتحاری هم آسیب نخواهد دید، اما مردم که نه جرئت برپایی جشن استقلال را دارد و نه توانایی‌ آن‌را، هم‌چنان قربانیان دسته‌ اول حملات انتحاری و انفجاری اند. یا به‌طور مثال دیگر، از بس استقلال ما واقعی است، حاضریم دو روز به تجلیل آن مصروف شویم، یک روز کم است. اما جوراب ما چینایی، آرد خمیر و نان ما ازبکستانی، تیل و گاز ما ایرانی، سوزن ما پاکستانی و قیماق لیلی‌ هم پاکستانی. البته با این تفاوت که مال مقامات بلندپایه، از خارج می‌آیند.

حالا کاری به دنیالی خیالی و زندگی آسوده‌ی مقامات نداریم، نوش جان شان! اما یک‌جای کار و سخنان رییس جمهور اشکال دارد. وی گفته که سپاس‌گزاری از نیروهای امنیتی را نهادینه کنیم، قبول! اما چه کاری باید با مقاماتی بکنیم که از هر طالبی طالب‌ترند؟ چه کاری به استراتژیست‌های بکنیم که به‌جای در نطفه خفه‌کردن جنگ، آن‌را از جنوب به شمال یا از شرق به غرب انتقال می‌دهند؟ چه کاری با وکلای بکنیم که پایه‌های دار شان برای اعدام کردن مخالفان طالبان آماده اند؟ چه کاری با مشاورانی بکنیم که ناامنی را بهترین زمینه برای استحکام پایه‌های قدرت قبیلوی می‌دانند؟ چه کاری بالآخره با رییس جمهور و رییس اجرایی بکنیم که تمام این مقامات و این وکلا و مشاورین را می‌شناسند و هیچ‌کاری نمی‌توانند بکنند؟ چه کاری با رییس جمهور و مقاماتی بکنیم که حملات انتحاری شاه‌شهید و اکادمی پولیس در افشار را مخالفت با سرمایه‌گذاری خارجی می‌خوانند نه خرابی اوضاع امنیتی؟ به نظر من هیچ‌کاری شدنی نیست، این‌جا حتی ساختار جامعه سیاسی است چه رسد به تشکیلات حکومت! به نظر من بسوزیم و بسازیم، این‌گونه بوی سوختگی هم قابل تحمل می‌شود! یک چُف بلاگردان هم بر استقلال بفرستید!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه