دانش اندک ما از جهادی‌ها

اطلاعات روز

[su_label]نیویورک تایمز/ کنان ملک[/su_label] +
[su_label]ترجمه: معصومه عرفانی[/su_label]


چه چیزی باعث می‌شود تا جوانان مسلمان اروپا خود را در قطارها یا فرودگاه‌ها منفجر کنند، یا به‌سمت خریداران در فروشگاه‌ها یا شرکت‌کنندگان در کنسرت‌ها تیراندازی کنند؟
این سوالی است که پس از حمله‌ی بمب‌گذاران انتحاری داخلی به سیستم حمل‌ونقل شهر لندن در سال 2005 اغلب مطرح می‌شود. حملات بروکسل این نکته را برجسته ساختند که این سوال تاحد زیادی حل‌ناشده و بی‌پاسخ باقی مانده است.
کسانی‌که درحال وحشت‌آفرینی در اروپا هستند، نه جهادی‌های خارجی بلکه شهروندان اروپایی هستند که بیشتر آن‌ها در همین قاره و در مکان‌هایی مانند منطقه‌ی بروکسل به دنیا آمده و بزرگ شده‌اند. این نگرانی فراتر از اروپا گسترش یافته است؛ مقامات دولت ایالات متحده نیز به‌شکلی فزاینده درمورد حملاتی از سوی شهروندان خود نگران هستند.
دیدگاه رایج این است که تروریست‌های داخلی از طریق فرایند «افراطی‌گرایی» به‌وجود می‌آیند؛ مسیری که افراد آسیب‌پذیر را با عبور از چندین مرحله در یک «نوار تولید»، از اعتقادات مذهبی به خشونت جهادی می‌کشاند.
یک گزارش مهم اداره‌ی پلیس نیویورک در سال 2007، «افراط‌گرایی در غرب: تهدید داخلی»، فرایند چهار مرحله‌ای پیش-افراط‌گرایی، خودشناسایی، تلقین و جهادی‌سازی را توصیف کرد که از طریق آن مردم به‌سمت تروریسم حرکت می‌کنند. مرحله‌ی اول آن به‌سادگی وابستگی به یک جامعه‌ی مسلمان و مرحله‌ی دوم پذیرش اعتقادات سلفی‌گرایی توصیف شده است. تلقین به معنای تحت تأثیر یک سازمان جهادی قرار گرفتن است و نقطه‌ی پایان آن نیز جهادی‌سازی است.
این طرح ذهن سیاست‌مداران و سیاست‌گذاران را به‌خود جلب کرد و در سیاست‌های ضد تروریستی اهمیت مرکزی یافت. برای مثال، اداره‌ی پلیس نیویورک یک واحد نظارتی مخفی برای جاسوسی درمیان جوامع مسلمان، استراق سمع در مساجد و کافه‌ها و یافتن نشانه‌هایی از افراط‌گرایی تشکیل داد. این برنامه در نهایت پس از بحث‌های زیاد و ایجاد دو پرونده‌ی فدرال متوقف شد. با این‌همه، باتوجه به گزارش «مرکز برنان برای عدالت»، این رویکرد هم‌چنان در سازمان‌هایی چون «اف.بی.آی» تاثیرگذار است.
«اف.بی.آی» گزارشی در این زمینه با عنوان «فرایند افراط‌گرایی: از ایمان‌آوردن تا جهاد» را منتشر ساخت که در آن چهار مرحله‌ی افراط‌گرایی را توصیف کرده است. شاخص‌ها شامل «پوشیدن لباس‌های سنتی مسلمان‌ها»، «نتراشیدن موهای صورت» و «حضور مکرر در یک مسجد یا گروه عبادی» هستند. «اف‌.بی.آی» نیز مانند اداره‌ی پلیس نیویورک برنامه‌های نظارتی گسترده‌یی بر جوامع مسلمان انجام داده است.
در بریتانیا، طرح برجسته‌یی مبارزه با تروریسم دولتی، شامل تحت‌نظرگرفتن دانش‌آموزان و دانشجویان می‌شود. معیارهای رسمی مشخص ساخته‌اند که نشانه‌های افراط‌گرایی شامل تغییر «شیوه‌ی لباس‌پوشیدن یا ظاهر» یک شخص یا استفاده از «نام‌ها یا برچسب‌های توهین‌آمیز برای گروهی دیگر» است. بر اساس یکی از مواد آموزشی معلم‌ها که به بیرون درز کرده است، علاقه‌ی آشکار به فلسطین و سوریه از دیگر نشانه‌های افراط‌گرایی است. درمیان نزدیک به 4000 نفری که در سال گذشته که ظاهراً علایم افراط‌گرایی را از خود بروز می‌دادند، یک پسر 4 ساله نیز قرار داشت.
در فرانسه، برنامه‌ی تعطیل جمعی از مساجد و سازمان‌هایی‌که مظنون به افراط‌گرایی هستند در جریان است.
با این‌وجود، شواهد نشان می‌دهند که این طرز برداشت ناقص است و چنین اقدامات ضد جهادی نه‌تنها بی‌اثر هستند، بلکه نتیجه‌ی معکوس دارند. یک تفاهم‌نامه‌ی مخفی دولت بریتانیا که در سال 2010 افشا شد، ایده‌ی وجود یک «نوار تولید» مستقیم از نارضایتی به خشونت و افراط‌گرایی را رد کرد. یک تحقیق در آمریکا با حمایت مالی وزارت امنیت داخلی در سال 2010 نیز به‌شکلی مشابه تاکید کرده است که افراط‌گرایی «نمی‌تواند به‌عنوان مجموعه‌یی ثابت از گام‌ها یا مراحلی شناخته شود که از همفکری به رادیکالیسم می‌رسد».
مطالعات بسیاری نشان می‌دهند که مردم اغلب ازطریق ایمان مذهبی به‌سمت گروه‌های جهادی جذب نمی‌شوند. در سال 2008، گزارش افشاشده‌یی از سرویس امنیت داخلی بریتانیا، دریافت که جدا از متعصبان مذهبی، بسیاری از کسانی که در انتشار تروریسم سهم دارند به‌شکلی خاص پایبند اصول مذهبی نیستند.
این دیدگاه توسط مارک زاکمن، افسر سابق سازمان اطلاعات مرکزی که اکنون به‌عنوان مشاور مبارزه با تروریسم کار می‌کند، تأیید شد. او اظهار داشت: «تروریست‌های جهادی در زمان پیوستن به این گروه‌ها مذهبی نیستند، و این تنها پس از پیوستن به جهاد است که آن‌ها مذهبی می‌شوند».
پارادوکس این‌جاست که این مفهوم هم‌چنان برای سیاست‌های مبارزه با تروریسم به‌عنوان مسأله‌ی مرکزی باقی مانده است، اگرچه سازمان‌های دولتی دریافته‌اند که این برداشت نادرست است. شکافی میان واقعیت جهادگرایی و تمایل سیاسی برای یک روایت ساده از افراط‌گرایی وجود دارد.
در سال‌های اخیر، دیدگاه رسمی نسبت به فرایند افراط‌گرایی تنوع بیشتری یافته است. در یکی از وبسایت‌های «اف.بی.آی» برای مخاطبان نوجوان تصدیق شده است که «هیچ دلیل یگانه‌یی برای تبدیل‌شدن مردم به افراط‌گرایان خشونت‌طلب وجود ندارد.». استراتژی جدید بریتانیا نیز تأیید می‌کند که «تنها یک علت واحد برای افراط‌گرایی وجود ندارد».
بااین‌حال، ایده‌ی وجود یک خط تولید مستقیم و نشانه‌های بارز افراط‌گرایی هم‌چنان بااهمیت و تاثیرگذار است.
هرچند برای بسیاری اولین گام‌ها به‌سوی تروریسم به‌ندرت دلایل سیاسی و مذهبی در نظر گرفته شده است. همان‌گونه که جامعه‌شناس فرانسوی «الیور روی»، محقق برجسته‌ی جهادگرایی اروپا بیان می‌کند، تروریست‌های اندکی «سابقه‌یی از ستیزه‌جویی» سیاسی یا مذهبی داشته‌اند. بلکه در عوض آن‌ها در پی چیزی هستند که کمتر قابل تعریف است: هویت، معنا، احترام.
یک محقق انگلیسی در سال 2007 اظهار داشت که «مسیر افراط‌گرایی اغلب شامل جست‌وجویی برای هویت در مرحله‌یی بحرانی می‌شود». او توضیح می‌دهد که این زمانی اتفاق می‌افتد که «توضیحات و اعتقادات و نظام‌های باور قبلی برای توضیح تجربیات یک فرد ناکافی به‌نظر می‌رسند».
زمانی‌که شخص در فرهنگ یا سیستم اعتقادی رایج پاسخ‌های اندکی می‌یابد، ممکن است جست‌وجو را در جاهای دیگر، در حاشیه‌ها، ادامه بدهد. در گذشته این فرایند احتمالاً آن‌ها را در پیوستن به جنبش‌هایی برای تغییرات سیاسی هدایت می‌کرد – که قطعاً همان مسیری بود که خود من در جوانی دنبال کردم. بااین‌وجود، در حال حاضر این جنبش‌ها اغلب مانند نهادهای اصلی دور از دسترس قرار دارند. بنابراین، ممکن است برخی به این نتیجه برسند که در چشم‌انداز به‌شدت قبیله‌ای، خشن و باطلی از اسلام خواهند یافت که بیشتر با سیاست هویت شکل گرفته است تا سیاست پیشرو. از قضا، تعدادی از آن‌ها به‌همان اندازه که از جوامع غربی جدا هستند، از جریان اصلی جوامع مسلمان نیز فاصله دارند.
چنین جهادی‌هایی جوامع خود را نه از طریق مساجد، بلکه از طریق اینترنت کشف می‌کنند. افراط‌گرا‌ها، که از هنجارهای اجتماعی فاصله گرفته‌اند، هویت خود را در درون یک گروه کوچک می‌یابند و رویدادهای جهان را مبارزه‌ی وجودی میان اسلام و غرب می‌بینند و این به آن‌ها احساس قدرت برای انجام اقدامات وحشت‌آفرین می‌دهد.
سیاست‌های مقابله با افراط‌گرایی شکست می‌خورند، چراکه آن‌ها به‌دنبال نشانه‌هایی برای افراط‌گرایی می‌گردند که در حقیقت بی‌معنا هستند و برای قطع یک «نوار تولید» تلاش می‌کنند که اصلاً وجود ندارد. آن‌ها به ایجاد جوامع غیرلیبرال‌تری کمک کرده‌اند درحالی‌که جهادگرایی را به چالش نکشیده‌اند؛ یک طرز فکر را خلق کرده‌اند که در آن یک کودک 4 ساله نیز می‌تواند به‌عنوان یک جهادی بالقوه در نظر گرفته شود، درحالی که ترویست‌های حقیقی از دام می‌گریزند. استراتژی ضد تروریستی ما نیاز به یک بازنگری کامل دارد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه