اين همه تقلا براي اسلام در يك كشور اسلامي، و همراستا كردن آن با يك خواست مدني-سياسي كه مخالفين مشخص دارد، معنای جز استفاده رياكارانه از اسلام براي مرعوب ساختن مخالفين نميتواند داشته باشد.
برگذار كنندگان اين راهپيماييها آگاهانه دارند كارت خشن ديني را براي دستيافتن به يك خواست سياسي بازي ميكنند. اين سنت نامبارك و ضد تسامح، در شكل كنونياش، نتيجهي اسلامگرايي عصر جهاد است و به شهادت تاريخ جز خلق ادبيات قطبيِ غيرمدني و نامتساهل حاصلي براي فرهنگ سياسي اين كشور نداشته است.
عيب اين اسلامگرايي كه دامن اكثر پشتونها را گرفته در اين است كه جنبشهاي مردمي را به گونهاي شكل ميدهد كه به آساني تندروترين عناصر اختيارش را به دست بگيرد.
يون و اميرخيل بجز خلق عطش قبيلهاي براي تصاحب قدرت، هيچ نعمت دگري براي سياستِ پشتونها و افغانستان در آستين ندارد. اما متاسفانه كماكان به خاطر دسترسي به نبض مردم، جريان ساز اصلي سياست پشتونها شدهاند. اين قبيلهگرايي بوجود آورنده فرهنگ سياسي است كه از آن فقط زورگويي و ميل به انحصار با تقلاي رياكارانه براي دين بيرون ميشود.