یکی در خبرگزاری مامای خود نوشته که هشتاد و چهار درصد مردم افغانستان خواهان درج کلمات اسلام و افغان در شناسنامههای جدید هستند. از آن سو، طرف مقابل ادعا میکند که نود درصد مردم مخالف ذکر شدن این کلمات در شناسنامههای جدید اند.
اکنون، ممکن است یک پژوهشگر خارجی به این آمارها نگاه کند و بعد احساس کند که بر فرق سرش یک چیز سخت استخوانی در حال رشد کردن است و تا پیش داکتر برسد یک شاخ کامل بر سرش روییده باشد. اما در واقع این آمارها هیچ مشکلی ندارند. مگر نه این است که پژوهشگران و آمارسنجان باید با مردم مصاحبه کنند؟ خوب، رفته اند با مردم مصاحبه کرده اند و مردم هم، بسته به این که مصاحبه کننده به چه علاقهمند باشد، جواب داده اند. در این مورد خاص، یعنی مورد شناسنامه، من مطمئنام که صد درصد ِمردم با درج کلمات افغان و اسلام در تذکره موافق بوده اند. این که حالا میگویند هشتاد و چهار درصد موافق بوده اند، به این خاطر است که پژوهشگر با انصاف بوده و دلاش نمیخواسته که دل مخالفین را به کلی بشکند. فکر کرده که اگر شانزده درصد رایهای موافق را به زبالهدانی تاریخ بسپارد، در اصل پژوهش دموکراتیک خللی وارد نمیشود. از نظر علمی، قاعده همان ۵۱ و ۴۹ است. یعنی اگر آدم یک تحقیق علمی در این مورد بکند که مثلا امروز هوا گرم است یا نیست، هر طرف که پنجاه به علاوهی یک رای را ببرد، قضاوت همان طرف معتبر و برندهی پژوهش است.
اگر میپرسید چه طور امکان دارد همان مردمی که هشتاد و چهار درصد موافق درج کلمات مذکور در شناسنامههای جدید اند، نود درصد مخالف آن نیز باشند؟ از نظر علمی، در کشور ما این امکان دارد. مگر همین ما نیستیم که عقیده داریم اشرف غنی بدترین رییسجمهور در تاریخ افغانستان است اما از تمام رییسجمهورهای گذشته یک کمی بهتر است؟ ما نیستیم که میگوییم هیچجا وطن آدم نمیشود و خاک وطن را باید در چشم کشید، ولی ایکاش یکی بمبی سر این وطن میانداخت که از دستاش راحت میشدیم؟ همین ماییم که همهی این اطلاعات سرسام آور را به نظرسنجان و پژوهشگران میدهیم و آمارشان را میآماسانیم. بعد، آن بیچارهها که رفتند هرهر میخندیم. البته از حق نگذریم پژوهشگران ما هم کار خوبی نمیکنند. تفنگچه حمل میکنند و به قرآن کریم سوگند میدهند و هی میگویند که بعضی آدمها در گذشته همکاری نمیکرده اند و فعلا در نزد خدای خود روزی میخورند و بازگشت همه به سوی اوست، هرچند که زمان بازگشت را هیچ کسی نمیداند و بستهگی به این دارد که افراد تا کجا به علم و تفنگچه و کتاب مقدس احترام میگزارند.