[su_label]سالون/ آلفرد دبلیو مک کوی[/su_label]
[su_label]ترجمه: معصومه عرفانی[/su_label]
بخش سوم و پایانی
طرح اوباما، حمله به شبهنظامیان و نادیدهگرفتن کشت تریاک، خیلی زود دچار شکست قابلپیشبینی شد. درآمد حاصل از مزارع تریاک هر ساله بودجهی حملات شورشیان را در فصل مبارزات تامین میکرد. براساس گزارش «نیویورک تایمز»، در پایان سال 2012، شورشیان «از بزرگترین حملهی ائتلاف به رهبری آمریکا جان سالم به در بردند». درمیان عقبنشینی سریع نیروهای ائتلاف برای هماهنگشدن با برنامهی زمانی اوباما تا ماه دسامبر سال 2014 با هدف «پایاندادن» به عملیات جنگی آمریکا، کاهش حملات هوایی بیش از همه فرصتی برای طالبان فراهم ساخت تا حملاتی بزرگ را در شمال، شمالشرقی و جنوب کشور راهاندازی کرده و تعداد بیسابقهای از نیروهای ارتش و پولیس افغانستان را به قتل برسانند.
در آن زمان، بازرس ویژهی ایالات متحده برای افغانستان، جان ساپکو، توضیح روشنی دررابطه با دلیل بقای طالبان ارائه کرد. او چنین نتیجهگیری کرده بود که علیرغم هزینههای سرسامآوری درحدود 7.6 میلیارد دالر برای برنامههای «ریشهکنساختن موادمخدر» در طی دههی گذشته، «ما با هر مقیاسی که حساب کنیم شکست خوردهایم. کشت و تولید همچنان در سطح بالایی وجود دارند و ممنوعیت و ریشهکنساختن به کندی پیش میرود، حمایتهای مالی شورشیان افزایش یافته، و اعتیاد و سوءاستفاده در سطح بیسابقهای در افغانستان وجود دارد».
درحقیقت، کشت تریاک در سال 2013 میزان بیسابقهی 209000 هکتار زمین را پوشش میداد که برداشت را با 50% افزایش، به 5500 تُن رسانده بود. این برداشت گسترده درحدود 3 میلیارد دالر درآمد غیرقانونی تولید کرد که درحدود 320 میلیون دالر آن از درآمدهای مالیاتی طالبان بود. سفارت آمریکا این ارزیابی را تایید کرد و این درآمدهای غیرقانونی را «ثروتی بادآورده برای شورشیان» خواند که «تقریباً در هر مرحلهای از تجارت مواد مخدر سود میبرند».
با برداشت محصول تریاک در سال 2014، ارقام سازمان ملل نشاندهندهی ادامهی این روند بودند. مناطق زیر کشت به 224000 هکتار افزایش یافته و تولید به 6400 تُن رسیده بود که یک رکورد بیسابقه بود. در ماه می سال 2015، با سیلی از مواد مخدر که به بازارهای جهانی وارد میشدند و افزایش هزینهی مبارزه با مواد مخدر ایالات متحده به سطح 8.4 میلیارد دالر، سوپکو گفت: «درحدود 500000 جریب یا 780 مایل مربع زمین در افغانستان به کشت خشخاش اختصاص داده شده است که معادل با بیش از 400000 زمین فوتبال آمریکایی است – شامل مناطق پایان زمین».
در فصل جنگ سال 2015، طالبان بهطور کامل کنترل مبارزات را بهدست گرفتند و به نظر میرسید مواد مخدر نقش گستردهتری در عملیاتهای آنها دارد. «نیویوک تایمز» گزارش داد که رهبر جدید جنبش، ملا اختر منصور، «از اولین مقامات اصلی طالبان بود که درگیر تجارت مواد مخدر شد… او بعدها مسئول اصلی جمعآوری مالیات طالبان برای این تجارت بود – که سود فراوانی را بههمراه داشت». پس از ماهها فشار بیوقفه بر نیروهای دولتی در سه ولایت شمالی، نخستین عملیات عمدهی این گروه تحت فرماندهی ملا منصور، تصرف دو هفتهای ولایت قندوز بود؛ شهری که درست در «پرمنفعتترین جادهی تجارت مواد مخدر کشور قرار داشت… مسیر انتقال تریاک از ولایتهای حاصلخیز خشخاش در جنوب، به تاجیکستان… و روسیه و اروپا». واشنگتن به این نتیجه رسید که باید به سرعت طرح خروج برنامهریزیشدهی نیروهای جنگیاش را متوقف کند.
سازمان ملل، همزمان با تخلیهی سریع دفاتر منطقهایاش در ولایتهای شمالی که زیر تهدید قرار داشتند، نقشهای را در ماه اکتوبر منتشر ساخت که نشان میداد طالبان کنترلی «بالا» یا «شدید» بر بیش از نیمی از مناطق روستایی کشور اعمال میکنند، ازجمله بسیاری از مناطقی که آنها در گذشته حضور قابلتوجهی نداشتهاند. در طی یک ماه، طالبان حملاتی را با هدف تصرف و کنترل مناطقی در سراسر کشور به راه انداخته، پایگاههای نظامی را در ولایت شمالی فاریاب مورد تهدید قرار دادند و مناطقی را در هرات محاصره کردند.
جای تعجب نیست که قدرتمندترین حملات آنها در ولایت هلمند که مرکز کشت خشخاش بود انجام شد؛ جایی که نیمی از محصول کشور در آن رشد میکند و به گفتهی «نیویورک تایمز»، «تجارت پرسود تریاک آن را برای طرحهای اقتصادی شورشیان ضروری کرده است». در اواسط ماه دسامبر، شورشیان پس از تسخیر ایستهای بازرسی بار دیگر بخشهای زیادی از این ولایت را به کنترل درآوردند و با عقبراندن نیروهای دولتی، به تسخیر کامل قلب تجارت هروئین، شهر مارجه، نزدیک شدند. اگر نیروهای عملیات ویژه و نیروهای هوایی ایالات متحده برای کمک به رهاسازی نیروهای افغان مداخله نکرده بودند، این ولایت و این شهر بدون شک سقوطی می کرد. براساس گزارشها، در اوایل سال 2016 بیشاز 14 سال پس از آنکه افغانستان در نتیجهی تهاجم ایالات متحده «آزاد شد» و با شکست برگشتناپذیر سیاستهای دولت اوباما، ایالات متحده «صدها» نیروی جدید آمریکایی را برای تقویت نیروهای متزلزل دولتی و جلوگیری از دستیابی «جایزهی اقتصادی» که میتوانستند از حاصلخیزترین مزارع خشخاش بهدست بیاورند، اعزام کردند.
پس از یک فصل جنگی فاجعهبار در سال 2015، که به گفتهی مقامات ایالات متحده تلفاتی «تحملناپذیر» در ارتش افغانستان تحمیل کرد و در آنچه سازمان ملل باتوجه به آمار تلفات غیرنظامیان، «وحشت حقیقی» نامید، زمستان طولانی و سخت نیز آرامشی همراه داشت. اگرچه سرما و برف جنگ را کاهش داد، طالبان عملیاتهای خود را به شهرها منتقل کردند. آنها پنج بمبگذاری عظیم در کابل و سایر شهرهای کلیدی در ماه جنوری انجام دادند که با حملهی انتحاری به مجتمع پولیس دنبال شد که 20 کشته بر جا گذاشت.
درعینحال، با پایان برداشت محصول در سال 2015، بعد از شش سال رشد پایدار، کشت تریاک 18% کاهش پیدا کرد و محصول آن به 3300 تُن رسید. اگرچه مقامات ایالات متحده بخش زیادی از این کاهش را به خشکسالی و گسترش قارچهای خشخاش نسبت میداد و این شرایط ممکن است در سال 2016 ادامه پیدا نکند، در بلندمدت اخبار ترکیب نامشخصی از اخبار مثبت و منفی هستند. آمار قابلتوجهی درمیان تودهای از اطلاعات منتشرشده در گزارشهای سازمان ملل متحد دررابطه با مواد مخدر وجود دارد: با رشد اقتصاد افغانستان درنتیجهی سالها کمکهای بینالمللی، سهم تریاک در تولید ناخالص داخلی، از رقم نگرانکنندهی 63% به رقم قابلکنترلتر 13% در سال 2014 رسید. بااینوجود سازمان ملل اعلام کرد: «وابستگی به اقتصاد مواد مخدر در جوامع روستایی هنوز بالا است».
«نیویورک تایمز» اخیراً گزارش داده است که در ولایت هلمند، «مقامات محلی دولت افغانستان نیز بهطور مستقیم در تجارت مواد مخدر درگیر هستند». آنها «رقابت خود را با طالبان بر جنگی بر کنترل قاچاق مواد مخدر» توسعه دادهاند و بخشی از سود غیرقانونی خود را «به بالای این زنجیره، به مقامات ارشد در کابل میفرستند».
همزمان، تحقیقات اخیر شورای امنیت سازمان ملل دریافته است که طالبان بهشکلی سیستماتیک از هر مرحلهی تجارت مواد مخدر سود میبردند: جمعآوری 10% مالیات از کشت تریاک در هلمند، جنگیدن بر سر کنترل پالایشگاههای هروئین، و ایفای نقش بهعنوان «تضمینکنندهی اصلی قاچاق تریاک خام و هروئین به بیرون از افغانستان». طالبان دیگر تنها از قاچاق مواد مخدر مالیات نمیگیرند، بلکه اکنون مستقیماً و بهشکل گسترده درگیر این تجارت هستند. بر همین اساس، «نیویورک تایمز» اضافه میکند، «تمایزدادن این گروه از یک سازمان اختصاص دادهشده به مواد مخدر دشوار شده است». اما وضعیت هرطور پیش برود، برای آیندهای قابلپیشبینی تریاک همچنان با اقتصاد روستایی، شورش طالبان و فساد در دولت که مجموع آنها معمای افغانستان را تشکیل میدهد، گره خورده باقی میماند.
طالبان با کسب درآمد کافی از محصولات زمینهای خشخاش، بدون شک برای فصل جدید مبارزات که با آغاز فصل بهار خواهد آمد، آماده هستند. با آبشدن برف دامنهی کوهها، سربرآوردن شاخههای بهاری خشخاش، همچنان که در طول 40 سال گذشته اتفاق افتاده است، دستهای جدید از نوجوانان تازه استخدامشده برای پیوستن به مبارزات نیروهای شورشی وجود خواهد داشت.
حل معمای بغرنج افغانستان
فعالیتهای اقتصادی، تولید و مبادلهی کالاها، در رابطهی میان دولت و مردم در بسیاری از مردم جهان بخش مهمی هستند، همانگونه که در سکهها و ارزهایی با نشانههای دولتی که هرکسی با خود همراه دارد روشن است. اما زمانی که مهمترین کانالهای اقتصادی کشور غیرقانونی باشند، وفاداریهای سیاسی طبیعتاً تغییر کرده و به شبکههای مختلفی منتقل میشوند که این محصولات را با امنیت از زمینها به بازارهای خارجی میفرستند و در هر مرحلهای از این کار، پول، وام، و شغل فراهم میکنند. جان سوپکو توضیح میدهد: «تجارت مواد مخدر اقتصاد افغانستان را آلوده کرده است و برای اقتصاد غیرقانونی درحالرشد آن سوخت فراهم میکند. این امر به نوبهی خود مشروعیت دولت افغانستان را با تقویت فساد، تغذیهی شبکههای جنایتکار و فراهمآوردن حمایت مالی قابل توجهی برای طالبان و دیگر گروههای شورشی تضعیف میکند».
پس از 15 سال از جنگ مداوم در افغانستان، واشنگتن با همان انتخابی مواجه است که پنج سال قبل در برابرش بود؛ زمانی که جنرالهای اوباما تفنگداران را در طرح افزایش نیروها با هلیکوپتر به مارجه منتقل کردند. ایالات متحده، مانند پانزده سال گذشته میتوانند در چرخهای مشابه و بیپایان گرفتار بمانند، با دستههای جدید جنگجویانی که بهنظر میآید هر سال مسلح به تجهیزات کامل جنگی از مزارع خشخاش ظهور میکنند، مبارزه کنند. اکنون، تاریخ به ما چنین میگوید: در این سرزمین، دستههای جدیدی از شبهنظامیان وجود خواهند داشت، امسال، سال آینده و سال پس از آن.
بااینحال، حتا در افغانستان جنگزده جایگزینهایی وجود دارد که در مجموع میتوانند این گره کور را حل کنند. بهعنوان اولین و اساسیترین گام، زمان آن فرا رسیده است که گفتوگو از قدمهای بعدی رییسجمهور اوباما برای تکمیل طرح خروج برنامهریزیشدهی نیروهای نظامیاش متوقف شود.
در قدم بعدی، سرمایهگذاری حداقل بخش کوچکی از بودجهی نظامی عظیم در مناطق روستایی افغانستان، میتوانند جایگزینهای اقتصادی برای میلیونها نفر از کشاورزانی فراهم کنند که اشتغال آنها به تولیدات تریاک بستگی دارد. چنین میتواند به بازسازی باغهای تخریب شده، گلههای حیوانات از بینرفته، و سیستمهای آبرسانی کمک کند که قبل از تمام دهههای جنگ کشاورزی متنوعی را حفظ میکردند. اگر جامعهی بینالمللی بتواند برای قطع وابستگی این کشور از تجارت غیرقانونی تریاک، و سهم 13 درصدی آن از تولید ناخالص داخلی از طریق توسعهی پایدار روستایی کاهش یابد، احتمالاً افغانستان دیگر سرزمینی نخواهد بود که تجارت مواد مخدر را در جهان رهبری میکند و این چرخه ممکن است بعد از سالهای طولانی شکسته شود.