[su_label]منبع: نیویارک تایمز/ مجیب مشعل[/su_label] +
[su_label]ترجمه: حمید مهدوی[/su_label]
وقتی پارتیزان مجاهدین در سال 1993 لشکرگاه، مرکز ولایت جنوبی هلمند، را تصرف کردند، جنرال عبدالجبار قهرمان فرمانده حکومت افغانستان بود که در آخرین پرواز از آنجا خارج شد و این شهر را واگذار کرد. بیشتر از دو دهه بعد در یک پیچ و خم مشابه آقای قهرمان باردیگر نماینده حکومت افغانستان در اینجا است؛ جاییکه ستیزهجویان پست او را به تاخت و تاز تهدید میکنند. این بار طالبان در دروازههای شهر هستند. این ستیزهجویان در حومههای لشکرگاه، مرکز ولایت، سنگرهای مستحکمی ساختهاند و صرف توسط آب آرام دریای هلمند از مراکز حکومتی جدا شدهاند. آنها 10 ولسوالی از 14 ولسوالی ولایت هلمند، بزرگترین ولایت تولید کننده مواد مخدر افغانستان، را در کنترل شان دارند یا حد اقل برای کنترل آن رقابت میکنند.
آقای قهرمان ماه گذشته بهعنوان نماینده رییس جمهور غنی به هلمند آمد و مسئولیت تلاشها برای مخالف نگهداشتن [مردم] این ولایت علیه طالبان را برعهده گرفت. اما این جنرال پیشین که تاکید میکند اقدامات نظامی به تنهایی بهترین چانس دولت نیست، تلاش کرده است تا فرماندهان طالبان را در گفتوگوها شامل کند.
هفته گذشته، آقای قهرمان در مصاحبهای در اینجا در مرکز فرماندهیاش، در حالی که دستیارانش پیهم به او تیلفونی را میدادند که فرماندهان ارتش، مقامهای محلی و بزرگان روی خط بودند، گفت: «در آن زمان نیز من معتقد بودم که راه حل مشکل این ملت در جنگ نیست و امروز هم به آن باور دارم.» «توپخانه، تانکها و هواپیماهای جنگی ابزارهای ناکام هستند و باید بسیار به ندرت یا زمانی که فکر میکنید دارید نابود میشوید، استفاده شوند». وی افزود: «تلاش نخست ما فروکاستن جنگ است، آرام کردن آن». با این حال، در برخی جاها، این کار مانند عقب نشینی است.
اخیراً ارتش آخرین پایگاههایش در ولسوالیهای موسی قلعه و نوزاد را ترک کرد و در یک اقدام آشکار، تقویت کمربند امنیتی اطراف لشکرگاه، حدود 1500 سرباز را از این ولسوالیها بیرون کشید. نیروهای عملیات ویژه ایالات متحده به جنگ کشیده شده و اخیراً برای کمک به پاکسازی جادهها منتهی به مرکز ولایت حرکت کردهاند و در برنامهریزیهای دفاع از مرکز ولایت درگیر شدهاند.
آقای قهرمان، 58 ساله، قبلاً اینجا بوده است. گروه تحت فرماندهی او آخرین سنگر حکومت کمونیستی تحت حمایت روسیه در جنوب افغانستان بود و او شخصاً با سقوط حکومت در اینجا در سال 1993، زمانی که نیروهای او عقب نشینی کردند و لشکرگاه را به مجاهدین تحت حمایت سی.آی.ای واگذار کردند، شناخته میشود. او یک دهه پس از آن را در مسکو در تبعید زیست.
او پس از تهاجم ایالات متحده در سال 2001 و سقوط طالبان، به افغانستان برگشت و عضو پارلمان افغانستان شد. دیدگاه او در مورد چگونگی برخورد با ستیزهجویان طالب با دیدگاه آقای غنی مشابه است؛ کسی که سعی کرد در تلاشی بهمنظور دستیابی به یک راه حل سیاسی برای این جنگ طولانی گفتوگوها را با رهبران ستیزهجویان آغاز کند.
حاجی محمد طاهر، یکی از بزرگان ولسوالی سنگین که اخیراً در بحثی با آقای قهرمان شرکت کرد، گفت: «من فکر میکنم که آقای قهرمان خیال بافی میکند.» «در حال حاضر، طالبان دست بالا دارند، حکومت دست پایین دارد. وقتی آنها را از لحاظ نظامی شکست دادید، آن وقت امکان دارد طالبانهای محلی سلاح شان را به زمین بگذارند و به روند صلح بپیوندند – نه حالا». ملا عبدالرحمن احسان، یک فرمانده طالبان در سنگین، گفت که به وضوح آقای قهرمان به هلمند بازگشته بود تا تحقیر شدنش در گذشته را جبران کند. ملا احسان گفت: «بیایید اول بجنگیم و صلح و به زمین گذاشتن اسلحه را فراموش کنیم. اول باید بجنگیم، بعد روی روند صلح کار کنیم». دیگران در رویدادهای اخیر هلمند، به ویژه پس از واگذاری پایگاههای ارتش، انگیزههای بدبینانه دیدند. پس از یک سال فاجعه بار از لحاظ نظامی، حکومت شاید در ولسوالیها با طالبان معامله میکند تا آنها را از شهر دور نگهدارد؛ دقیقاً همان کاری را که حکومت کمونیستی در روزهای آخر عمرش در جنوب افغانستان انجام داد. این حقیقت که مردی که مسئول عملیاتها در هلمند است، از صلح سخن میگوید و وزیری که در رأس وزارت دفاع ملی است، معصوم ستانکزی، تا سال گذشته مسئول روند صلح بود، سوءظن را بیشتر میکند. عبدالمجید آخندزاده، معاون شورای ولایتی هلمند که پدرش در دهه 1980 یک فرمانده پیشتاز شورشی مخالف آقای قهرمان بود، گفت: «سوالی که پس از عقب نشینی آنها از موسی قلعه در ذهنم خطور میکند این است که شاید آنها میگویند که ما در ولسوالیها مقاومت نمیکنیم و شما بر شهر حمله نکنید.» «اگر قضیه این نیست، چرا آنها بدون جنگ منطقه را ترک میکند؟». آقای قهرمان که گفت عقب نشینیهای اخیر نیاز بود و درآن هیچ معاملهای نشده است، پذیرفت که وظیفه سختی در پیش دارد.
حکومت در هلمند نه تنها بسیاری از ولسوالیهایش را به طالبان باخته است، بلکه در جریان چند سال گذشته بخش بزرگی از حمایت مردمی و هرگونه ظاهر مبارزه با فساد را نیز از دست داده است. جذابیت سود تریاک طالبان و مقامهای حکومتی را بهصورت یکسان به دام انداخته است. مقامها و بزرگان محل گزارش میدهند که در اعماق بیابانها که ظاهراً قلمرو طالبان است، نیروهای امنیتی در جریان شب بر [قاچاقبران] مواد مخدر حمله میکنند. اجساد بهجا میمانند اما کیسههای سودآور مواد مخدر ناپدید میشوند. آقای قهرمان گفت: «اگر مرا در سرتاسر هلمند بفرستید و بگویید که جبار! برایم چند ولسوال خوب، چند قوماندان امنیه خوب، چند رییس خوب پیدا کن. در سرتاسر هلمند یکی را هم نخواهم یافت. قطعاً نمیتوانم.» «اگر نزدیکترین افراد به من را انتصاب کنید، به گرگ تبدیل خواهند شد. ذهنیت اینگونه شده است. [افراد] بد خوب برداشت میشوند».
پس از چند ماه جنگ فاجعه بار در هلمند، در حالی که قلمرو تحت کنترل حکومت کوچکتر میشود، اخیراً هیئتی از مقامهای ارشد که توسط آقای غنی اعزام شد، دریافت که در حقیقت صرف حدود نیمی از نیروهای ارتش افغانستان که باید آنجا میبودند، در حال انجام وظایف شان بودند. یک عضو این هیئت که نخواست نامش فاش شود گفت که بسیاری از سربازان به دلیل ترک وظیفه، تلفات یا فساد ناپدید بودند. آقای قهرمان ضمن اذعان به اینگونه مشکلات، گفت که در هلمند باید نیروهای کافی برای جنگ با ستیزهجویانی که به عقیده وی تعداد شان از 2000 جنگجو بیشتر نیست، وجود داشته باشد. وی تاکید کرد که نیروهای افغانستان به خوبی اکمالات میشوند و در مقایسه با حمایت یک نسل قبل شوری از ارتش که به نظر وی «یک گاو لاغر» بود، حمایت ناتو از ارتش فعلی را «گاو اصلاح شده ژنیتیکی که خوب شیر میدهد» خواند. وی گفت که مشکل در چگونگی مدیریت نیروها است و در رهبری فاسدی که منابع را قبل از رسیدن به واحدها حیف و میل میکنند.
آقای قهرمان در مورد طالبان گفت: «تنها هنر آنها این است که سیار هستند. از سوی دیگر، برای ما، حتا آماده کردن کاروانها روزها طول میکشد. آنها دست بالا دارند – آنها مردم محل هستند، آنها با مناطق آشنا هستند و بارشان کوچکتر است». با این حال، آقای قهرمان گفت که امیدوار است در هلمند تغییری بیاورد. او یک شعر پشتو را دکلمه کرد: «اگر به دنبالش به شنا کردن ادامه بدهید، بدست خواهد رسید / چه کسی میگوید که در دریا مروارید نیست ؟». اما حاجی شرف الدین، 53 ساله، جنگجوی مجاهدین که در دهه 1980 در مقابل آقای قهرمان جنگید، بیم آن را دارد که گذشته این جنرال پیشین در لشکرگاه تکرار شود. حاجی شرف الدین گفت: «فردا، هواپیمای دیگری برای [بردنش] خواهد آمد و ما اینجا خواهیم ماند تا تماشا کنیم».