[su_label]آسیا تایمز/ سلمان رفیع[/su_label] +
[su_label]ترجمه: معصومه عرفانی[/su_label]
درحالیکه جنگ افغانستان هنوز هم بهشکلی گسترده بهعنوان «شورش تحت رهبری طالبان» علیه دولت دیده میشود، این جنگ تا حد زیادی رنگی از مبارزهی قدرت میان بازیگران مختلفی را به خود گرفته است.
طالبان چیزی بیشتر از یک گروه ساختارمند براساس شباهتهای میان اعضا نیست. دولتهای مختلفی که در روند صلح با طالبان دخیل هستند، اهداف یکسانی را دنبال نمیکنند. باتوجه به اینکه جناحهای مختلف طالبان ادعای «رهبری» جنبش را دارند و مواضع متفاوتی را دررابطه با روند صلح اتخاذ میکنند، این پرسش که با چه کسی باید گفتوگو صورت بگیرد اهمیتی روزافزون پیدا کرده است.
طالبان، باوجود شکافهایی که میان آنها وجود دارد، هنوز هم مبارزه میکنند. بااینوجود، آنها میدانند که جنگ نمیتواند برای مدتی نامحدود ادامه پیدا کند و نوعی توافق و مصالحه برای تضمین فضایی، درون ساختارهای سیاسی و اقتصادی افغانستان موردنیاز است.
علیرغم پیشنهادهای امیدوارکنندهی اخیر طالبان درخصوص مشارکت در طرح گروه همکاریهای چهارجانبه، تقسیمبندیهای درون این گروه ظاهراً تبدیل به یک مشکل جدی شده است تا یک گام به سوی سقوط نهایی این گروه بهعنوان مدعی اصلی برای قدرت سیاسی در افغانستان.
این سوال که باید با چه کسی گفتوگو صورت بگیرد یا چه کسی ممکن است تمایلی به گفتوگو داشته باشد، اهمیت فوقالعادهای پیدا کرده است. این امر از اعلام همکاری پاکستان برای شناسایی کسانی که مایل به شرکت در مذاکره هستند، کاملاً آشکار است. ظاهراً، بزرگترین جناح طالبان به شکل رسمی شرکت درهرگونه گفتوگو را در طی یک بیانیه که هفتهی گذشته منتشر شد، رد کرده است.
در این بیانیه آمده است که رهبری طالبان «به هیچ کسی اجازه نداده است تا در این نشست شرکت کند». این بیانیه بر موضع پیشین گروه دررابطه با حضور نیروهای خارجی در افغانستان تاکید کرده و همچنین روشن ساخته بود که هیچگونه روند صلح بهشکل معنادار وجود نخواهد داشت، مگر آنکه تمام نیروهای خارجی از کشور خارج شوند.
به نظر میآید که این بیانیه روند صلح را کاملاً متوقف کرده باشد، اما بااینحال، نگاهی نزدیکتر به وضعیت موجود روشن میسازد که چرا این بیانیه در این مقطع زمانی منتشر شد.
هرچند وضعیت این سرزمین فریبدهنده است، گروهی از ناظران موفقیتهای سریع طالبان را با حمایتهایی که این جنبش از برخی «قدرتهای خارجی» دریافت میکند مرتبط میدانند – حمایتهای نظامی و دیپلماتیک. و هیچکشوی نمیتواند چنین حمایتی را بهتر و بیشتر از پاکستان ارائه دهد.
جالب اینجاست که درمیان چهار عضو گروه همکاریهای چهارجانبه، تنها پاکستان با تنظیم هرگونه پیششرطی برای شرکت طالبان در روند صلح مخالفت کرد. چنین موضعی بهشکلی آشکار با مخالفت پاکستان با تدوام عملیاتهای نظامی در افغانستان علیه طالبان هماهنگ است.
پاکستان نیز سالهاست که با طالبان مبارزه میکند و این جنگ تنها در دو سال گذشته تشدید شده است. مواضع متفاوت پاکستان دربرابر طالبان پاکستانی و طالبان افغانی نشاندهندهی «روابط خوب» و بیوقفهی پاکستان با طالبان افغانستان است. پاکستان و چین میخواهند از جایگاه طالبان برای خروج کامل نیروهای غربی از افغانستان استفاده کنند. ازاینرو، طالبان بر تضمین خروج کامل نیروهای خارجی بهعنوان پیششرط هرگونه مذاکرهای تاکید میکنند.
حضور نیروهای نظامی ایالات متحده در افغانستان دربرابر منافع حیاتی پاکستان و چین، بهویژه طرح تازهی جادهی ابریشم قرار دارد. از سوی دیگر، همین حضور نیروهای نظامی ایالات متحده در افغانستان است که میتواند دوام دولت فعلی را تضمین کند. نیروهای امنیتی افغانستان همچنان دربرابر حملات سازمانیافتهی طالبان شکست میخورند.
تنها سه هفته پیش بود که دولت افغانستان ناچار شد نیروهایش را از ولایت مهم استراتژیک هلمند بهدلیل عدم توانایی برای سرکوب طالبان بیرون بکشد.
معاون شورای ولایتی هلمند، عبدالمجید آخوندزاده، گفت: «اکنون که دولت نیروهای خود را از این منطقه خارج کرده است، به زودی شاهد سقوط کجکی، گرشک و سنگین خواهیم بود». از طرف دیگر، طالبان گفتهاند که این گروه تانکهای زرهی، بلدوزرها، و دیگر تجهیزات رهاشده در برج روشن و ایستهای بازرسی دیگر را که رها شده بود ضبط کردهاند.
باتوجه به چنین وضعیتی، دلیل امتناع طالبان در هفتهی گذشته برای شرکت در روند مذاکرات صلح، کاملاً روشن است. نه پاکستان و چین میتوانند بهشکلی استراتژیک هرگونه حضور نظامی بیشتر ایالات متحده را تحمل کنند، و نه گروه طالبان از عهدهی مقابله با آن برمیآید. بنابراین، طالبان، پاکستان و چین، دررابطه با موضع خود برای پایاندادن به جنگ در یک خط قرار دارند.
ایالات متحده برای تامین منافع خود نمیتواند تمام نیروهایش را از افغانستان خارج کند. تحولات اخیر در شرق میانه این مسئله را بیش از گذشته ضروری ساخته که این کشور نیروهای نظامیاش را در تعداد فعلی حفظ کند و یا در هنگام نیاز آن را افزایش دهد. حضور نظامی در افغانستان برای تداوم توازن قدرت در شرق میانه و مناطق آسیای مرکزی، جایی که روسیه همچنان در آن نفوذ دارد، الزامی است.
وضعیت موجود، آنگونه که به نظر میآید، به سادهترین شکل ممکن بهعنوان «جنگ افغانستان-ایالات متحده» توصیف میشود. این جنگ به سادگی تبدیل به مبارزهی قدرت میان بازیگران دولتی و غیردولتی تحت رهبری ایالات متحده و پاکستان شده است. برای چین و پاکستان، این جنگ برای تضمین حداکثر قدرت سیاسی برای طالبان در دولت افغانستان، و استفاده از این وضعیت برای بهحداکثررساندن اهداف جغرافیای اقتصادی آنها است. بهطورکل، طالبان از این برنامه حمایت میکنند و این همان هدفی است که تلاش میکنند ازطریق حملات مکرر بر نیروهای امنیتی افغانستان به آن دست یابند.
بااینحال، باتوجه به تاثیرگذاری پاکستان بر طالبان که این کشور خود به آن اعتراف کرده است، اظهارات طالبان را نمیتوان خیلی جدی و واقعی درنظر گرفت. همانطور که یکی از مقامات وزارت خارجهی پاکستان بیان کرده است، امتناع طالبان از شرکت در روند مذاکرات صلح بیشتر یک نشانه از سهم بیشتری است که آنها در قدرت سیاسی میخواهند تا اینکه صرفا رد هرگونه امکانی برای پایاندادن به جنگ ازطریق گفتوگوها باشد.