[su_label]رحمتالله ارشاد[/su_label]
فرمانده عمومی نیروهای ناتو در افغانستان گفته است که در سال 2015 تلفات نیروهای امنیتی افغانستان سنگین بوده است. او گفته است که این تلفات سنگین بر مأموریت آموزشی و مشورتی آنها تأثیر گذاشته است. بر اساس آماریکه فرمانده عمومی نیروهای ناتو به رویترز ارائه کرده، تلفات قوای مسلح افغانستان در سال 2015 به 5500 نفر رسیده و بیشتر از چهاردههزار نفر از نیروهای امنیتی نیز در این سال زخمی شدهاند. این آمار در حالی اعلام میشود که چندی قبل دفتر سازمان ملل متحد در افغانستان سال گذشته را خونبارترین سال اعلام کرد و میزان تلفات نیروهای ملکی به بالاترین حد خود در چهارده سال اخیر رسید.
در حالیکه آمارهای اعلامشده توسط نهادهای بینالمللی در مورد تلفات نظامیان و غیرنظامیان، تکاندهنده و نگرانکننده است، حکومت افغانستان اما، بدون نگرانی و هراس از اینکه چنین آمارهای درشت و در حال افزایش میتواند منجر به فروپاشی نهادهای امنیتی شود؛ با برنامههای کوتاهمدت و پیچیده کمکم کنترول اوضاع و تسلط بر نهادهای امنیتی را ازدست میدهد. آمارهاییکه تا هنوز از تلفات نیروهای امنیتی افغانستان اعلام شدهاند، میتوانند آمارهای دقیق و مستندی نباشند. هرچند که تنها منابع معتبر اعلام آمار تلفات نیروهای امنیتی میتواند مراجع رسمی حکومتی و نهادهای بینالمللی باشند، اما در عین حال بیباوری به آمارهای اعلامشده توسط نیروهای امنیتی و نهادهای بینالمللی از تلفات ملکی و نظامی در حال افزایش است. این بیباوری به آمار و ارقام رسمی ناشی از مشاهدات و تجربیات محلی و متعدد در شماری از نقاط افغانستان است. شبکههای اجتماعی، تیلفونهای هوشمند و شهروند – خبرنگاران افغانستان با ثبت رویدادهای انتحاری و درگیریهای نظامی میان نیروهای امنیتی و تروریستان در بسیاری موارد آمارهای اعلام شده توسط نهادهای امنیتی در قبال یک رویداد را به چالش کشیدهاند.
در حالیکه تکیه و اعتماد به آمارهای رسمی رو به کاهش است، اما آنچه فرمانده نیروهای عمومی ناتو از تلفات نیروهای امنیتی در سال گذشتهی میلادی اعلام کرده است، تکاندهنده و فاجعهآمیز است. اگر یکی از دلایل عمدهی افزایش تلفات نیروهای امنیتی را، تقویت و تجهیز طالبان و جنگ نیابتی پاکستان در افغانستان بپنداریم، دلیل بزرگ دیگر اشتباهات بزرگ در سیاستگزاریهای امنیتی نهفته است. نهادهای امنیتی افغانستان بهدلیل ضعف مدیریتی و ناهماهنگی کنترول و اقتدار نظامی بر فرماندهان ردهپایینتر در ولایات و ولسوالیها را نسبت به هر زمان دیگر از دست دادهاند. صفآراییهای سیاسی و قومی و جدالهای دوران انتخابات و پس از انتخابات نیز بر افزایش شکافها و نافرمانیها در میان نیروهای امنیتی تأثیر گذاشته است. از جانب دیگر، بیتوجهی به رؤسای نهادهای امنیتی و نگهداشتن نهادهای امنیتی تحت سرپرستی، بهبینظمی و سرخوردگی در نهادهای امنیتی دامن زده است. در حالیکه طالبان و سایر گروههای درگیر جنگ سال گذشته بهتواناییهای بیسابقهی عملیاتی و نظامی دست یافتند و برای اولینبار یکی از مهمترین شهرهای افغانستان را در کنترولشان درآوردند، حکومت افغانستان اما، بهدلیل ملاحظات سیاسی و قومی تعیین وزرای نهادهای امنیتی را هیچگاه در اولویت برنامههایاش قرار نداد و همسویی سیاسی و شراکتهای انتخاباتی را مهمتر و مقدمتر بر بحث مسلط شدن بر اوضاع امنیتی قلمداد کرد.
از سوی دیگر با افزایش صلاحیتهای دفتر شورای امنیت ملی، پاشیدگی و رویارویی فرسایشی میان سران نهادهای امنیتی افزایش یافت و بدنه و سلسلهمراتب نهادهای امنیتی در جبهات جنگ در بلاتکلیفی و یا در سردرگمی دستورات متعدد، بدون واکنش ماندند. شهر قندوز، ولایت بغلان و هلمند در سال گذشته بهدلیل دستورات پیچیدهی امنیتی به مواردی بر خوردند که حق فیر بر دشمنان را بدون اجازهی مقامات ردهبالاتر نداشتند.
از اینرو، افزایش تلفات نیروهای امنیتی افغانستان بهدلیل پیچیدهتر شدن تصامیم امنیتی و رویارویی و نافرمانی بیسابقه از سطوح بالا تا پایین در نهادهای امنیتی یک امر قابل پیشبینی بود. اینک اما، این افزایش تلفات در نیروهای امنیتی و روند رو بهفزونی ترک وظیفه و فرار از کار و مسئولیت در صفوف نیروهای امنیتی؛ اگر در سال پیش رو درست مدیریت نشود، میتواند بحران ایجادشده در نیروهای امنتی را گستردهتر سازد. چنین وضعیتی افزون بر اینکه به توانمند شدن تروریستان کمک خواهد کرد، نیروهای امنیتی را نیز از لحاظ روحی در وضعیت بدی قرار خواهد داد. انتظار میرود مسئولان حکومت وحدت ملی با درک حساسیت و وخامت اوضاع امنیتی، سال آینده را با برخورد معقولانهتر و مسئولانهتری، سالی امن برای مردم افغانستان بسازد و بتواند در میزان تلفات نیروهای امنیتی کاهش قابل ملاحظهیی ایجاد کند. این تلفات و این آمار ویرانکننده و فاجعهبار است.
یکی از راه حلهای اساسی برای پایان بخشیدن به این وضعیت نگرانکننده، کنار گذاشتن بختآزماییهای سیاسی در میدان جنگ با تروریستان افراطی است. مسئولان حکومت وحدت ملی باید بازی سرپرستان در نهادهای امنیتی را پایان ببخشند و از بختآزمایی سیاسی در پروسهی صلح برای برگردان امنیت منصرف شوند. این بختآزماییها با این باور کاذب که امنیت از راه گفتوگوهای صلح با طالبان و پاکستان تأمین خواهد شد، قربانی بسیاری از مردم افغانستان و نیروهای امنیتی ما گرفته است. به این بختآزماییها باید نقطهی پایان بگذاریم.