این گرگ سالها است که با گله آشنا است
از یاداشتهای آقای رویش در روزنامه جامعه باز، پیدا است که آقای کرزی در انتخابات گذشته بی طرف نبوده است، از سرمایه و امکانات مردم به سود نامزد مورد نظرش استفاده کرده است، و با این کارش بر قوانین افغانستان و سوگندی که به پیشگاه مردم یاد کرده بود، پا گذاشته است.
اینک فرماندهِ پولیس لوگر هم ادعا کرده است که آقای کرزی به صورت کتبی و رسمی به نیرویهای امنیتی دستور داده بوده تا بر علیه یکی از پایگاههای فعال و مهم تروریستان خارجی و داخلی، عملیات نکنند، و بگذارند تا آنها با آرامش و آسودگی به تباه کردن مردم و کشور ادامه بدهند.
کشورهای آبرومند زیادی را نمیتوان در جهان امروز یافت که رییس جمهور سابقاش بعد از زیر پا گذاشتن قوانین کشور، و یاری رساندن مستقیم به دشمن، نه تنها مورد بازپرسی قرار نمیگیرد که تازه، چپ و راست به دولت و ملت، مشوره و رهنمایی پیشکش میکند. بازپرسی از کرزی به اتهام خیانت ملی یک ضرورت و مصلحت عمومی است، البته اگر اندک امیدی برای افغانستان باقی مانده باشد.
وقتی آدم به کارهای کرزی و موقعیت فعلیاش میاندیشد، به یاد وضعیتی میافتد که در آن گرگها، برای گوسفندان دریده شده، فاتحه میخوانند. در چنان وضعیتی، اولین قربانی، امید است. اگر به تاریکی رو آورید، دریده میشوید، و اگر به روشنایی رو آورید، با درندگان فاتحه خوان روبهرو میشوید. این برادر «نا اهل»، این کرزی، «این گرگ سالها است که با گله آشنا است». اما او متاسفانه در افغانستان بابا است.