ارواح گوانتانامو آینده افغانستان را شبح زده کرده است

حمید مهدوی
حمید مهدوی
عبدالحمید مهدوی متولد ۱۳۶۷ خورشیدی و فارغ التحصیل دانشکده اقتصاد دانشگاه کابل از بهار ۱۳۹۲ به عنوان مترجم در روزنامه اطلاعات روز کار می‌کند.

[su_label]منبع: د نشنل/کریس سندز و فضل امین الله قاضی‌زی[/su_label] +
[su_label]ترجمه: حمید مهدوی[/su_label]


وقتی احمد خندان بعد از رهایی از بازداشتگاه امریکا در خلیج گوانتانامو در کیوبا به افغانستان بازگشت، به سختی اعضای خانواده‌اش را شناخت. او اکنون پسر جوانی به‌نام بلال داشت که هرگز ندیده بود و قادر، بردارش، ریش کشیده بود. مادر و خواهرش هردو در جریان سال‌های مداخله امریکا در افغانستان مرده بودند و او معتقد بود که «دلیل آن غم و اندوه» ناشی از مصیبت بوده است. او به نشنل گفت: «من خوشحالی آزادی را احساس نکردم». پس از حمله یازدهم سپتامبر و تهاجم به رهبری امریکا در ماه اکتوبر 2001 به افغانستان، ایالات متحده انتقال زندانیان به زندان گوانتامو را در ماه جنوری 2002 آغاز کرد. آن‌ها به‌عنوان «جنگ‌جویان دشمن» طبقه‌بندی شده و در ابتدا هرگونه محافظت تحت کنوانسیون جنوا را رد کردند.
از آن زمان تاکنون به‌صورت مجموعی حدود 220 افغان در آن‌جا نگهداری شده‌اند که بیشترین تعداد زندانیان از هر کشور را تشکیل می‌دهد. در حالی که اکثریت زندانیان آزاد شده‌اند، این اردوگاه هنوز باز است و هم‌چنان بر جنگ در افغانستان اثر می‌گذارد و بر میدان نبرد و میز گفت‌وگوها سایه می‌افگند.
در ماه می‌2014، تروریستان شبکه حقانی یک سرباز اسیر امریکایی، بوو بریگدال، را در بدل پنج زندانی طالبان که در زندان گوانتانامو نگهداری می‌شدند، آزاد کردند. این پنج مرد به قطر انتقال داده شدند؛ جایی‌که آن‌ها به‌عنوان شرط آزادی شان به ماندن در آن‌جا برای یک سال ملزم بودند. محدودیت سفر آن‌ها بعداً به دلیل تداوم گفت‌وگوها در مورد آینده آن‌ها، تمدید شد. دیگر زندانیان پیشین به همکاران کلان شاخه داعش در افغانستان تبدیل شده‌اند. یکی از آن‌ها؛ ملا عبدالرئوف، سال گذشته قبل از کشته شدنش در نتیجه‌ی یک حمله هواپیمای بدون سرنشین در ولایت جنوبی هلمند، به این گروه اعلام وفاداری کرده بود. دومی، عبدالرحیم مسلم دوست، از خلافت خودخوانده دولت اسلامی حمایت کرده است.
اما گذشته از نمونه‌های برجسته‌تر تاثیر مداوم گوانتانامو بر افغانستان، این اردوگاه هم‌چنین بسیاری از زندانیان پیشین کم‌تر شناخته شده را نیز شبح‌زده می‌سازد و از خود زخم‌های روانی برجای می‌گذارد که آن‌ها می‌گویند هرگز التیام نخواهد یافت. برای این مردان، گوانتانامو سمبول سوء استفاده امریکایی‌ها از قدرت است و جنگ جاری ثبوتی است که بودن آن به بنیادگرایی در این کشور دامن زده است.
خندان در جمله‌ی تعداد اندکی از زندانیان پیشین و فعالان جامعه مدنی بود که ماه گذشته با راه‌اندازی تظاهرات در برابر سفارت امریکا در کابل خواهان مسدود شدن زندان گوانتانامو شدند. وی گفت: «اعضای مهم گروه طالبان در معامله‌ای آزاد شدند و اکنون در قطر هستند.» «اما ضعیفان و بی‌گناهان هنوز در زندان هستند».
باراک اوباما، رییس جمهور امریکا در اوایل سال 2009 دستوری را مبنی بر مسدود کردن زندان گوانتانامو در مدت یک سال امضا کرد. باورها بر آن است که او با وجودی که با مخالفت کانگرس مواجه شده است، هنوز می‌خواهد قبل از ترک کردن قدرت در ماه جنوری سال آینده، این اردوگاه را ببندد. از زمانی که زندان گوانتانامو برای نخستین بار ایجاد شد، 779 زندانی در آن‌جا نگهداری شده‌اند. از جمله 92 زندانی‌ای که هنوز آن‌جاست، 8 تن آن‌ها افغان هستند.
نظر به اسناد حکومت ایالات متحده، خندان در ماه سپتامبر 2002 در ولایت خوست، در شرق افغانستان، بازداشت شد. او قبل از این‌که سرانجام در 6 فبروری 2013 به زندان گوانتانامو فرستاده شود، به زندان بگرام انتقال داده شده بود. به او سریال نمبر بین‌المللی 831 داده شده بود.
ایالات متحده خندان را به‌عنوان زندانی‌ای با «ارزش استخباراتی متوسط» ارزیابی کرد که با یک «سلول ساخت بمب» محلی القاعده و طالبان ارتباط داشت. بخشی از شواهدی که علیه او استفاده شد این است که او در شفاخانه‌ای که توسط حزب اسلامی در جریان جنگ علیه شوروی‌ها و متحدین افغان‌ها اداره می‌شد، کار کرده است – جنبشی که واشنگتن از آن حمایت می‌کرد.
خندان هرگونه همکاری با تروریسم یا ستیزه‌جویی پس از سال 2001 را رد کرد و سرانجام در 11 اکتوبر 2006 دوباره به افغانستان انتقال داده شد.
او پس از بازگشت به خانه‌اش در خوست، یک مکتب خصوصی افتتاح کرد تا جاگزین دواخانه‌ی خانواده‌اش شود که در نبود او سقوط کرده بود. اما او به نشنل گفت که به‌زودی بار دیگر توسط نیروهای امریکایی بازداشت شد و دوباره به بگرام برده شد؛ جایی که او تا ماه فبروری 2014، چندین سال نگهداری شد.
در جریان این مدت، او با مرگ همسرش بار دیگر در سوگ نشست. او باز هم خودش را سرزنش کرد که مخمصه باعث شده بود که وضعیت صحی همسرش رو به خرابی برود. وی گفت که او تقریباً چهل ساله بود و «به‌خاطر من مرد».
خندان که باید به هفت کودک غذا بدهد، اخیراً دوباره ازدواج کرد و هنوز تقلا می‌کند تا دوباره زندگی‌اش را سر و سامان بدهد. اسناد ایالات متحده در مورد بازداشت بودن او در گوانتانامو او را به‌نام خندان قدیر خوشحال می‌شناسد که در 1 جنوری 1969 متولد شده است. در این اسناد گفته شده است که او به هیئتی که پرونده‌ی او را بازبینی می‌کرد، حملات یازدهم سپتامبر را محکوم کرده است. او گفته است: «کودکان یتیم شدند و من طوری احساس می‌کنم که گویا کودکان خودم یتیم شده باشند». بازداشتی‌های پیشینی که ماه گذشته در برابر سفارت امریکا تظاهرات می‌کردند هم‌چنین خواستند آزار و اذیت‌ها در زندان بگرام، در شمال کابل، را برجسته کنند؛ جایی‌که دو افغان در سال 2002 در اسارت امریکایی‌ها کشته شدند.
زندان بگرام اکنون تحت کنترل حکومت افغانستان است، اما رفتار با بازداشتی‌ها در آن‌جا هنوز جنجال برانگیز است. اشرف غنی، رییس جمهور افغانستان، اخیراً فرمانی را صادر کرد که اجازه می‌دهد تروریست‌های مظنون بدون محاکمه برای مدت نامشخصی در بازداشتگاه بمانند. با این حال، طالبان هم‌چنان خواستار آزادی زندانیان نامشخص به‌عنوان یک اقدام اعتمادسازی، قبل از هرگونه گفت‌وگوهای معنادار، هستند. شریف الله شیرزاد در ماه جنوری 2003 بازدشت شده بود و قبل از این که سرانجام در ماه دسامبر 2009 آزاد شود، در بگرام و گوانتانامو نگهداری شده بود. او که در جریان این تظاهرات صحبت می‌کرد، گفت که وقتی شنید که به زودی آزاد می‌شود، خشمیگن و حیرت زده شده بود. «از آن‌ها پرسیدم پس هفت سال گذشته چه می‌شود؟ چرا من را دستگیر کردید؟ آن‌ها گفتند که ما نمی‌دانیم اما می‌دانیم که تو بی‌گناهی می‌توانی به خانه‌ات برگردی».

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه